گشتاپو چیست؟ تاریخچه پلیس مخفی نازیها از تأسیس تا سقوط

گشتاپو یکی از مخوفترین نامهای بهجامانده از دوران آلمان نازی است؛ پلیسی سیاسی که وظیفهاش تنها مقابله با جاسوسان یا مجرمان نبود، بلکه برای شناسایی، تعقیب و سرکوب کسانی به کار گرفته میشد که حکومت هیتلر آنها را دشمن خود میدانست. مخالفان سیاسی، اعضای گروههای مقاومت، یهودیان، برخی روحانیون و حتی افرادی که به گفتن سخنان انتقادی علیه حکومت متهم میشدند، ممکن بود در دام این دستگاه امنیتی گرفتار شوند.
بازداشت بدون روند عادی قضایی، شبکه خبرچینان، همکاری با سازمان اساس و دیگر نهادهای امنیتی و ترسی که در جامعه ایجاد شده بود، این سازمان را به یکی از مؤثرترین ابزارهای حکومت نازی برای کنترل جامعه تبدیل کرد.
گشتاپو چه بود و نام آن از کجا آمد؟
نام گشتاپو از عبارت آلمانی «Geheime Staatspolizei» گرفته شده که معنای آن «پلیس مخفی دولتی» است. این سازمان در عمل پلیس سیاسی حکومت نازی بود و مسئول رسیدگی به پروندههایی به شمار میرفت که از نگاه حکومت با امنیت سیاسی، مخالفان رژیم و به اصطلاح «دشمنان رایش» ارتباط داشت.
در آلمان نازی، تعریف دشمن بسیار گسترده بود. ممکن بود فردی به دلیل عضویت در یک حزب مخالف، ارتباط با یک گروه مقاومت، کمک به یهودیان، انتقاد از حکومت یا حتی گزارش یک همسایه تحت بررسی قرار بگیرد.

گستردگی تعریف «جرم سیاسی» باعث شد گشتاپو خیلی زود به یکی از مهمترین ابزارهای سرکوب حکومت آدولف هیتلر تبدیل شود.
شکلگیری گشتاپو و نقش گورینگ، هیملر و هایدریش
گشتاپو در سال ۱۹۳۳ و همزمان با تثبیت قدرت نازیها شکل گرفت. هرمان گورینگ که در آن زمان کنترل پلیس پروس، بزرگترین ایالت آلمان، را در اختیار داشت، اداره پلیس سیاسی این ایالت را بازسازماندهی کرد و نهادی را به وجود آورد که بعدها به گشتاپو معروف شد.

نخستین رئیس این سازمان رودلف دیلز بود، اما خیلی زود توازن قدرت تغییر کرد. از سال ۱۹۳۴ هاینریش هیملر، رهبر اساس، نفوذ خود را بر پلیس آلمان گسترش داد و گشتاپو نیز زیر سلطه او قرار گرفت.

راینهارد هایدریش، یکی از نزدیکترین افراد به هیملر، نقشی اساسی در سازماندهی و حرفهایتر شدن دستگاه امنیتی نازیها داشت. او همزمان بر پلیس امنیت و سرویس اطلاعاتی اساس نفوذ داشت و به همین دلیل بخش مهمی از فعالیتهای اطلاعاتی و سرکوبگرانه حکومت زیر نظر او انجام میشد.

در سال ۱۹۳۶، هیملر رسماً رئیس پلیس آلمان شد. از آن زمان به بعد، مرز میان گشتاپو، اساس و سایر نهادهای امنیتی حکومت نازی به تدریج کمرنگتر شد.
جایگاه گشتاپو در ساختار امنیتی آلمان نازی
ساختار امنیتی حکومت نازی پیچیده بود و چند سازمان مختلف در آن نقش داشتند؛ موضوعی که باعث شده نامهایی مانند گشتاپو، اساس، اسدی و کریپو گاهی با یکدیگر اشتباه گرفته شوند.
گشتاپو پلیس سیاسی بود. در مقابل، کریپو یا پلیس جنایی در اصل وظیفه رسیدگی به جرایم عادی مانند قتل و سرقت را داشت، هرچند در دوره نازیها دامنه فعالیت آن نیز سیاسیتر شد.

اسدی سرویس اطلاعاتی اساس بود و بیشتر وظیفه جمعآوری اطلاعات درباره جامعه، مخالفان و تهدیدهای احتمالی را بر عهده داشت.
اساس تشکیلات بسیار گستردهتری بود که از محافظت شخصی هیتلر آغاز شد و بعدها بخشهای نظامی، امنیتی، اطلاعاتی و اداری متعددی را دربر گرفت. گشتاپو در مقابل، مشخصاً یک سازمان پلیسی و سیاسی بود.

با این حال، از زمانی که هیملر کنترل پلیس آلمان را در اختیار گرفت، ارتباط میان این دو بسیار نزدیک شد. بسیاری از مقامهای گشتاپو عضو اساس بودند و در عملیاتهای مختلف نیز مأموران این سازمانها با یکدیگر همکاری میکردند.
در سال ۱۹۳۹ این دستگاهها در ساختاری بزرگتر به نام اداره اصلی امنیت رایش یا RSHA تجمیع شدند. گشتاپو در این سازمان به اداره چهارم تبدیل شد.
گشتاپو چه کسانی را هدف قرار میداد؟
در سالهای نخست حکومت هیتلر، تمرکز اصلی بر مخالفان سیاسی بود. کمونیستها، سوسیالدموکراتها، اعضای اتحادیهها و مخالفان شناختهشده رژیم از نخستین گروههایی بودند که تحت فشار قرار گرفتند.

با گسترش حکومت نازی، دایره افراد تحت تعقیب نیز وسیعتر شد. یهودیان، اعضای گروههای مقاومت، برخی روحانیون، منتقدان جنگ، افرادی که به فراریان کمک میکردند و کسانی که قوانین نژادی نازیها را نقض میکردند، ممکن بود گرفتار گشتاپو شوند.
تعداد مأموران گشتاپو برای نظارت دائمی بر کل جمعیت آلمان کافی نبود. این سازمان تا حد زیادی به گزارشهایی متکی بود که از سوی مردم، ادارههای دولتی، اعضای حزب نازی و خبرچینان دریافت میکرد.

اختلافات شخصی، حسادت، دشمنی خانوادگی یا رقابت شغلی نیز گاهی به گزارشهای امنیتی منجر میشد.
این وضعیت ترس شدیدی در جامعه ایجاد میکرد. مردم نمیدانستند چه کسی ممکن است حرفهایشان را گزارش کند و همین ترس، خود به ابزاری برای کنترل اجتماعی تبدیل شده بود.
بازداشت، بازجویی و شکنجه
یکی از اصلیترین ویژگیهای گشتاپو، آزادی عمل گسترده آن در بازداشت مخالفان بود. مأموران میتوانستند افراد را بازداشت، بازجویی و در مواردی بدون طی روند عادی دادگاه روانه زندان یا اردوگاه کار اجباری کنند.

یکی از ابزارهای مشهور این سازمان «بازداشت حفاظتی» نام داشت. عنوانی بهظاهر قانونی که در عمل به پلیس اجازه میداد فردی را بدون محاکمه معمول برای مدت نامشخص در بازداشت نگه دارد. هدف از این بازجوییها نه تنها گرفتن اعتراف بلکه تلاش برای شناسایی کل شبکه ارتباطی او بود.

شکنجه، بهویژه در پروندههای مربوط به مقاومت، جاسوسی و شبکههای زیرزمینی، بخشی از شیوههای بازجویی گشتاپو بود.
مقر گشتاپو و زندانهای آن
مقر اصلی گشتاپو در برلین و در خیابان پرینتس آلبرشت قرار داشت. این محل بعدها به یکی از نمادهای دستگاه سرکوب نازیها تبدیل شد.

گشتاپو علاوه بر مقر مرکزی، در شهرهای مختلف آلمان و کشورهای اشغالشده دفاتر منطقهای داشت.
زندانیان ممکن بود ابتدا در بازداشتگاههای محلی بازجویی شوند و سپس به زندان یا اردوگاه کار اجباری منتقل شوند.

نقش گشتاپو در آزار یهودیان و هولوکاست
با تشدید سیاستهای ضدیهودی حکومت نازی، گشتاپو نیز بیش از پیش در اجرای این سیاستها دخالت کرد.
در ابتدا، فعالیت این سازمان شامل پیگیری پروندههای مربوط به قوانین ضدیهودی و بازداشت افرادی بود که حکومت آنها را متخلف میدانست. اما در جریان جنگ جهانی دوم، نقش گشتاپو در سازماندهی تبعید یهودیان بسیار پررنگتر شد.

این سازمان در شناسایی، بازداشت و انتقال یهودیان به گتوها، اردوگاههای کار اجباری و مراکز کشتار مشارکت داشت.
هولوکاست البته فقط کار گشتاپو نبود. اساس، پلیس، دستگاه اداری، نیروهای اشغالگر و نهادهای دیگر حکومت نازی نیز در آن نقش داشتند، اما گشتاپو یکی از اجزای کلیدی این دستگاه بود.

هاینریش مولر؛ رئیس گشتاپو
از سال ۱۹۳۹ ریاست گشتاپو در اختیار هاینریش مولر بود.
مولر برخلاف بسیاری از رهبران برجسته نازی، پیش از قدرت گرفتن هیتلر نیز سابقه فعالیت حرفهای در پلیس داشت. او در دوران جنگ به یکی از مهمترین مدیران دستگاه امنیتی رژیم تبدیل شد.

سرنوشت او پس از سقوط برلین همچنان از معماهای جنگ جهانی دوم است. آخرین گزارشهای معتبر او را در روزهای پایانی جنگ در برلین نشان میدهند، اما جسدش بهطور قطعی شناسایی نشد و درباره مرگ یا فرار او سالها گمانهزنی وجود داشت.
فعالیت گشتاپو در کشورهای اشغالشده
با آغاز جنگ جهانی دوم و اشغال بخش بزرگی از اروپا، فعالیت گشتاپو به خارج از مرزهای آلمان گسترش پیدا کرد.
در کشورهایی مانند فرانسه، هلند، بلژیک، لهستان، نروژ، یوگسلاوی و مناطق دیگر، مأموران گشتاپو و پلیس امنیت وظیفه شناسایی اعضای مقاومت، جاسوسان، یهودیان و مخالفان اشغال آلمان را بر عهده داشتند.

گشتاپو در این کشورها از شبکه خبرچینان، بازجویی، نفوذ در گروههای زیرزمینی و همکاری با نیروهای محلی استفاده میکرد.
پایان گشتاپو پس از شکست آلمان نازی
با سقوط حکومت هیتلر در سال ۱۹۴۵، گشتاپو نیز از میان رفت.
بسیاری از مأموران و مقامهای آن بازداشت شدند، برخی در جریان جنگ کشته شدند و تعدادی نیز توانستند فرار کنند یا برای سالها هویت خود را پنهان نگه دارند.

پس از پایان جنگ، دادگاه بینالمللی نظامی نورنبرگ به بررسی نقش سازمانهای اصلی حکومت نازی پرداخت و اسناد گشتاپو به یکی از منابع مهم برای شناخت ساختار سرکوب، شبکه خبرچینان و سیاستهای امنیتی رژیم نازی تبدیل شد.
گشتاپو و اسدی بهدلیل سرکوب مخالفان، جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت در حکم دادگاه، سازمانهای جنایتکار شناخته شدند.

با این حال، همه افرادی که به شکلی با این سازمانها ارتباط داشتند به طور خودکار مجرم شناخته نشدند. دادگاه میان کسانی که آگاهانه در فعالیتهای جنایتکارانه مشارکت کرده بودند و افراد دارای نقشهای صرفاً خدماتی تفاوت قائل شد.
در دهههای بعد، دادگاههای آلمان و کشورهای دیگر همچنان تعدادی از اعضای سابق گشتاپو و اساس را به دلیل مشارکت در جنایتهای دوران جنگ محاکمه کردند.
گشتاپو؛ نامی مترادف سرکوب
گشتاپو، پلیس سیاسی حکومت هیتلر بود که ابتدا برای مقابله با مخالفان سیاسی شکل گرفت، اما به تدریج به بخشی جداییناپذیر از دستگاه سرکوب و کشتار نازیها تبدیل شد.
بازداشتهای بدون محاکمه، شکنجه، دخالت گسترده در زندگی مردم، استفاده از خبرچینان و همکاری مستقیم در سیاستهای سرکوبگرانه و نسلکشانه حکومت نازی، گشتاپو را به نمادی ماندگار از دیکتاتوری، خشونت و سرکوب تبدیل کرده است.




