ماجرای عجیب زنی که با برج ایفل ازدواج کرد

اریکا ایفل، زن ۵۴ ساله آمریکایی، زندگی عاشقانهای دارد که شاید از عجیبترین نمونهها در جهان باشد. او که خود را «شیءدوست» میداند، در سال ۲۰۰۷ طی مراسمی نمادین با برج ایفل ازدواج کرد و سالها بعد اعلام کرد رابطهاش با این بنای مشهور به پایان رسیده و حالا به یک حصار قرمز علاقهمند شده است.
اریکا که پیش از آن نام خانوادگیاش لابری بود، سابقه حضور در ارتش آمریکا و فعالیت حرفهای در رشته تیراندازی با کمان را دارد. او میگوید از نظر عاطفی و جنسی به اشیای بیجان جذب میشود و برج ایفل یکی از مهمترین این اشیا در زندگیاش بوده است.
او در سال ۲۰۰۷ با حضور تعداد محدودی از دوستانش مراسمی خصوصی در پاریس برگزار کرد و رابطه خود با برج ایفل را به شکلی نمادین به ازدواج تبدیل کرد.
اریکا درباره دلیل علاقهاش به این سازه گفته بود:
ساختارش فوقالعاده است. انحناهای بسیار ظریفی دارد.
به گفته او، ارتباط عاطفی جدیاش با برج ایفل در سال ۲۰۰۴ زمانی که در میان جمعیت زیادی در پاریس حضور داشت شکل گرفت.

او تعریف کرده بود که در آن لحظه احساس کرده برج ایفل گویی از او میخواسته واقعاً دیده شود. اریکا میگفت در میان جمعیت بهشدت تحت تأثیر قرار گرفته و احساس کرده میان او و این سازه نوعی ارتباط عمیق شکل گرفته است.
البته برج ایفل نخستین «عشق» غیرانسانی او نبود. اریکا پیش از آن نیز روابط عاطفی عمیقی با یک شمشیر ژاپنی و یک کمان تیراندازی داشت.

ارتباط عاطفی او با شمشیر به دوران حضورش در آکادمی نیروی هوایی آمریکا بازمیگردد. اریکا گفته است که در سال ۱۹۹۳ توسط یکی از دانشجویان همدوره خود مورد تعرض جنسی قرار گرفت و برای دفاع از خودش از یک شمشیر تمرینی استفاده کرد.
او توانست مهاجم را عقب براند و بعدها این وسیله برایش معنای عاطفی خاصی پیدا کرد.
سالها بعد، اریکا به تیراندازی با کمان علاقهمند شد و این ورزش به بخش مهمی از زندگیاش تبدیل شد. او کمان خود را «لنس» نامیده بود و تقریباً همیشه آن را همراه خود داشت.

فعالیت او در تیراندازی با کمان نیز جدی و حرفهای بود. اریکا در سال ۲۰۰۳ در سه رقابت جام ملی مقام نخست را به دست آورد. او سپس به تیم آمریکا راه یافت و در سال ۲۰۰۴ در چهلودومین مسابقات جهانی تیراندازی هدف در نیویورک حضور داشت.
اریکا در سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۶ عضو تیم ملی تیراندازی با کمان آمریکا بود و در سال ۲۰۰۹ نیز در تیم بزرگسالان آمریکا در رشته تیراندازی با کمان المپیکی حضور داشت.

با وجود این موفقیتهای ورزشی، چیزی که او را به شهرت جهانی رساند، رابطهاش با برج ایفل بود.
پس از انتشار خبر ازدواج او با این بنای مشهور، اریکا در چند مستند در کشورهای مختلف حضور پیدا کرد و زندگی شخصیاش به موضوعی مورد توجه رسانهها تبدیل شد.

حتی یک شرکت تولید نمایشهای موزیکال در شیکاگو نمایشی را بر اساس زندگی او روی صحنه برد. سوفی جف، نویسنده این نمایش، گفته بود هدف اثر این است که مخاطبان را وادار کند درباره جنبههای پیچیده عشق فکر کنند.
اما رابطه اریکا با برج ایفل در نهایت دوام نیاورد. او بعدها در شبکههای اجتماعی اعلام کرد رابطه ۱۵ سالهاش با برج ایفل به پایان رسیده و علاقه تازهای، این بار به یک حصار قرمزرنگ، پیدا کرده است.

در بخشی از یک مستند درباره زندگی او، اریکا در حالی دیده میشود که روی حصار فلزی قرار گرفته و درباره جذابیت آن صحبت میکند. او گفته بود اصلاً انتظار نداشته در آن مکان با چنین حصاری روبهرو شود.

اریکا تنها فرد شناختهشدهای نیست که درباره علاقه عاطفی به اشیا صحبت کرده است. میشل کوبکه، زن آلمانی، نیز گفته است با یک هواپیمای بوئینگ ۷۳۷-۸۰۰ رابطه عاطفی دارد.
او در گفتوگویی با تلویزیون بریتانیایی Barcroft TV گفته بود این مدل هواپیما برایش بسیار جذاب است و آن را یکی از زیباترین و ظریفترین هواپیماها میداند.

میشل معمولاً با مدلهای کوچکتر بوئینگ میخوابد و آنها را در آغوش میگیرد و همچنین طی سالها قطعات مختلف هواپیما جمعآوری کرده است.

نمونه دیگری از این نوع ازدواجهای عجیب در سال ۲۰۲۰ خبرساز شد؛ زمانی که زنی ۲۴ ساله به نام رین گوردون اعلام کرد با یک کیف اداری به نام «گیدئون» ازدواج کرده است.
او این کیف را پنج سال پیش از آن از یک فروشگاه ابزار خریده بود تا در یک عکاسی از آن استفاده کند. اما به گفته خودش، پس از مدتی احساسات عمیقی نسبت به آن پیدا کرد و شبها ساعتها با کیفش «گفتوگوهای فلسفی عمیق» داشت.

آبجکتوفیلیا یا شیءدوستی چیست؟
اریکا یکی از معدود افرادی است که بهطور علنی خود را مبتلا یا متعلق به پدیدهای موسوم به «آبجکتوفیلیا» (Objectophilia) میداند.
این اصطلاح به افرادی اشاره دارد که نسبت به اشیای بیجان احساسات عاطفی یا جنسی پیدا میکنند. آبجکتوفیلیا یا تمایل جنسی به اشیاء (Object Sexuality) بهطور رسمی بهعنوان یک گرایش جنسی شناخته نمیشود، اما در برخی پژوهشها و مطالعات روانشناختی مورد بررسی قرار گرفته است.

اصطلاح Objectum Sexuality نخستین بار توسط ایجا-ریتا برلینر-ماور مطرح شد؛ زنی که برای چند دهه خود را «همسر» دیوار برلین میدانست.
شیءدوستی در گذشته با عواملی مانند برخی انواع اوتیسم، حسآمیزی یا تجربههای آسیبزای گذشته مرتبط دانسته شده، اما نس کوپر، رواندرمانگر و سکسولوژیست بالینی، میگوید این عوامل در همه موارد وجود ندارند.

او توضیح داده است که در برخی افراد، تجربههای آسیبزا ممکن است باعث شود برقراری ارتباط عاطفی یا جنسی با یک شیء آسانتر از ارتباط با یک انسان احساس شود.
به گفته او، بعضی افراد رابطه با اشیا را از نظر عاطفی «امنتر» میدانند، زیرا روابط انسانی ممکن است با تعارض، آسیب عاطفی، نیاز به گفتوگو و ترمیم رابطه همراه باشد؛ مسائلی که در رابطه با یک شیء وجود ندارند.

کوپر میگوید در برخی موارد نیز فرد برای تجربه کشش جنسی به یک شیء خاص نیاز دارد.
او توضیح داده است که گاهی افراد به اشیایی جذب میشوند که از نظر شکل ظاهری برای آنها یادآور بخشهایی از بدن هستند؛ برای مثال چینخوردگی پارچه ممکن است به شکل پا دیده شود.

با این حال، در برخی موارد این کشش از ارتباط قدیمی فرد با یک شیء شکل میگیرد. کوپر گفته است برخی مراجعانش نسبت به اشیایی احساس پیدا کردهاند که پیش از آن نیز برایشان اهمیت عاطفی داشتهاند.
به گفته او، مغز انسان در دوران کودکی پیوندها و روابط مهمی شکل میدهد و ممکن است یک شیء که در آن دوره اهمیت خاصی داشته، بعدها نیز از نظر عاطفی یا حتی جنسی معنای ویژهای پیدا کند.


