سرگرمی

مرد ۳۱ ساله‌ای که از یک‌سالگی دیگر رشد نکرد

مردم از سراسر جهان به روستایی دورافتاده در شمال هند سفر می‌کنند تا از منپریت سینگ، مرد ۳۱ ساله، طلب خیر و برکت کنند. در نگاه اول، منپریت سینگ شبیه یک کودک نوپای شاد به نظر می‌رسد که با شنیدن حرف‌های مادرش لبخند می‌زند. اما با کمی دقت بیشتر مشخص می‌شود که او یک فرد بزرگسال است که در بدنی بسیار کوچک زندگی می‌کند.

منپریت سینگ، اهل روستای رامدیت‌والا در پنجاب، در شمال هند، است. او حدود ۵۸ سانتی‌متر قد و ۷.۵ کیلوگرم وزن دارد. منپریت سینگ نمی‌تواند راه برود یا صحبت کند. این مرد ۳۱ ساله به یک بیماری ناشناخته مبتلاست که حدود یک سال پس از تولد، رشد جسمی و ذهنی او را متوقف کرده، اما والدینش باور دارند که منپریت سینگ هدیه‌ای از سوی خداوند است.

مانجیت کائور، مادر منپریت، می‌گوید:

ما پیش از این هرگز کودکی مانند او ندیده یا درباره چنین کودکی نشنیده بودیم، اما او را به‌عنوان هدیه‌ای از سوی خدا پذیرفته‌ایم. او یک قدیس و تجسم خداوند است.

منپریت سینگ در سال ۱۹۹۵، چهار سال پس از ازدواج والدینش، از جاگتار سینگ ۵۴ ساله، راننده شخصی، و مانجیت کائور ۵۰ ساله به دنیا آمد. ظاهر متفاوت منپریت سینگ در ابتدا باعث شد روستاییان او و والدینش را مورد تمسخر قرار دهند، اگرچه به مرور زمان به چهره‌ای شناخته‌شده در منطقه تبدیل شد.

مرد ۳۱ ساله‌ای که از یک‌سالگی دیگر رشد نکرد

جاگتار سینگ می‌گوید افراد زیادی از نقاط مختلف برای دیدن فرزندش و طلب خیر و برکت از او به خانه آنها می‌آیند و به گفته او، زندگی خانواده نیز به دلیل حضور منپریت سینگ رونق گرفته است. او می‌گوید:

ما از سراسر جهان تماس و پیام دریافت می‌کنیم. مردم برای دیدن او و طلب برکت و خیر از او می‌آیند. آن‌ها باور دارند که منپریت آرزوهایشان را برآورده می‌کند. برای او کمک مالی، شیرینی و میوه می‌آورند. هر جا که می‌رود، مردم به او محبت می‌کنند.

والدین منپریت همچنین او را به مراسم مذهبی می‌برند، جایی که پیروان برای طلب برکت و خیر از او در صف‌های طولانی می‌ایستند. مانجیت می‌گوید:

در مراسم، آن‌قدر کمک مالی دریافت می‌کند که مجبور می‌شویم برای او نیروی امنیتی در نظر بگیریم.

مردم در صف‌های مخصوص می‌ایستند. منپریت از دیدن آن‌ها لذت می‌برد، لبخند می‌زند و برایشان دست تکان می‌دهد.

مرد ۳۱ ساله‌ای که از یک‌سالگی دیگر رشد نکرد

مانجیت می‌گوید خودش نمی‌توانست باردار شود و برای درمان به پزشک مراجعه کرده بود، اما پس از رفتن به یک معبد هندو و دعا برای داشتن فرزند، «معجزه کوچک» آن‌ها به دنیا آمد. منپریت هنگام تولد در خانه، نوزادی سالم با وزن ۳.۵ کیلوگرم بود و تا ۱۰ ماهگی رشد طبیعی داشت. جاگتار می‌گوید:

دوران بارداری کاملاً طبیعی بود. سونوگرافی انجام ندادم و او را در خانه به دنیا آوردم. رشد او در ۱۰ ماه اول طبیعی بود.

اما بعد از آن، ناگهان رشدش متوقف شد. پوستش مثل یک نوزاد تازه‌متولدشده شفاف و قرمز بود و می‌توانستیم جریان خون را در رگ‌هایش ببینیم. دست‌ها و پاهایش هم بسیار نرم و شل بودند.

والدین منپریت می‌گویند برای تشخیص وضعیت او به حدود ۱۲ پزشک در سراسر ایالت مراجعه کردند، اما هیچ‌کدام نتوانستند بیماری او را تشخیص دهند. جاگتار می‌گوید:

پزشکان گفتند ممکن است مشکل هورمونی داشته باشد. به او دارو دادند، اما داروها روی او تأثیری نداشت. هر بار که دارو مصرف می‌کرد، حالش بد می‌شد.

پس از بی‌نتیجه ماندن درمان‌ها، این زوج که از پیروان آیین سیک (آیینی که در سده پانزدهم میلادی در منطقه پنجاب از شبه‌قاره هند بنیان نهاده شد) هستند اما به خدایان هندو نیز ارادت زیادی دارند، منپریت را به چندین معبد و نزد شخصیت‌های مذهبی بردند تا برای بهبود او دعا کنند، اما به آن‌ها گفته شد که فرزندشان فرد خاصی است.

مرد ۳۱ ساله‌ای که از یک‌سالگی دیگر رشد نکرد

از آنجا که منپریت نمی‌تواند راه برود یا به‌تنهایی حرکت کند، والدینش بیشتر اوقات او را مانند یک کودک نوپا در آغوش می‌گیرند یا روی تخت می‌گذارند تا با سازهای موسیقی کوچک بازی کند. او به مراقبت شبانه‌روزی نیاز دارد و جاسپریت کائور ۲۸ ساله و مانگل‌دیپ سینگ ۱۶ ساله، خواهر و برادر کوچک‌ترش، نیز در مراقبت از او کمک می‌کنند. جاسپریت می‌گوید:

ما زندگی خود را وقف مراقبت از او کرده‌ایم. همیشه یک نفر هست که به‌طور کامل از او مراقبت می‌کند.

نیازهای او مانند یک نوزاد است. به او غذا می‌دهیم، لباسش را عوض کرده و حمامش می‌کنیم. بدون او جایی نمی‌رویم. سه دهه است که این کار را انجام می‌دهیم و تا همیشه ادامه خواهیم داد.

او نمی‌تواند صحبت کند، اما با انگشت‌هایش علامت می‌دهد. مثلاً به ما می‌گوید چند چاپاتی، نوعی نان تخت، می‌خواهد بخورد. او صحبت نمی‌کند، اما من زبانش را می‌فهمم.

به دلیل جثه بسیار کوچک منپریت، والدینش مجبورند لباس‌های او را به‌صورت اختصاصی تهیه کنند. جاگتار می‌گوید:

برای لباس‌هایش ۷.۵ متر پارچه می‌خریم. او بیشتر لباس‌های مشکی و قرمز می‌پوشد.

با این حال، والدین منپریت می‌گویند حضور او زندگی‌شان را به شکل چشمگیری تغییر داده است. جاگتار سینگ می‌گوید:

از زمانی که او وارد زندگی ما شده، شرایطمان بهتر شده است.

این خانه بزرگ و یک خودرو را به لطف او داریم. من ۳۰ سال کار کرده بودم، اما آن زمان فقط یک خانه یک‌اتاقه داشتیم که حتی آشپزخانه هم نداشت.

یک دوچرخه داشتم، اما به خاطر او حالا یک خانه دوطبقه و یک خودرو داریم.

ما باور داریم که او تجسم شیوا (یکی از بلندپایه‌ترین ایزدان آیین هندو) است و زندگی خود را وقف مراقبت از او کرده‌ایم.

والدین منپریت که شرایط نادر او را پذیرفته‌اند، اکنون قصد دارند برای او یک تالار عبادت بسازند. مانجیت می‌گوید:

ما شرایط او را پذیرفته‌ایم و دیگر منتظر یک معجزه پزشکی نیستیم.

ما بیشتر می‌خواهیم مردم برای ساخت یک تالار عبادت اختصاصی برای او به ما کمک کنند، جایی که پیروانش بتوانند به آنجا بیایند، بنشینند و او را ببینند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا