اکونومیست: حملات جدید به ایران ضعف توافق دونالد ترامپ را آشکار میکند

هفتهنامه انگلیسی اکونومیست گزارش داد که حملات تازه ایران و پاسخ آمریکا نشان میدهد توافق موقت ترامپ با تهران چقدر سست بوده است. ۲ طرف دوباره در چرخهی جنگ و دیپلماسی ناقص گیر کردهاند و تنگهی هرمز همچنان در بنبست مانده است.
همشهری آنلاین – گروه سیاسی: هفتهنامه اکونومیست چاپ لندن در مقاله تحلیلی با عنوان «حملات جدید به ایران ضعف توافق دونالد ترامپ را آشکار میکند» به این مسئله پرداخته که توافق موقت آمریکا و ایران عملا از هم پاشیده است و حملات متقابل، بنبست تنگهی هرمز و بنبست دیپلماتیک، بار دیگر نشان میدهد این توافق از ابتدا چقدر شکننده بود.
متن این گزارش را میخوانید:
تقویم میگوید ژوئیه (مرداد) است، اما عناوین خبری شبیه آوریل (فروردین) به نظر میرسند. جنگ میان آمریکا و ایران فروکش کرده اما به پایان نرسیده است. تنگهی هرمز عملا بسته شده، اما کشورهای خلیج فارس در تلاشاند تا توافقی برای بازگشایی موقت آن میانجیگری کنند. دونالد ترامپ از تهدید خود برای انجام «حملهای عظیم» به ایران عقبنشینی کرد و مدعی شد مذاکرات خوب پیش میرود؛ اما ایران آخرین پیشنهاد توافق را رد کرد و بار دیگر موشک شلیک کرد.
این وضعیت در بخش زیادی از بهار حاکم بود، تا اینکه آمریکا و ایران در ۱۷ ژوئن (۲۷ خرداد) توافقنامهای موقت امضا کردند. و اکنون دوباره همان وضعیت تکرار شده است. بر اساس مفاد آن «یادداشت تفاهم» (MOU)، ۲ کشور باید تقریبا مذاکرات برای یک پیمان جامع بهمنظور پایان ۵۰ سال خصومت را به پایان رسانده باشند. اما بهجای آن، دوباره بر سر تنگه چانهزنی میکنند. حتی اگر دیپلماتها راهحلی بیابند (که بعید به نظر میرسد)، این راهحل احتمالاً تنها وصلهای روی توافقی خواهد بود که از ابتدا سست و ناقص بود.
یادداشت تفاهم از ۶ ژوئیه (۱۵ تیر) شروع به فروپاشی کرد؛ زمانی که ایران به چندین نفتکش و کشتی گاز حمله کرد. هدف این بود که ترافیک روبهرشد از سمت جنوبی هرمز (که در آبهای سرزمینی عمان قرار دارد و کنترل ایران بر آبراه را کاهش میدهد) متوقف شود. سپس آمریکا تقریبا ۲ هفته حملات هوایی روزانه آغاز کرد که عمدتا اهداف نظامی و زیرساختهای اقتصادی جنوب ایران را هدف قرار میداد. ایران نیز موشک و پهپاد به پایگاههای آمریکایی در خلیج فارس و اردن شلیک کرد.
با این حال، در ۲۴ ژوئیه (۲ مرداد) ترامپ ناگهان کارزار بمباران را متوقف کرد. در علن، مقامات آمریکایی گفتند که مایلاند به دیپلماسی فرصت دهند. در خلوت، برخی نیز نگران کاهش ذخیرهی موشکهای دفاع هوایی بودند و معتقد بودند که حملات هوایی محدود ارزش چندانی ندارد. ایران نیز حملات به کشتیهای تجاری را متوقف کرد؛ هرچند این امر ممکن است صرفا بهدلیل نبود هدف بوده باشد: تعداد کشتیهایی که از گذرگاه جنوبی هرمز عبور میکنند تقریبا به صفر رسیده است.
آخر هفتهی گذشته هیاتی از مقامات عمانی برای مذاکره به تهران رفت. هرچند ایران مستقیما با آمریکاییها صحبت نمیکند، عمان نقش واسطه را ایفا میکند. این کشور پیشنهادی به ایران ارائه داد که شامل آتشبسی رسمی (احتمالا ۱۰ روزه) و طرحی برای بازگشایی تنگه است. ایران و کشورهای ساحلی عربی از طریق سازوکاری مشترک آن را مدیریت میکنند. کشتیها برای عبور عوارض پرداخت نمیکنند، اما کنسرسیوم میتواند «کمکهای داوطلبانه» برای کمکهای ناوبری، خدمات زیستمحیطی و موارد مشابه جمعآوری کند؛ مشابه آنچه کشورهای جنوب شرق آسیا در تنگهی مالاکا انجام میدهند.
در تئوری، این پیشنهاد مصالحهای آبرومندانه برای همه فراهم میکرد. ایران میتوانست بگوید ترتیبی جدید بر تنگه تحمیل کرده است، آمریکا میتوانست بگوید درخواست ایران برای کنترل کامل و عوارض اجباری را رد کرده است، و کشورهای خلیج فارس از عبور رایگان بهرهمند میشدند. مشکل اینجاست که عمان پیشتر نیز ترتیبی مشابه پیشنهاد داده بود و ایران بارها آن را رد کرده است.
همانطور که انتظار میرفت، این بار هم رد کرد. کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه، در ۲۸ ژوئیه (۶ مرداد) گفت هر توافقی باید کنترل کامل ترافیک ورودی را به ایران بدهد. همان شب ایران رگباری از موشک به پایگاهی آمریکایی در اردن شلیک کرد. ترامپ که هرگز اهل کمگویی نبوده، وعده داد «حسابشان را بهطور کامل برسد». در اوایل ۳۰ ژوئیه (۸ مرداد)، پنتاگون دور دیگری از حملات هوایی سنگین انجام داد.
کمتر از یک ماه پس از امضا، بخشهای عمدهی یادداشت تفاهم عملا بیاثر به نظر میرسد. بند اول آن میگفت آمریکا و ایران بر پایان «دائمی» جنگ توافق کردهاند. اما «برای همیشه» دیگر معنای سابق را ندارد: درگیریهای مداوم کمتر از ۳ هفته بعد از سر گرفته شد. اختلاف دیگری بر سر دهها میلیارد دلار از داراییهای ایران است که بهدلیل تحریمها در بانکهای خارجی مسدود شدهاند. ایران انتظار داشت بخشی از این وجوه بلافاصله آزاد شود، در حالی که دولت ترامپ اصرار داشت که پول تنها بهصورت مرحلهای و در صورت پایبندی ایران به توافق آزاد خواهد شد.
۲ طرف باید عمیقا وارد ۶۰ روز مذاکرهی برنامهریزیشده برای یک توافق جامع میشدند که نگرانیهای آمریکا دربارهی برنامهی هستهای ایران و خواستهی رفع پایدار تحریمها را پوشش دهد. اما بهجای آن، حتی به این مسائل بزرگتر هم نپرداختهاند. در این ماه هیچ مذاکرهی سطح بالایی انجام نشده و مهلت ۶۰ روزه در ۱۶ اوت (۲۵ مرداد) به پایان میرسد (هرچند با توافق طرفین قابل تمدید است).
وضعیت متحدان در خلیج فارس
ترامپ در بنبست قرار دارد. تشدید جنگ پرخطر است. پذیرش کنترل ایران بر تنگه در داخل کشور مایهی شرمساری و برای متحدان خلیجیاش (خلیج فارس) توهینآمیز خواهد بود. فعلا به نظر میرسد تمایل دارد زمان بخرد. او ایران را بمباران و تهدید کرد تا قیمت نفت برنت در ۲۳ ژوئیه (اول مرداد) از ۱۰۰ دلار در بشکه عبور کرد. سپس عقبنشینی کرد و قیمتها سقوط کرد. ممکن است امیدوار باشد جنگ را در حالت نیمسوز نگه دارد، در حالی که محاصرهی بنادر ایران اقتصاد این کشور را تحت فشار قرار میدهد؛ اما حملهی ایران به اردن یادآوری کرد که ترامپ بهتنهایی سرعت نبرد را تعیین نمیکند.
متحدان آمریکا در منطقه نگران و سردرگماند. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ۲۸ ژوئیه (۶ مرداد) با ترامپ در کاخ سفید دیدار کرد. اما این دیدار بهطور غیرمعمولی محرمانه بود. او از ورودی جانبی وارد شد و ترامپ از شلوغی معمول خبرنگاران در دفتر بیضی اجتناب کرد. روز بعد خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، سفر کوتاهی به واشنگتن داشت. این پادشاهی اخیرا هم از سوی حوثیها (شبهنظامیان شیعه در یمن) و هم گروههای تحت حمایت ایران در عراق مورد حمله قرار گرفته است.
آمریکا و ایران پیشتر نیز در چنین موقعیتی بودهاند. هر ۲ بهدلیل درد اقتصادی ناشی از جنگ و محاصرهی متقابل هرمز، یادداشت تفاهم را پذیرفتند. اما زبان مبهم آن نتوانست هیچیک از مسائل زیربنایی را حل کند و دلیل چندانی وجود ندارد که امیدوار باشیم توافق جدیدی این کار را انجام دهد.



