معادله بازدارندگی روی میز ایران

جنگ کنونی ایران و آمریکا، جنگ معادلات است و از این منظر، پازل اصلی آن برهمزدن معادلات موجود و خلق معادلات جدید است.
به گزارش همشهری آنلاین، حسامالدین برومند، کارشناس مسائل بینالملل: جنگ کنونی ایران و آمریکا، جنگ معادلات است و از این منظر، پازل اصلی آن برهمزدن معادلات موجود و خلق معادلات جدید است. به تعبیری، در این فضا طرفین در پی آن هستند تا ارزیابی کنند اساساً چه معادلهای را در دستور کار خود قرار دهند و از سوی دیگر، بکوشند معادله مطلوب و ایدهآل طرف مقابل را خنثی کنند. فارغ از جنگ اقتصادی موسوم به «نرماندی اقتصادی» علیه ایران و جنگ نظامی و در کنار آنها، تلاش برای ایجاد درگیری اجتماعی از طریق آشوبهای خیابانی، جمهوری اسلامی تلاش کرده است معادله اصلی خود را در این میدان، بر بازدارندگی استوار سازد.
به تعبیری، جمهوری اسلامی ایران در این مسیر حرکت میکند که تقابلش در برابر دشمن آمریکایی، معطوف به واکنش صرف نباشد، بلکه میکوشد با کنش فعالانه، معادلاتی را در عرصه تقابل و نبرد خلق کند که فراتر از تصور و پیشبینیهای طرف مقابل باشد. برای مثال، از منظر کیفی، ایران اعلام میکند که در برابر نفتکش، پایگاه آمریکاییها را هدف قرار خواهد داد یا اگر دشمن دو موضع از ایران را زیر ضربه ببرد، ایران در پاسخ، ۲۰ موضع را به آتش خواهد کشید!
این در حالی است که امنیت پایدار، سه ضلع دارد: بازدارندگی، دیپلماسی برای انزوازدایی از کشور و قدرت و انسجام اجتماعی. از این منظر، جمهوری اسلامی در معادلاتی که خلق کرده است باید مسیر بازدارندگی و تقویت آن را در پیش گیرد و به هیچ وجه از آن کوتاه نیاید و آن را از دست ندهد؛ چراکه تضعیف این ضلع از امنیت پایدار، بر دو ضلع دیگر نیز اثر گذاشته و از این باب میتواند برای کشور مشکلساز و بحرانآفرین باشد. موضوع بازدارندگی دارای حداقل و حداکثر است. ایران اکنون به سطحی از آن دست یافته است، اما همچنان مسیر طولانی و قابل توجهی وجود دارد تا جمهوری اسلامی برای تقویت بازدارندگی باید طی کند تا اساساً تصور حمله به ایران به حداقل ممکن برسد.



