اقتصاد کلاناقتصادی

با ابرتورم فاصله داریم؟

تورم سال‌هاست یکی از مسائل اصلی اقتصاد ایران است؛ مسئله‌ای که فقط قیمت کالاها و خدمات را بالا نمی‌برد، بلکه قدرت خرید خانوارها، تصمیم‌های سرمایه‌گذاری، رفتار تولیدکنندگان و حتی اعتماد مردم به آینده اقتصاد را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

به گزارش همشهری آنلاین، سید بهاء الدین حسینی هاشمی، کارشناس اقتصادی و مدیر سابق حوزه بانکی و سیاستگذاری اقتصادی، در یک میزگرد اقتصادی تلویزیون همشهری، بخش مهمی از ریشه‌های تورم را در رشد نقدینگی، کسری بودجه، ناترازی نظام بانکی و ضعف تشکیل سرمایه دانست و تأکید کرد که درمان تورم بدون اصلاح این عوامل امکان‌پذیر نیست.

ابرتورم کجای مسیر تورم قرار دارد؟

حسینی هاشمی در پاسخ به نخستین سؤال میزگرد درباره احتمال وقوع ابرتورم، ابتدا میان سطوح مختلف تورم تفکیک کرد و گفت تورم از سطوح پایین آغاز می‌شود و در صورت تداوم و تشدید می‌تواند به تورم شتابان و در نهایت ابرتورم برسد.

به گفته او، ابرتورم شرایطی است که در آن اعتماد عمومی به پول ملی و نظام پولی به‌شدت آسیب می‌بیند و قیمت‌ها با سرعت بسیار زیادی افزایش پیدا می‌کنند.

او با این حال تأکید کرد که اقتصاد ایران هنوز در چنین مرحله‌ای قرار ندارد: «ما خیلی فاصله داریم با آن مراحل که ان‌شاءالله هیچ‌وقت نمی‌رسیم.»

چرا اقتصاد ایران هنوز با ابرتورم فاصله دارد؟

این کارشناس اقتصادی، بخشی از مقاومت اقتصاد ایران در برابر شوک‌های شدید را به ظرفیت‌های داخلی کشور نسبت داد. به گفته او، ایران با وجود سال‌ها تحریم، تهدید و جنگ، همچنان توانسته است جریان تولید، توزیع کالا و فعالیت اقتصادی را تا حد زیادی حفظ کند.

او به وجود ظرفیت‌های داخلی در بخش تولید، کشاورزی و خدمات و همچنین موقعیت جغرافیایی ایران اشاره کرد و گفت حتی اگر مسیرهای حمل‌ونقل دریایی با محدودیت مواجه شوند، مسیرهای زمینی و ریلی و کشورهای همسایه می‌توانند بخشی از نیازهای تجاری کشور را پوشش دهند؛ هرچند با هزینه و زمان بیشتر.

حسینی هاشمی البته تأکید کرد این شرایط به معنای مناسب بودن وضعیت اقتصادی نیست و باید عواملی که فشار تورمی بر مردم وارد می‌کنند، هرچه سریع‌تر کاهش یابند.

موتور اصلی تورم کجاست؟

به گفته حسینی هاشمی، برای فهم تورم باید پیش از هر چیز به رابطه میان پول، تولید و سطح عمومی قیمت‌ها توجه کرد. وقتی حجم پول و نقدینگی با سرعتی بیشتر از ظرفیت تولید اقتصاد رشد می‌کند، فشار برای افزایش قیمت‌ها افزایش می‌یابد.

او در این گفت‌وگو بر نقش رشد نقدینگی و پایه پولی، کسری بودجه دولت و استفاده از منابع بانک مرکزی تأکید کرد و گفت بخش مهمی از تورم مزمن اقتصاد ایران، ریشه‌ای پولی و مالی دارد.

البته در این میان عواملی مانند تحریم‌ها، محدودیت‌های تجاری، شوک‌های ارزی و جنگ نیز می‌توانند بر قیمت‌ها اثر بگذارند، اما از نگاه این اقتصاددان، برای کنترل پایدار تورم باید سراغ ریشه‌های داخلی و ساختاری اقتصاد رفت.

چرا قیمت خوراکی‌ها بیشتر به چشم می‌آید؟

تورم برای همه یکسان احساس نمی‌شود. زمانی که قیمت مواد غذایی، مسکن، حمل‌ونقل و سایر کالاهای ضروری با سرعت بیشتری افزایش پیدا می‌کند، فشار تورمی برای خانوارهای کم‌درآمد و حقوق‌بگیر شدیدتر می‌شود.

حسینی هاشمی در تحلیل خود بر این نکته تأکید دارد که سیاستگذار باید علاوه بر میانگین تورم، به ترکیب افزایش قیمت‌ها نیز توجه کند؛ زیرا افزایش قیمت کالاهای ضروری مستقیماً بر هزینه زندگی خانوار اثر می‌گذارد.

به همین دلیل، صرف کنترل یک شاخص آماری نمی‌تواند به معنای کاهش فشار اقتصادی بر مردم باشد.

نرخ سود؛ راه‌حل تورم یا فشار بر تولید؟

یکی از بخش‌های مهم این گفت‌وگو به نرخ سود بانکی مربوط بود. وقتی نرخ سود سپرده‌ها از سرعت افزایش قیمت‌ها عقب می‌ماند، بخشی از مردم برای حفظ ارزش دارایی خود به سمت بازارهایی مانند ارز، طلا، مسکن و سایر دارایی‌ها حرکت می‌کنند.

حسینی هاشمی معتقد است سیاست نرخ سود می‌تواند در مدیریت نقدینگی و کنترل رفتار پول نقش داشته باشد. با این حال، افزایش نرخ سود هزینه تأمین مالی بنگاه‌ها را هم بالا می‌برد و می‌تواند بر فعالیت تولیدی فشار وارد کند.

بنابراین مسئله فقط افزایش یا کاهش نرخ سود نیست؛ بلکه سیاستگذار باید میان کنترل تورم و تأمین مالی تولید تعادل ایجاد کند.

ارز چندنرخی؛ چرا فاصله قیمت‌ها مسئله‌ساز می‌شود؟

یکی دیگر از محورهای مورد اشاره حسینی هاشمی، سیاست ارزی و وجود نرخ‌های متفاوت برای ارز بود. زمانی که یک کالا یا نهاده با یک نرخ ارز وارد اقتصاد می‌شود اما قیمت آن در بخش دیگری از زنجیره بر اساس نرخ متفاوتی تعیین می‌شود، زمینه برای اختلاف قیمت، رانت و آربیتراژ ایجاد می‌شود.

از این منظر، اصلاح سیاست ارزی باید بخشی از یک بسته بزرگ‌تر اصلاحات اقتصادی باشد و نمی‌توان انتظار داشت با تغییر یک قیمت، سایر اجزای اقتصاد بدون تغییر باقی بمانند.

تورم چگونه رفتار مردم را تغییر می‌دهد؟

تورم فقط یک پدیده آماری نیست؛ به مرور زمان رفتار اقتصادی مردم را نیز تغییر می‌دهد.

حسینی هاشمی توضیح می‌دهد که وقتی مردم انتظار دارند قیمت‌ها در آینده افزایش پیدا کند، تمایل کمتری به نگهداری پول نقد خواهند داشت و ترجیح می‌دهند منابع خود را به دارایی‌هایی تبدیل کنند که تصور می‌کنند ارزش آنها بهتر حفظ می‌شود.

در چنین شرایطی، سرعت گردش پول نیز می‌تواند افزایش پیدا کند و همین رفتار، خود به تشدید فشار تقاضا و افزایش قیمت‌ها کمک کند. به همین دلیل، کنترل انتظارات تورمی در کنار سیاست‌های پولی و مالی اهمیت دارد.

چه کسانی از تورم آسیب می‌بینند؟

اثر تورم بر همه افراد یکسان نیست. افرادی که درآمد ثابت دارند یا بخش بزرگی از دارایی آنها به شکل پول نقد نگهداری می‌شود، معمولاً در برابر کاهش قدرت خرید آسیب‌پذیرترند.

حسینی هاشمی می گوید: در مقابل، ارزش اسمی برخی دارایی‌ها مانند املاک، سهام، کالاها و سایر دارایی‌های فیزیکی می‌تواند همراه با سطح عمومی قیمت‌ها تغییر کند. به همین دلیل، تورم فقط توزیع درآمد را تغییر نمی‌دهد؛ بلکه می‌تواند توزیع ثروت میان گروه‌های مختلف را نیز تحت‌تأثیر قرار دهد.

البته این به معنای آن نیست که همه صاحبان دارایی لزوماً از تورم منتفع می‌شوند؛ بازده دارایی‌ها به شرایط هر بازار و زمان خرید و فروش آنها بستگی دارد.

نسخه مهار تورم چیست؟

از نگاه حسینی هاشمی، مهار تورم با یک تصمیم کوتاه‌مدت یا یک سیاست منفرد امکان‌پذیر نیست. کنترل کسری بودجه، کاهش وابستگی دولت به منابع بانک مرکزی، اصلاح ناترازی بانک‌ها، کنترل اضافه‌برداشت بانک‌ها، ایجاد ثبات در سیاستگذاری اقتصادی و کاهش زمینه‌های رانت و آربیتراژ، مجموعه اقداماتی هستند که باید در کنار یکدیگر اجرا شوند.

او در عین حال بر اهمیت افزایش تولید و سرمایه‌گذاری تأکید دارد. اقتصادی که ظرفیت تولید آن افزایش پیدا نکند، در بلندمدت برای پاسخ به رشد تقاضا با محدودیت مواجه خواهد شد.

به همین دلیل، مهار پایدار تورم از نگاه او هم به انضباط پولی و مالی نیاز دارد و هم به افزایش ظرفیت تولید اقتصاد.

مشکل فقط امروز نیست؛ مسئله مزمن است

یکی از نکات مهم این گفت‌وگو، نگاه تاریخی به تورم بود. حسینی هاشمی معتقد است ادامه تورم مزمن، به تدریج تصمیم‌های اقتصادی مردم و بنگاه‌ها را تغییر می‌دهد و هزینه بی‌ثباتی را برای اقتصاد بالا می‌برد.

در چنین شرایطی، سیاستگذار باید به جای تمرکز صرف بر کنترل مقطعی قیمت‌ها، به سراغ اصلاح سازوکارهایی برود که به شکل مداوم به رشد نقدینگی، کسری بودجه، ناترازی بانکی و ضعف سرمایه‌گذاری منجر می‌شوند.

جمع‌بندی

پیام اصلی این گفت‌وگو را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: تورم با دستور و قیمت‌گذاری از بین نمی‌رود؛ ریشه‌های پولی و مالی آن باید اصلاح شود.

کنترل رشد نقدینگی، اصلاح بودجه، ساماندهی نظام بانکی، سیاست ارزی باثبات و افزایش تولید، مجموعه‌ای از اقداماتی هستند که به گفته حسینی هاشمی می‌توانند مسیر تورم را تغییر دهند. مسئله اصلی نیز این است که این اصلاحات به‌صورت همزمان و مستمر دنبال شوند، نه اینکه هر بار تنها یکی از عوامل مورد توجه قرار گیرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا