عکسی که از میز وزیر آمریکایی لو رفت | هاراگیری ترامپ در تنگه

عکسی که از میز وزیر خزانهداری آمریکا لو رفت، بیش از یک دستور ارزی بود و نقشه راه خودویرانگری اقتصادی واشنگتن در مواجهه با ژاپن، ایران و بازارهای جهانی را به نمایش گذاشت.
به گزارش همشهری آنلاین، یک برگه. یک میز چوبی در وزارت خزانهداری آمریکا و یک عدد بزرگ، دلارپاشی ۵ تا ۱۰ میلیارد برای نجات ین ژاپن همه در عکسی منتشر شده که البته خواستند مخاطب فکر کند، مثلا حواسشان نبوده.
احتمالا رویترز، خبرگزاری منتشر کننده این عکس خواسته شما تصور کنید، این برگه مثل آن یادداشتهای محرمانه در فیلمهای جاسوسی، سرنوشت جهان را تغییر میدهد اما این دلارپاشی پرده از پاشنه آشیل اقتصاد آمریکا بر میدارد.
اگر حوصله عدد و رقم ندارید و صرفا اصل مطلب برای شما مهم است همین پاراگراف را بخوانید کافی است:
دلارپاشی آمریکا در بازار ژاپن صرفا یک کمک خیرخواهانه نیست و از یک زنگ خطر بزرگ برای اقتصاد آمریکا خبر میدهد.
حالا زنگ خطر چیست؟ ارزش ین در ژاپن به کمترین میزان در ۴۰ سال اخیر رسیده، ژاپن یا باید دلار به بازار تزریق کند و مثل ایران جلوی ریزش پول ملی خود را بگیرد یا نرخ بهره را افزایش دهد، اگر نرخ بهره ژاپن افزایش پیدا کند، نرخ بهره اوراق خزانهداری آمریکا افزایش پیدا میکند، این افزایش به منزله افزایش تورم در آمریکا، شکلگیری تورم و مهمتر از همه یک عامل مخرب بزرگ برای بازار بورس آمریکا است.
تقریبا اصل بحث را در پاراگراف بالا بیان کردیم اما اگر میخواهید، دقیقتر بدانید در ادامه با ما همراه باشید.
برای درک عمق این ماجرا باید به سه پرسش اساسی پاسخ دهیم.
اول، مکانیزم دقیق این انتقال فشار از ژاپن به آمریکا چیست؟
دوم، چرا آمریکا ترجیح میدهد پول نقد بدهد تا اینکه اجازه دهد نرخ بهره ژاپن بالا برود؟
و سوم، این تهدید تا چه حد برای بورس آمریکا مرگبار است؟
سوال اول: چطور نرخ بهره ژاپن، تورم را به آمریکا صادر میکند؟
تصور کنید ۳۰ سال است سرمایهگذاران بزرگ والاستریت از ژاپن با نرخ بهره صفر یا منفی پول قرض گرفتهاند و آن را در اوراق ۱۰ سال خزانداری آمریکا با سود بیشتر سرمایهگذاری کردهاند. این بازی سودآور، «معاملات حمل» نام دارد و روزانه میلیاردها دلار گردش مالی دارد.
حالا اگر ژاپن برای مهار ریزش ین، نرخ بهره را از ۱ به ۱.۵ یا ۲ درصد برساند، چه میشود؟
سود این معاملات به صفر میرسد. سرمایهگذاران بزرگ والاستریت وحشت میکنند.
آنها نه تنها اوراق جدید نمیخرند، بلکه برای بازپرداخت وامهای ینی خود، اوراق قبلی را در بازار ثانویه به فروش میرسانند.
فروش گسترده، قیمت اوراق را میشکند اما سود سالانه این اوراق (کوپن) که توسط دولت آمریکا تعیین شده، ثابت است.
نسبت سود ثابت به قیمت جدید، نرخ بهره بلندمدت آمریکا را به اجبار ریاضی بالا میبرد.
سوال دوم: چرا آمریکا ۱۰ میلیارد دلار میدهد تا نرخ بهرهاش بالا نرود؟
آمریکا در واقع به ژاپن کمک نمیکند بلکه از خودش دفاع میکند. اگر ژاپن نرخ بهره را افزایش دهد، بازدهی اوراق ۱۰ ساله آمریکا حداقل نیم تا یک درصد جهش میکند. این یعنی هزینه بهر بدهی ۳۵ تریلیون دلاری دولت آمریکا، سالانه ۳۵۰ میلیارد دلار اضافه میشود.
نرخ وام مسکن و خودرو سر به فلک میگذارد و میلیونها خانواده آمریکایی را به لبه پرتگاه میبرد.
حالا ۵ تا ۱۰ میلیارد دلاری که وزیر خزانهداری برای خرید ین کنار گذاشته، چه ارزشی دارد؟ ارزشش، مثل خریدن یک کپسول آتشنشانی برای آتشسوزی در انبار مهمات موقتی، ناچیز اما از ناچار است.
سوال سوم: بازار سهام آمریکا چرا قربانی خاموش این معادله است؟
ارزش سهام شرکتهای بزرگ، بر اساس فرمول «ارزش حال تنزیل شده سودهای آتی» محاسبه میشود.
وقتی نرخ بهره اوراق قرضه (بهعنوان نرخ مبنا) بالا میرود، جذابیت سهام فروکش میکند. سرمایهگذاران ترجیح میدهند پولشان را در اوراق کمریسک با سود بالا بگذارند.
اما بدتر از آن، هزین سرمایه برای شرکتها اوج میگیرد. غولهای فناوری سیلیکونولی که برای رشدشان به استقراض وابستهاند، با افزایش نرخ بهره، سودآوری آیندهشان آب میرود و قیمت سهامشان سقوط میکند.
سال ۲۰۲۲ را به یاد آورید؛ وقتی فدرال رزرو نرخ بهره را بالا برد، نزدک بیش از ۳۰ درصد ریزش کرد. حالا تصور کنید همین ریزش، این بار نه بهخواست فدرال رزرو، بلکه بر اثر یک شوک بیرونی از توکیو به نیویورک تحمیل شود.
والاستریت این سناریو را «سونامی ین» نامیده و دقیقاً از همین هراس، عجلهاش برای مداخله در بازار ین قابل توضیح است.
حلقه گمشده؛ تنگه هرمز و آتشی که ترامپ روشن کرد
اگر از توکیو به تنگه هرمز سری بزنیم، متوجه میشویم، پاشنه آشیل آمریکاییها یک کاتالیزور جدی هم دارد.
از اوایل ۲۰۲۶، با تشدید حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، ایران بستن تنگه هرمز را بهعنوان راهبرد مقابلهبهمثل در پیش گرفته است.
این تنگه، گذرگاه ۲۰ درصد نفت جهان است.
همین حالا قیمت نفت دوباره به کانال ۹۰ دلار صعود کرده و کارشناسان هشدار میدهند با ادامه تنشها، نفت به ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلار هم خواهد رسید.
صندوق بینالمللی پول اعلام کرده «بافر نفری جهان از بین رفته» و شوک قیمتی جبرانناپذیر است.
افزایش قیمت بنزین در آمریکا، تورم را مستقیماً بالا میبرد. تورم، فدرال رزرو را مجبور میکند یا نرخ بهره را بالا ببرد یا حداقل برای مدت طولانی در سطح بالا نگه دارد. این مسئله مرگ تدریجی بورس و فشار مضاعف بر خانوارهای آمریکایی است.
از طرفی ژاپن، یک کشور واردکننده خالص انرژی است. نفت گران یعنی ژاپن به دلار بیشتری برای واردات نیاز دارد.
از یک سو، سرمایهگذاران برای فرار از ین، دلار میخرند و از سوی دیگر، شرکتهای ژاپنی برای خرید نفت، مجبور به فروش ین و خرید دلار میشوند. در این چهارچوب ین به محدود تاریخی ۱۶۲ در برابر دلار سقوط کرده است.
حالا تصویر بزرگتر را ببینید، قیمت بالای نفت، کسری تجاری ژاپن را به شدت افزایش داده است. ژاپن برای تأمین هزینه انرژی و همزمان برای جلوگیری از سقوط ین، به نقدینگی دلاری مبرم نیاز دارد.
بنابراین، نه فقط سرمایهگذاران خصوصی، بلکه خود بانک مرکزی ژاپن ناچار خواهد بود سبد اوراق خزانهداری آمریکا (که ژاپن بزرگترین دارنده خارجی آن است) را به سرعت به فروش برساند.
فروش گسترده اوراق توسط دارنده شماره یک، سقوط آزاد قیمت اوراق و جهش بیسابقه نرخ بهره برای آمریکا را به همراه دارد.
اینجا، تراژدی راهبردی آمریکا خود را نشان میدهد. از یک سو، جنگ با ایران، نفت را گران کرده و تورم را شعلهور ساخته. برای مهار تورم، فدرال رزرو ناگزیر از حفظ نرخ بهره بالاست.
از سوی دیگر، همین نرخ بهره بالا در آمریکا، اختلاف نرخ بهره را با ژاپن زیاد کرده و ین را به سقوط میکشاند.
سقوط ین، ژاپن را مجبور به فروش اوراق خزانه آمریکا میکند و فروش اوراق، نرخ بهره را در خود آمریکا به آسمان میفرستد.
به عبارت سادهتر آمریکا با یک دست در خاورمیانه آتش میزند، و با دست دیگر در والاستریت خاموشی میکند.
این دو حرکت، نه تنها هماهنگ نیستند، بلکه یکدیگر را تغذیه میکنند. ۵ تا ۱۰ میلیارد دلاری که برای خرید ین اختصاص یافته، در برابر این گرداب عظیم، قطرهای بیش نیست.
ژاپن تا پیش از این، حدود ۵۸ میلیارد دلار برای حمایت از ین هزینه کرده، و بازار همچنان در نوسان
است.
اگر فدرال رزرو بر نرخ بهره بالای ۳.۷۵ درصد تاکید کند، اختلاف نرخ بهره باقی میماند و فشار بر ین فروکش نمیکند.
حالا اگر تحریمهای نفتی و بحران هرمز را هم به معادله اضافه کنیم، اوضاع بسیار تاریکتر از آن چیزی است که رسانههای غربی منعکس میکنند.
آمریکا یا باید سیاست پولی خود را تغییر دهد و به جنگ با ایران پایان دهد (که هر دو خلاف میل لابیهای جنگ و بازارهای مالی است)، یا هر چند ماه یک بار، چکهای میلیاردی برای ژاپن امضا کند.در واقع تهدید حل نشده، فقط به تعویق افتاده است.
آنچه از پشت میز وزیر خزانهداری آمریکا لو رفت، اعتراف رسمی واشنگتن به این واقعیت بود که اقتصاد آمریکا نسبت به نوسانات بازار ژاپن و شوکهای ژئوپلیتیکی (مثل جنگ در خلیج فارس) بهشدت آسیبپذیر شده است.
دلارپاشی برای نجات توکیو نیست بلکه برای جلوگیری از خودسوزی والاستریت و تورم تصاعدی در خیابانهای آمریکاست.
این همان زنگ خطری است که رسانههای غربی سعی در پنهان کردن آن دارند؛ زنگ خطری که از توکیو شروع شد، در تنگه هرمز شعلهور شد، و قرار است در والاستریت به صدا درآید.



