از تورم بالا تا ابرتورم ؛ اقتصاد ایران چه چیزی دارد که اقتصادهای ابرتورمی نداشتند؟

تورم بالاست، اما اقتصاد ایران هنوز وارد ابرتورم نشده است؛ یک اقتصاد بزرگ با شبکه گسترده تولید، دهها صنعت فعال، صادرات غیرنفتی و درآمدهای ارزی، با اقتصادهایی که در آنها نظام تولید و مالی فروپاشیده بود تفاوت دارد.
به گزارش همشهری آنلاین، افزایش شدید قیمتها در ماههای اخیر باعث شده واژه ابرتورم به یکی از پرتکرارترین تعابیر در شبکههای اجتماعی تبدیل شود؛ برخی صفحات اقتصادی حتی از ورود ایران به ابرتورم یا ابرتورم قریبالوقوع سخن میگویند. اما بررسی آمار رسمی و تعریف علمی ابرتورم نشان میدهد اقتصاد ایران با وجود تورم بسیار بالا، هنوز در شرایط ابرتورمی قرار ندارد.
مسئله مهم این است که تورم بالا با ابرتورم یکی نیست. در تعریف مشهور فیلیپ کگان، اقتصاد زمانی وارد ابرتورم میشود که قیمتها در یک ماه دستکم ۵۰ درصد افزایش پیدا کنند. این تعریف نشان میدهد معیار اصلی ابرتورم، فقط بزرگ بودن عدد تورم سالانه نیست؛ بلکه سرعت انفجاری افزایش قیمتها و از دست رفتن کنترل فرآیند قیمتگذاری است.
آخرین آمار رسمی نشان میدهد تورم ماهانه ایران در مردادماه ۳.۴ درصد بوده است. تورم نقطهبهنقطه به ۸۹ درصد و تورم سالانه به ۶۹.۹ درصد رسیده است. این ارقام برای اقتصاد ایران بسیار سنگین و برای خانوارها و بنگاهها نگرانکننده است، اما همچنان با مرز ۵۰ درصدی تورم ماهانه که در تعریف کلاسیک ابرتورم مورد استفاده قرار میگیرد، فاصله زیادی دارد.
تورم ۸۹درصدی، ابرتورم نیست
بخش مهمی از برداشتهای اشتباه در شبکههای اجتماعی از همینجا ناشی میشود. وقتی گفته میشود تورم نقطهبهنقطه به ۸۹ درصد رسیده، به این معناست که سطح قیمتها نسبت به مرداد سال گذشته تقریبا دو برابر شده است.
اما این عدد به هیچوجه به معنای آن نیست که قیمتها در یک ماه ۸۹ درصد افزایش یافتهاند.
در مردادماه، افزایش ماهانه قیمتها ۳.۴ درصد بوده است. حتی در ماههای بسیار پرتنش پایان سال گذشته نیز تورم ماهانه به مرز ۵۰ درصد حتی نزدیک هم نشده است. بنابراین از منظر معیار اصلی ابرتورم، فاصله میان وضعیت فعلی ایران و یک اقتصاد ابرتورمی همچنان قابل توجه است.
اقتصاد ایران چه چیزی دارد که اقتصادهای ابرتورمی نداشتند؟
اینجا یکی از مهمترین تفاوتهای اقتصاد ایران با بسیاری از نمونههای تاریخی ابرتورم دیده میشود.
ایران یک اقتصاد صرفاً مصرفکننده و وارداتمحور نیست.
اقتصاد ایران دارای شبکه گستردهای از فعالیتهای تولیدی در حوزههای نفت و گاز، پتروشیمی، فولاد، مس، آلومینیوم، سیمان، دارو، غذا، خودرو، قطعات، ماشینآلات، لوازم خانگی، محصولات شیمیایی، کشاورزی و دهها رشته صنعتی و خدماتی دیگر است. بانک جهانی نیز اقتصاد ایران را اقتصادی متشکل از بخشهای هیدروکربوری، کشاورزی، خدمات و یک بخش قابل توجه تولیدی و صنعتی توصیف میکند.
این تنوع تولیدی یک تفاوت بسیار مهم ایجاد میکند. در ایران بخش بزرگی از کالاها و خدمات مورد نیاز اقتصاد در داخل تولید میشود و کشور برای تأمین تمام نیازهای روزمره خود به واردات وابسته نیست.
این موضوع را میتوان در ساختار تجارت خارجی نیز دید. در آخرین دادههای بانک جهانی، صادرات ایران فقط متکی به یک محصول نیست و گروههای متنوعی از کالاهای خام، واسطهای و مصرفی را شامل میشود. همزمان بخش مهمی از واردات به کالاهای سرمایهای و واسطهای اختصاص دارد؛ یعنی ایران برای اداره و توسعه بخش تولید خود به واردات برخی تجهیزات، فناوری و مواد اولیه نیاز دارد، اما ساختار اقتصاد آن با اقتصادی که بخش اعظم نیازهای مصرفی خود را از خارج تأمین میکند، متفاوت است.
اقتصاد ایران فقط نفت نیست
یکی از دلایلی که فاصله اقتصاد ایران با سناریوهای کلاسیک ابرتورم را بیشتر میکند، گستردگی پایه تولید کشور است.
ایران علاوه بر نفت، در حوزههای پتروشیمی، فولاد، محصولات معدنی، فلزات اساسی، محصولات کشاورزی و صنعتی صادرات دارد. در نتیجه اقتصاد کشور تنها به یک منبع درآمد ارزی متکی نیست.
برای مثال، صادرات محصولات فولادی ایران در نیمه نخست سال ۱۴۰۳ به حدود ۲.۹ میلیارد دلار رسید. همچنین صنعت پتروشیمی در سالهای گذشته به یکی از مهمترین منابع درآمد ارزی کشور تبدیل شده است.
البته این به معنای خودکفایی مطلق نیست. ایران همچنان برای بخشی از ماشینآلات، کالاهای سرمایهای، قطعات، فناوری و برخی مواد واسطهای به واردات نیاز دارد. اما همین تفاوت میان وابستگی به واردات و نیاز به واردات بخشی از نهادههای تولید در تحلیل خطر ابرتورم اهمیت زیادی دارد.
این نکته در بحث ابرتورم اهمیت زیادی دارد؛ زیرا کشوری که هم تولید داخلی دارد، هم مواد اولیه و انرژی فراوان در اختیار دارد و هم امکان کسب درآمد ارزی از صادرات کالا دارد، از نظر ظرفیت واقعی اقتصاد با کشوری که همزمان با فروپاشی تولید و قطع منابع درآمدی مواجه شده است، تفاوت اساسی دارد.
البته تحریمها، محدودیتهای بانکی و دشواری انتقال درآمدهای صادراتی باعث میشود تمام ظرفیت صادراتی ایران بهراحتی به منابع ارزی در دسترس تبدیل نشود. بنابراین مسئله ایران بیشتر نحوه دسترسی و استفاده از منابع ارزی است، نه فقدان کامل ظرفیت درآمدزایی خارجی.
اقتصاددانان چه میگویند؟
حسین راغفر، اقتصاددان و استاد دانشگاه، در اظهارات اخیر خود تأکید کرده است که اقتصاد ایران هنوز وارد مرحله ابرتورمی به معنای دقیق اقتصادی نشده است. به گفته او، شرایط تورمی موجود بسیار سنگین است و نبود سیاست مؤثر برای مهار تورم میتواند وضعیت را دشوارتر کند، اما نباید هر تورم بالایی را ابرتورم نامید.
مسعود نیلی نیز درباره شرایط تورمی ایران هشدار داده و از قرار گرفتن اقتصاد در ایستگاه پیش از ابرتورم یا مرحله تورم بسیار بالا سخن گفته است. این تعبیر نیز به معنای وقوع ابرتورم نیست؛ بلکه هشداری درباره ضرورت جلوگیری از ورود اقتصاد به مرحلهای است که سرعت رشد قیمتها به شکل انفجاری افزایش پیدا کند.
در نقطه مقابل، عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی، در شهریورماه با صراحت بیشتری گفته است که ایران هنوز وارد ابرتورم نشده و احتمال وقوع آن نیز ضعیف است. او همچنین ادعای فروپاشی اقتصادی را نادرست دانسته است.
ابرتورم؛ واژهای که نباید ابزار کلیک شود
در روزهای اخیر برخی صفحات و بلاگرهای اقتصادی با استفاده از عباراتی نظیر ابرتورم در راه است یا اقتصاد ایران وارد ابرتورم شد تلاش کردهاند روایتهای بسیار هراسآوری از آینده اقتصاد ارائه کنند.
مشکل اینجاست که در فضای شبکههای اجتماعی، یک عدد بزرگ مانند تورم ۸۹درصدی ممکن است بدون توضیح درباره دوره زمانی آن منتشر شود و مخاطب تصور کند قیمتها هر ماه چنین افزایشی داشتهاند.
در حالی که برای تشخیص ابرتورم باید تورم ماهانه، شتاب افزایش قیمتها و رفتار پول را بررسی کرد.
در چنین شرایطی، استفاده بیمحابا از واژه ابرتورم میتواند خودش به افزایش انتظارات تورمی و رفتارهای هیجانی در بازار ارز، طلا و سایر داراییها منجر شود.
عدد ۸۹درصدی تورم نقطهبهنقطه بدون تردید یک هشدار بزرگ است؛ اما تا زمانی که تورم ماهانه به محدودههای انفجاری نرسیده و چرخه فروپاشی پول شکل نگرفته است، نامیدن وضعیت ایران به عنوان ابرتورم از نظر علمی دقیق نیست. ایران با تورم بالا مواجه است؛ اما با ابرتورم فاصله دارد.




