سریال«بدنام» هم تمام می شود

اولین ســاخته احسان سجادی حسینی که سالها به عنوان دستیار کارگردان و مدیر گروه کارگردانی کار کرده، از ۲۲ اسفند سال گذشته منتشر شده و حالا پس از انتشار ۲۴قســمت تماشاگرانش میپرسند کی به پایانش میرسد و این سؤال آنها از شدت کنجکاوی برای دیدن ادامه داستان و فهمیدن سرنوشت شخصیتها نیست.
همشهری آنلاین، شقایق عرفینژاد: بیشتر برای این است که سریال دیگر چیزی ارائه نمیدهد. این سؤال آنقدر در شبکهها و صفحات مجازی تکرار شد که در نهایت همزمان با انتشار قسمت بیست و چهارم، پلتفرم پخشکننده تیزر ۴قسمت پایانی سریال را منتشر کرد و حالامشخص شده سریال ۲۸قسمت دارد.
شروع خوب، ادامه ناامید کننده
شــروع ســریال بــا داســتانی متفــاوت و کنجکاویبرانگیز توانست تعداد زیادی تماشاگر جلب کند. اما ظاهرا به دلیل داستان متفاوتش جلوی پخش آن گرفته شــد و تقریبا یک ماه و نیم در توقیف ماند تا اینکه از اول اردیبهشــت انتشارش ادامه یافت. با اینکه سریال در هر قسمت سعی کرد گرهی ایجاد کند، اما از میانــه راه دیگر نه گرهی برای گشایش بود و نه کششی برای ادامه داستان. هر چند قسمت، سریال سر یک موضوع میماند، بدون اینکــه به نتیجه خاصی برســد یا جهت داستان را عوض کند. در چندین قسمت میانی ســریال موضوع اصلی طالق یلدا و اســماعیل بود و در این چند قســمت آخــر هم همچنان ماجرا در بیمارستان است و در اغلب سکانسها تنها ۲شخصیت کنار هم مینشــینند و با هم حرف میزنند که نه به پیشبرد داستان کمک میکند و نه به جذابیت ســریال چیزی اضافه میشود. اینطور است که به نظر میرسد سریال با کمترین عامل پیشبرنده ادامه پیدا میکند.
«یلدا» یی که باورپذیر نیست
یکــی دیگر از مشکلات ســریال باورناپذیر بودن شــخصیتها و روابط اســت. یلدا به عنوان یکی از اصلیترین شــخصیتهای ســریال هیچگاه برای مخاطب باورپذیر نبوده است. اســماعیل هم برای مخاطب شخصیت جذابی نیست. باسمهای و قالبی اســت و هیچ لحظهای تا اینجا وجود نداشته که او برای تماشاگر واقعی باشد و چیزی خارج از کلیشه دربیاید. وقتی درباره شــخصیتهای اصلی سریال چنین مشکلی وجود دارد، مشخص است که در مورد بقیه اوضاع چطور است. بیدقتیها و شلختگیهای فراوان در کارگردانی و تدوین هم در این قسمتهای آخر به شــدت توی ذوق میزند. سکانسهای کوتاه پشت سر هم که انگار سازنده فقط میخواهد داستان را جمع کند، نمونهای از این شلختگیهاست.
تکرار «پیر پسر»
در مورد بازیها هم باید گفت بازی جذاب و قابل توجهی از سوی بازیگران ارائه نشده است، مگر به صورت موردی و در یک پلان یا سکانس خاص. ســینا مهراد در نقش اسماعیل هرگز به نقش نزدیک نشده اســت. ژستهای کلیشهای و حتی کنش و واکنشهای غلط در بسیاری موارد باعث شده او در بازیاش موفق نباشد. حسن پورشیرازی با تمام قدرت بازیگریاش همان است که در «پیرپسر» بود و البته طبیعی هم هست که چنان بازی قدرتمند و چنین نقش یگانهای در «پیرپســر» نمیتواند توسط یک بازیگر برای بار دوم تکرار شود، یعنی همان پدری که عاشق محبوب پسرش میشود.




