فوتبال جهان

فشار بیاور و برو | رویه ستاره‌های فوتبال برای جدایی از باشگاه

بازیکنان حرفه‌ای فوتبال در چند سال اخیر برای جدایی از باشگاه تحت قرارداد ترفندهای مختلفی را استفاده می‌کنند.

به گزارش همشهری‌آنلاین، فوتبال در سال‌های اخیر یک قانون نانوشته جدید پیدا کرده است: اگر بازیکنی تصمیم بگیرد باشگاهش را ترک کند، لازم نیست حتما درخواست رسمی انتقال بدهد؛ کافی است کاری کند که باشگاه نتواند با خیال راحت او را نگه دارد. تابستان ۲۰۲۶ چند نمونه جالب از این رویه را مقابل ما گذاشته است. از خولیان آلوارس در اتلتیکومادرید گرفته تا ماجرای انزو فرناندس در چلسی و پرونده‌های کریستین رومرو، امیلیانو مارتینس و حتی شایعات مربوط به کودی خاکپو. در همه این پرونده‌ها یک چیز مشترک دیده می‌شود: بازیکن می‌خواهد برود و باشگاه باید بین دو انتخاب بد تصمیم بگیرد؛ یا بازیکن ناراضی را نگه دارد یا برای انتقال او مذاکره کند.

خولیان

پر سر و صداترین نمونه، خولیان آلوارس است. مهاجم آرژانتینی صراحتا از علاقه خود به رفتن به بارسلونا صحبت کرده و این موضوع باعث شده رابطه او با هواداران اتلتیکو تیره شود. در نخستین بازی خانگی فصل، او هنگام ورود به زمین با سوت و هو مواجه شد و بعد از مسابقه نیز تصاویرش در حالی که تنها به سمت تونل ورزشگاه می‌رفت، به یکی از نمادهای این ماجرا تبدیل شد. اتلتیکو معتقد است بارسلونا و اطرافیان بازیکن با ایجاد این فضا تلاش کرده‌اند باشگاه را برای فروش تحت فشار قرار دهند. حتی اتلتیکو در این ارتباط از بارسلونا شکایت کرده است.

انزو

یک آرژانتینی دیگر هم شرایط مشابهی پیدا کرده است. در مورد انزو فرناندس هم شرایط به مرحله‌ای رسیده که آینده بازیکن به یکی از موضوعات اصلی چلسی تبدیل شده. منچسترسیتی خواهان اوست و گفته می‌شود. خود بازیکن نیز نسبت به انتقال بی‌میل نیست. چلسی ابتدا برای پیشنهادها ضرب‌الاجل ۱۲۰ میلیون پوندی تعیین کرد، اما سیتی در مهلت تعیین‌شده پیشنهادش را ارائه نکرد و حالا دوباره احتمال انتقال مطرح شده است. در پیروزی ۳ بر ۲ چلسی در هفته اول لیگ برتر مقابل فولام وقتی انزو وارد زمین شد، به‌شدت از سوی هواداران هو شد. او پیش از این هم به رئال مادرید چند بار نخ داده بود تا او را بخرند؛ از طریق پوشیدن پیراهن این تیم و…

خاکپو

در مورد کودی خاکپو هنوز داستان به مرحله «بازیکن علیه باشگاه» نرسیده و بیشتر بحث بر سر علاقه منچسترسیتی و شرایط لیورپول است. با این حال، اگر لیورپول بتواند هم‌زمان دو وینگر، از جمله بردلی بارکولا و ابراهیم امبایه، جذب کند، راه برای خروج خاکپو بازتر خواهد شد. یعنی اینجا هم سرنوشت یک بازیکن تا حدی به این بستگی پیدا کرده که باشگاه بتواند جای او را پر کند. خاکپو وقتی تلاش باشگاه برای خرید آن همه وینگر چپ را دیده، به مدیر برنامه‌هایش گفته که برایش تیمی دیگر دست‌وپا کند. ابتدا تاتنهام دنبال این هلندی بود و حالا منچسترسیتی. البته در سیتی هم وینگر چپ زیاد وجود دارد و همین حالا آنها گریلیش و دکو را دارند.

دو آرژانتینی دیگر

کریستین رومرو نیز یکی از بازیکنانی است که در تابستان امسال نامش بارها در ارتباط با انتقال مطرح شد، در حالی که تاتنهام علاقه‌ای به از دست دادن او نداشت. ماجرای امیلیانو مارتینس هم پیش از این نشان داده بود که یک بازیکن بزرگ چگونه می‌تواند با ابراز تمایل به جدایی، باشگاه را وارد یک بازی روانی کند؛ در مورد مارتینس، مشکلات مالی استون‌ویلا نیز باعث شده بود باشگاه در برابر پیشنهادهای مناسب انعطاف بیشتری داشته باشد. امیلیانو حتی در آخر فصل پیش از هواداران خداحافظی هم کرده بود اما باشگاه خاصی برای خریدش پیش‌قدم نشد و یوونتوس هم به‌خاطر دستمزد بالا و حاشیه‌های این دروازه‌بان از خریدش منصرف شدند.

رومرو از دی‌زربی قول گرفته بود که اگر به ابقای تاتنهام در لیگ کمک کند، این مربی با جدایی‌اش موافقت کند. او حالا با ۴۰ میلیون یورو به اتلتیکو مادرید، شعبه دوم تیم ملی آرژانتین پیوسته است.

فران تورس

فران تورس هم نمونه جالب دیگری از این پدیده است. مهاجم بارسلونا در تابستان امسال وقتی بحث جدایی‌اش مطرح شد، از این گلایه کرد که در بارسلونا آن‌طور که باید قدرش را نمی‌دانند و درهای خروج را هم برای انتقال به پاری‌سن‌ژرمن باز گذاشت. اما همزمان، تورس که محصول آکادمی والنسیاست، از علاقه‌اش به باشگاه دوران کودکی‌اش حرف زد و گفت هوادار والنسیاست و دوست دارد روزی دوباره برای این تیم بازی کند. او حتی درباره ورزشگاه مستایا گفت «بهترین ورزشگاه اسپانیاست».

قبلی‌ها

اما این پدیده تازه‌ای نیست. شاید بتوان گفت بارسلونا یکی از باشگاه‌هایی بود که در سال‌های اخیر این روش را به یک هنر تبدیل کرد. عثمان دمبله، فیلیپ کوتینیو و آنتوان گریزمان نمونه‌هایی هستند که انتقالشان به بارسلونا با فشارهای رسانه‌ای و رفتاری قابل توجه همراه شد. کوتینیو حتی در سال ۲۰۱۷ رسما درخواست انتقال داد، در حالی که لیورپول تاکید داشت قصد فروش او را ندارد.

در واقع، بارسلونا فقط بازیکن نمی‌خرید؛ گاهی اول شرایطی ایجاد می‌شد که بازیکن دیگر نمی‌توانست خیلی راحت در باشگاه قبلی بماند. بعد مذاکره شروع می‌شد. دمبله و کوتینیو تمرینات دورتموند و لیورپول را تحریم کرده بودند.

البته این را نباید با یک نقشه سازمان‌یافته از سوی یک باشگاه اشتباه گرفت. فوتبال حرفه‌ای امروز بازاری است که در آن بازیکن، ایجنت، باشگاه خریدار، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی همه در تعیین قیمت نقش دارند. وقتی بازیکنی قرارداد دارد، باشگاه صاحب اختیار است؛ اما اگر بازیکن ناراضی باشد، ارزش واقعی آن قرارداد برای باشگاه کاهش پیدا می‌کند.

دیگران هم در سال‌های اخیر بوده‌اند با رفتارهای مشابه این:

مارکوس رشفورد: نمونه مهمی از فشار برای جدایی و مشخص کردن مقصدش بود. او در مقطعی به‌خاطر بی‌علاقگی آمریوم به بازی دادنش، به استون‌ویلا و سپس به بارسلونا رفت و برای این تیم خوش‌رقصی کرد اما آنها نگهش نداشتند و به‌ناچار به منچستریونایتد پیوست.

روملو لوکاکو: از نمونه‌های قدیمی‌تر و بسیار واضح این الگوست؛ به‌خصوص ماجراهای اینتر، چلسی و ناپولی.

ویکتور اوسیمن: یکی از نمونه‌های برجسته سال‌های اخیر؛ اختلاف با ناپولی و ماجرای انتقالش باعث شد باشگاه عملا ناچار به مدیریت یک بازیکن ناراضی شود.

کیلیان امباپه: نمونه تاریخی‌تر و بسیار مهم‌تر از نظر «من مقصد خودم را انتخاب کرده‌ام و باشگاه باید با شرایط جدید کنار بیاید». امباپه آن‌قدر در پاریس ماند تا ۶۰ میلیون یورو هم پاداش وفاداری بگیرد.

نحوه فشار

بازیکنی که نمی‌خواهد بماند، دیگر همان بازیکنی نیست که باشگاه روز اول خریده بود. اینجاست که قدرت از باشگاه به بازیکن منتقل می‌شود. بازیکن می‌تواند مصاحبه کند، یک جمله درباره «رویای کودکی» بگوید، عکس یک شهر را در اینستاگرام لایک کند، از بازی ناراحت به نظر برسد، ایجنتش یک مصاحبه مبهم انجام دهد و بعد هواداران هم وارد ماجرا شوند. یا پست‌های مرتبط با تحت فشار بودنش در باشگاه فعلی‌اش را لایک کند. یا در عکس‌ها طوری ژست بگیرد، انگار اسیر یا به افسردگی دچار شده است. و ناگهان باشگاه می‌بیند بازیکن ۳سال قرارداد دارد، اما عملا ۳ روز هم نمی‌تواند او را نگه دارد. این همان تغییری است که بازار نقل‌وانتقالات را از «باشگاه بازیکن را می‌خرد» به «بازیکن تصمیم می‌گیرد کجا بازی کند» نزدیک کرده است.

در واقع بازیکن امروزی لازم نیست اعتصاب کند یا رسما درخواست انتقال بدهد. کافی است به اندازه‌ای ناراضی به نظر برسد که هوادار هم قانع شود ماندنش به صلاح هیچ‌کس نیست. در این مرحله، باشگاه دیگر با یک بازیکن قرارداددار طرف نیست؛ با بازیکنی طرف است که خودش را به یک مسئله تبدیل کرده است. یعنی کاری کنی که باشگاه تصور کند خودش به این نتیجه رسیده که باید تو را بفروشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا