
پذیرهنویسی نخستین اوراق سلف سکه بانک مرکزی با فروش ۴۱میلیون و ۴۴۱هزار ورقه به پایان رسید؛ اوراقی که با قیمت هر ورقه ۲۳۵هزار و ۷۰۰تومان، در مجموع نزدیک به ۹.۸هزار میلیارد تومان ارزش داشتند.
به گزارش همشهری آنلاین، این میزان فروش معادل بیش از ۴۱هزار قطعه سکه است و نشان میدهد بانک مرکزی علاوه بر ایجاد یک ابزار جدید سرمایهگذاری، بهدنبال هدایت بخشی از نقدینگی سرگردان از بازار فیزیکی طلا و سکه به یک ابزار مالی تحت نظارت بازار سرمایه است.
بانک مرکزی پیش از این اعلام کرده بود انتشار اوراق سلف موازی استاندارد تمامسکه با اهدافی ازجمله توسعه ابزارهای مالی، ایجاد امکان سرمایهگذاری در بازار طلا و کنترل نقدینگی انجام میشود.
بر همین اساس، میتوان عرضه این اوراق را بخشی از سیاست بانک مرکزی برای مدیریت تقاضای سرمایهای در بازار طلا دانست؛ سیاستی که در آن به جای آنکه تمام نقدینگی متقاضیان به سمت خرید فیزیکی سکه و طلا حرکت کند، بخشی از این منابع به اوراق مالی منتقل میشود.
در نخستین مرحله عرضه، ۴۱میلیون و ۴۴۱هزار ورقه سلف سکه به فروش رسید.
هر هزار ورقه معادل یک سکه تمام بهار آزادی است. بنابراین حجم فروش معادل ۴۱هزار و ۴۴۱قطعه سکه بوده است.
قیمت هر ورقه نیز ۲۳۵هزار و ۷۰۰تومان تعیین شد. بر این اساس ارزش کل پذیرهنویسی به حدود ۹هزار و ۷۶۷میلیارد تومان رسید.
به بیان سادهتر، در نخستین مرحله عرضه این ابزار، نزدیک به ۹.۸همت منابع به سمت اوراق سلف سکه هدایت شد.
این رقم از منظر سیاست پولی اهمیت دارد؛ زیرا بانک مرکزی پیش از عرضه نیز صراحتا کنترل نقدینگی را یکی از اهداف انتشار این اوراق اعلام کرده بود.
هدف؛ تغییر مسیر پولهای سرگردان
بازار طلا و سکه در دورههای افزایش نااطمینانی اقتصادی معمولا یکی از مقصدهای اصلی نقدینگی سرگردان است. بخشی از سرمایهگذاران برای حفظ ارزش دارایی خود به خرید سکه و طلا روی میآورند و همین افزایش تقاضا میتواند به رشد قیمت و افزایش فاصله قیمت بازار با ارزش ذاتی دارایی منجر شود.
بانک مرکزی با عرضه اوراق سلف سکه تلاش کرده است یک مسیر جایگزین برای این تقاضا ایجاد کند؛ یعنی سرمایهگذار همچنان بتواند روی افزایش ارزش سکه سرمایهگذاری کند، اما به جای خرید و نگهداری سکه فیزیکی، اوراق مالی خریداری کند.
چرا ۴۱هزار سکه عدد مهمی است؟
بانک مرکزی در مرحله نخست قصد داشت معادل ۱۰۰هزار قطعه سکه تمام بهار آزادی را در قالب اوراق سلف عرضه کند.
با فروش ۴۱هزار و ۴۴۱سکه، حدود ۴۱.۴درصد از ظرفیت مرحله نخست به فروش رسیده است.
به این ترتیب، در نخستین تجربه اجرای این سیاست، بیش از دوپنجم حجم اوراق عرضهشده جذب بازار شده است.
در عین حال حدود ۵۸هزار و ۵۵۹سکه از ظرفیت مرحله نخست باقی مانده که میتواند در ارزیابی میزان استقبال بازار از این ابزار اهمیت داشته باشد.
بانک مرکزی چگونه تقاضای طلا را مدیریت میکند؟
منطق اقتصادی این ابزار نسبتا ساده است. سرمایهگذار پول خود را برای خرید سکه به بازار فیزیکی نمیبرد؛ بلکه همان تقاضای سرمایهگذاری را از طریق خرید اوراق سلف پاسخ میدهد.
در نتیجه، بخشی از پولی که میتوانست وارد بازار نقدی سکه شود، به سمت یک ابزار مالی منتقل میشود.
این اتفاق میتواند دستکم از 2مسیر به مدیریت بازار کمک کند. اول؛ کاهش فشار تقاضا بر سکه فیزیکی و دوم؛ جذب نقدینگی در یک ابزار مالی.
وقتی بخشی از تقاضای سرمایهای به سمت اوراق منتقل شود، فشار مستقیم بر بازار نقدی سکه کاهش مییابد. همچنین بانک مرکزی به جای آنکه صرفا با عرضه سکه فیزیکی با تقاضا مقابله کند، یک دارایی مالی در اختیار سرمایهگذاران قرار داده است که متناسب با قیمت سکه حرکت میکند.
از این منظر، اوراق سلف سکه را میتوان بخشی از سیاست مدیریت نقدینگی و مدیریت انتظارات در بازار طلا دانست.
ابزار مالی به جای سکه فیزیکی
ویژگی مهم اوراق جدید این است که سرمایهگذار برای ورود به بازار سکه الزاما به سرمایهای معادل قیمت یک سکه کامل نیاز ندارد.
هر ۱۰۰۰ورقه معادل یک سکه است و قیمت هر ورقه در نخستین عرضه ۲۳۵هزار و ۷۰۰تومان بود.
بنابراین ارزش معادل یک سکه در این پذیرهنویسی حدود ۲۳۵میلیون و ۷۰۰هزار تومان محاسبه میشود.
در عین حال، اوراق قابلیت معامله در بازار ثانویه را دارد و دارنده میتواند پیش از سررسید موقعیت خود را واگذار کند. بانک مرکزی همچنین برای سررسید این اوراق، سازوکار حداقل بازدهی ۷درصد نسبت به قیمت مبنای روز انتشار را درنظر گرفته است.





