فایل ضبطشده جواد ظریف جنجالساز شد | ۲ واکنش تند؛ «پرخاشگرتر و بیادبتر از قبل شده»

انتشار یک فایلضبطشده از محمدجواد ظریف که مربوط به سال گذشته است، واکنش های تندی را در پی داشت.
به گزارش همشهری آنلاین، رونامه جوان نوشت: جوان آنلاین: آقای جواد ظریف معاون راهبردی سابق رئیس دولت چهاردهم هربار که به صحنه میآید پرخاشگرتر (و اینبار بیادبتر) از قبل شده است. فقط میتوان یکجور او را فهمید: «چیزی از وزارت و صدارت او برای بالیدن تاریخ به آن باقی نمانده است»!
اینبار یک فایلضبطشده از ظریف که مربوط به سال گذشته است، منتشر شده که در آن او با اسمآوردن از یک مداح (مطیعی) گفته است «این برجام- ببخشید توهینه- که دارید باهاش استفاده میکنید برای پاککردن یه جاهای بدتون، بدونید که پس فردا باید باهاش بینیتون رو پاک کنیم»!
مذاکرهکنندهی برجام خودش بهتر از همه لمس کرد که ترامپ با کاغذ برجام «آنجا»ی بدش را پاک کرد و آن را دور انداخت. این واقعیت هم برای رئیس دولت وقت و هم برای ظریف خیلی سنگین است و سنگین بود و ظریف و همفکران او نمیتوانند آن را هضم کنند. پس هربار بهناگزیر خروج میکند و چیزی میگوید، بهخصوص وقتی دوباره بوی حمله میآید. اینبار گشته و یک مداح را نشانه گرفته است، گویی اگر آن مداح- و باقی منتقدان برجام- در زمان خود چیزی علیه برجام نمیگفتند، ترامپ آن را پاره نمیکرد و اکنون در اینجایی که هستیم، نبودیم.
ظریف و چند تن از اعضای حزب سازندگی و رئیسان هلدینگهای اقتصادی کلان مشخصاً فرار بهجلو میکنند. منطقه را نگاه کنید، دنیا را نگاه کنید، چهچیز این دستگاه به آن وضعیت برجام که میخواست بین ایران و امریکا دوستی و پیمان صلح برقرار کند، میخورد؟!
اگر بخواهید بفهمید معنای فرار بهجلو چیست باید از آقای خاتمی شروع کنید. او ابتدا مسئله را بد فهمید. نظریهی جدید داد (در تقابل با جنگ تمدنهای هانتینگتون) و گفت: «گفتوگوی تمدنها».
نگاه کنید به سیل بیپایان مقالات اصلاحطلبان که نوشتند «دیگر نوع بشر به چنان پختگی و کمالی رسیده است که جنگهای بزرگ در میان ملتها و دولتها درنخواهد گرفت». شاید مرحوم هاشمی متأثر از همین حرفها گفت که دیگر دنیای موشک نیست و دنیای گفتمان است.
همینحالا همزمان با «خشایارشا»ستیزی وزیر خارجه امریکا که دیگر آشکار اسلامهراسی و هراس از جمهوریاسلامی نیست و ایرانهراسی است، هنوز همفکران ظریف میگویند باید به امریکا بگوییم: «صلح بر شما»!
یک عضو حزب سازندگی همین حالا وقتی فرصت مییابد تا سرش را از لای حجم افزایش روزانه چندصد میلیارد دلار ثروتی که از رانت هلدینگهای خودرویی و هواپیمایی دارد، بیرون بیاورد، به سران سهقوه هشدار میدهد که باید زودتر با امریکا صلح کنند. او البته مغرضانه و ریاکارانه چنین میگوید، چون هیچچیز مانند تداوم این وضعیت، او و دوستانش را فربه نمیکند.
اینها از اصل و از اول راه را اشتباه رفتند. فکر اولشان صلح با امریکا بود، با آنکه امریکا چنین چیزی را نمیخواست و فقط شعار آن را میداد. بعد دست به خیانت زدند و از امریکا علناً خواستند تا با تحریم ایران، نظام را پاسخگو کند!
اکنون کسی میتواند خوب بفهمد چرا ایشان موقع جدیشدن حمله امریکا از این قصهها میبافند که از جلسات خصوصی آنان با خبر باشد. گروهی از ایشان در همین مواقع چارهسازی میکنند که باید چیزی بگوییم و کاری بکنیم که زاویهی بزرگ خود با نظام را نشان دهیم، زیرا اینبار امریکا دست خالی بازنمیگردد و اگر بر ایران مسلط شود باید قبل از آن نشان داده باشیم که با نظام زاویهی درشت داریم. خوب میفهمند که امریکا به آنان نظر دارد و حتی یکی از ایشان در دو جنگ اخیر ترور نشد. ولی باز میخواهند خودشان را بیشتر ثابت کنند.
گروه دیگر چنین نیستند و فقط باور دارند که میتوانند با قدرت کلمات با امریکا صلح کنند. هیچچیز از شواهد نیمقرن اخیر و حیات انقلاب اسلامی را نمیتوانند بهعنوان شواهدی قطعی برای این صلحطلبی رو کنند بلکه هرچه هست شواهدی علیه آن است. به همینخاطر هرچه میگذرد از اصل واقعیت میدانی دور میشوند.
امان این افراد در اماننامههایی است که از امریکا بگیرند و خلاصشان در تضمینی که امضای امریکایی پای آن باشد. حتی الان؟! حتی بعد از دو جنگ؟! وقتی کسی در «بیراهه» باشد، هیچ تابلوی راهنمایی نمیبیند!
آقای ظریف! چرا هر وقت آمریکا کم میآورد شما عملیات انتحاری انجام میدهید؟!
همچنین رونامه کیهان هم نوشت: انتشار مشکوک یک ویدیو از محمدجواد ظریف، وزیر خارجه اسبق و از بانیان «خسارت محض برجام»(که گویا مربوط به اردیبهشت ۱۴۰۴ است)، بار دیگر عمق انحراف گفتمانی و نفوذ تفکر غربزده را به رخ کشید.
وی که ظاهراً از نقدهای مستند به کارنامه خسارتبارش کلافه شده، اینبار با توسل به تعابیر رکیک و ادبیاتی دور از شأن مخاطبان فرهیخته، دوگانهسازی مجددی تحت عنوان «نگاه تهدیدمحور یا فرصتمحور» علیه امنیت ملی ایران طراحی کرده است.
بهراستی باید از وی پرسید چرا درست در بزنگاههایی که آمریکا در برابر اقتدار ایران دچار بنبست و درماندگی میشود، با حمله انتحاری به بازوهای امنیت ملی، برای دشمن فرصت تنفس ایجاد میکنید؟!
ظریف با طرح این ادعای عجیب که علت اصلی دشمنیها، نگاه تهدیدمحور تهران به منطقه است، میگوید: «اگر نگاه ما به منطقه تهدیدمحور باشد، باید سفیرمان نماینده قدس باشد، اگر نگاهمان فرصتمحور باشد، باید سفیرمان بازرگان و دیپلمات باشد… چرا سفرای ما در افغانستان و سوریه و عراق، نماینده قدس هستند؟ چون آنها را تهدید میبینیم.» وی حتی در کمال سادهانگاری مدعی میشود: «اگر ما عربستان را تهدید بدانیم، آنوقت برای ما تهدید میشود!»
اما در پاسخ به این اظهارات شتابزده و بیمبنا، باید چند درس ابتدائی از «واقعگرایی در روابط بینالملل» را به کسی که سالها بر مسند وزارت خارجه تکیه زده بود یادآوری کرد. نخست آنکه آقای ظریف مدعی است انتصاب نظامیان بهعنوان سفیر، نشانه نگاه تهدیدمحور و عامل تخریب روابط است؛ اما گویا ایشان فراموش کرده-یا خود را به فراموشی زده-که همین کعبه آمالشان، یعنی ایالات متحده آمریکا، بارها ارشدترین ژنرالهای نظامی خود را به عنوان سفیر روانه کشورهای متحد و استراتژیک کرده است.
«جان ابیزید» (ژنرال ۴ ستاره و فرمانده سابق سنتکام) سفیر آمریکا در عربستان؛ «سپهبد کارل آیکنبری» سفیر در افغانستان، «دریاسالار هری هریس» (فرمانده سابق ناوگان اقیانوس آرام) سفیر در کره جنوبی، و «ژنرال ویلیام کرو» (رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا) سفیر واشنگتن در لندن بودهاند. آیا آمریکا به کره جنوبی و انگلستان نگاه تهدیدمحور داشته یا اینکه ساختار قدرت در غرب، دیپلماسی را امتداد اقتدار نظامی میداند؟!
از سوی دیگر، ظریف درحالی به تحقیر دیپلماتهای جبهه مقاومت میپردازد که خود در همین سخنرانی دچار تناقضگویی مضحکی میشود و میگوید: «اگر من اینجا تا صبح راجع به گذشته غر بزنم، قاسم زنده میشود؟ سیدحسن زنده میشود؟ بیایید یک واقعیت را بپذیریم… مائو گفت من به خودم باور دارم که جلوی آمریکا بنشینم و با آن مذاکره کنم. چین بعد از این بود که پیشرفت کرد.» باید از ایشان پرسید: جنابعالی که از دهه ۷۰ تاکنون یکپای ثابت مذاکره، عقبنشینی و امتیازدهی به طرف آمریکایی بودهاید، چه دستاوردی جز «شدیدترین تحریمها»، «جسورتر شدن دشمن» و «تحمیل جنگ و فشار اقتصادی به مردم» داشتهاید؟ ظریف طوری از تجربیات مائو سخن میگوید که گویی فراموش کرده تحریمهای مکرر و جنایات آمریکا، محصول دقیق همان اعتمادهای بیجایی است که امثال وی به «امضای کِری» داشتند.
خط اصلی فرامتن سخنان ظریف بر یک اصل استوار است: «تطهیر دشمن و متهم کردن جریان خودی». چطور میتوان تکفیریها و رژیمهای متخاصم منطقهای را «فرصت» نامید، اما بازوی توانمند امنیت کشور یعنی نیروی قدس و منتقدان دلسوز برجام را «تهدید» جلوه داد؟
در شرایطی که کشور نیازمند اتحاد مقدس و مقاومت در برابر دشمن آمریکایی-صهیونیستی است، جای تأسف دارد که بانیان خسارت محض برجام، بهجای پاسخگویی و عذرخواهی از ملت، هنوز مشغول حاشیهسازی و ترور شخصیت سربازان وطن هستند. آیا وقت آن نرسیده که جریان غربزده، بهجای نسخهپیچیهای خیالی، چشم خود را بر واقعیات تلخ تجربه برجام باز کند؟!



