تنها منشاء شاد بودن در زندگی کشف شد

پژوهشی با ثبت بیش از ۲۳ هزار لحظه از زندگی روزمره نشان داد ذهن انسان در چهار الگوی اصلی حرکت میکند؛ از کسانی که مدام نگران جهانند تا افرادی که ذهنشان میان کار، خانه یا وضعیت جسم و روان در رفتوآمد است اما میزان شادی ما فقط از افکار ما ناشی میشود!
اطلاعات آنلاین – فاطمه عباسی: پژوهشی که بیش از ۲۳ هزار لحظه از زندگی روزمره را ثبت کرده، نشان میدهد ذهن انسانها در چهار الگوی اصلی حرکت میکند؛ از کسانی که مدام نگران جهاناند تا افرادی که ذهنشان میان کار، خانه یا وضعیت جسم و روان در رفتوآمد است. اما شاید مهمترین یافته این باشد که محتوای افکار، بیش از سن، درآمد یا شغل، با میزان شادی افراد ارتباط دارد.
ذهن انسان هیچوقت واقعاً آرام نمیگیرد. حتی وقتی ظاهراً کاری انجام نمیدهیم، ذهن مشغول ساختن روایت، مرور گذشته، برنامهریزی برای آینده یا درگیر شدن با نگرانیهای کوچک و بزرگ است. حالا یک پژوهش تازه تلاش کرده این جریان دائمی فکر را نقشهبرداری کند و به این سؤال پاسخ دهد که انسانها بیشتر به چه چیزهایی فکر میکنند و آیا این افکار با احساس خوشبختی آنها ارتباطی دارد یا نه.
نتایج این مطالعه نشان میدهد اگرچه هر فرد دنیای ذهنی منحصربهفردی دارد، اما میتوان بیشتر افراد را در چهار الگوی فکری قرار داد؛ الگوهایی که از دغدغههای جهانی تا مسائل خانه، وضعیت جسم و روان یا ترکیبی از کار و تفریح را در بر میگیرد.
این پژوهش با همکاری اقتصاددانان دانشگاه کلرمونت در کالیفرنیا و دانشگاه ووهان چین انجام شده است. پژوهشگران میگویند با وجود اینکه بخش بزرگی از تجربه زندگی انسان در ذهن او شکل میگیرد، تاکنون کمتر مطالعهای توانسته افکار روزمره را بهصورت منظم و لحظهبهلحظه بررسی کند.
بیش از ۲۳ هزار تصویر از ذهن انسان
برای انجام این تحقیق، ۲۵۸ داوطلب ۱۹ تا ۷۱ ساله، به مدت دو هفته یک اپلیکیشن روی تلفن همراه خود نصب کردند. این برنامه روزانه هشت بار و در زمانهایی کاملاً تصادفی به آنها پیام میداد و از آنها میخواست همان لحظه بنویسند به چه چیزی فکر میکنند، مشغول انجام چه کاری هستند و میزان شادی خود را نیز ثبت کنند.
در پایان، بیش از ۲۳ هزار گزارش لحظهای از وضعیت ذهنی افراد جمعآوری شد؛ مجموعهای کمسابقه که تصویری نسبتاً دقیق از جریان افکار روزانه ارائه میدهد.
ذهن ما در طول روز تغییر مسیر میدهد
دادهها نشان میدهد محتوای افکار در ساعات مختلف شبانهروز تغییر میکند. در طول روز، ذهن بیشتر درگیر کار و وظایف روزمره است، اما هرچه به عصر و شب نزدیک میشویم، سهم سرگرمی، استراحت و اوقات فراغت بیشتر میشود.
نکته جالب دیگر اینکه تقریباً نیمی از افکار افراد کاملاً آگاهانه بود و نیم دیگر را افکار ناخواسته، خیالپردازی، حواسپرتی یا یادآوریهای ناگهانی تشکیل میداد؛ موضوعی که نشان میدهد ذهن انسان بخش قابل توجهی از زمان خود را خارج از کنترل مستقیم ما سپری میکند.
از نظر موضوع، احساسات جسمی مانند خستگی، خوابآلودگی یا احساسات بدنی نزدیک به یکپنجم همه افکار را تشکیل میداد. پس از آن، کار با ۱۷ درصد و غذا با ۱۴ درصد در رتبههای بعدی قرار داشتند. سرگرمی، هنر، بازی و روابط نیز حدود ۱۰ درصد از محتوای ذهن افراد را به خود اختصاص داده بودند.
وقتی صحبت از خواستهها و تمایلات بود، تقریباً نیمی از آنها به غذا و نوشیدنی، بهویژه قهوه، مربوط میشد. در میان نیازهای جسمی نیز استراحت، خواب و حتی چرت زدن بیشترین سهم را داشت.
ذهن تقریباً هیچوقت خالی نیست
یکی دیگر از یافتههای جالب این پژوهش این است که ذهن انسان بهندرت کاملاً بدون فکر میشود. تنها درصد بسیار اندکی از پاسخها نشان میداد افراد در آن لحظه هیچ فکری نداشتهاند.
در مقابل، اشاره بسیار کم شرکتکنندگان به موضوعات جنسی باعث شد پژوهشگران احتمال دهند برخی افراد در ثبت صادقانه افکار خود ملاحظهکاری کردهاند. افزون بر این، حدود یکچهارم اعلانهای اپلیکیشن نیز بیپاسخ مانده بود.
آیا کیفیت افکار، شادی را تعیین میکند؟
یکی از جذابترین بخشهای این مطالعه، آزمودن جمله معروف «مارکوس اورلیوس»، امپراتور و فیلسوف رومی، بود که میگفت: «شادی زندگی شما به کیفیت افکارتان بستگی دارد.»
نتیجه بررسیها تا حد زیادی این گزاره را تأیید میکند. پژوهشگران دریافتند محتوای افکار افراد، بیش از هر متغیر دیگری که در این مطالعه بررسی شده بود، میتواند میزان شادی آنها را پیشبینی کند.
البته نویسندگان مقاله تأکید میکنند که این یافتهها نباید بدون احتیاط به همه مردم جهان تعمیم داده شود؛ زیرا همه شرکتکنندگان از گروهی بودند که پژوهشگران آن را «غربی، تحصیلکرده، صنعتی، ثروتمند و دموکراتیک» مینامند؛ جمعیتی که ممکن است از نظر روانشناختی با بسیاری از جوامع دیگر تفاوت داشته باشد.
چهار تیپ فکری انسانها
پژوهشگران با تحلیل الگوهای ذهنی شرکتکنندگان، چهار گروه اصلی را شناسایی کردند. البته خود آنها تأکید میکنند این دستهبندی هنوز قطعی نیست و برای تأیید آن به مطالعات گستردهتر نیاز است. این گروهها بر اساس محتوای مشترک افکار شکل گرفتهاند، نه شغل، سن یا وضعیت اقتصادی افراد.
۱. نگرانهای جهان
اعضای این گروه بسیار بیشتر از دیگران به سیاست، رویدادهای جهانی و مسائل اجتماعی فکر میکنند. جنگها، همهگیری کرونا، امنیت فردی و سلامت، بخش مهمی از ذهن آنها را اشغال کرده بود.
در میان واژههایی که بیشتر در افکار این گروه دیده میشد میتوان به «کرونا»، «بیدار بودن»، «تنهایی»، «درد»، «گرسنگی» و «خستگی» اشاره کرد.
نکته قابل توجه اینکه این افراد تقریباً دو برابر دیگران به موسیقی فکر میکردند؛ موضوعی که پژوهشگران احتمال میدهند راهی برای کاهش فشار روانی ناشی از دغدغههای همیشگی آنها باشد.
۲. خانهمحورها
ذهن این افراد بیشتر درگیر امور روزمره، خانه و مسائل مالی است. آنها بیش از میانگین به کارهای منزل، مدیریت زندگی و مسائل اقتصادی فکر میکنند.
با این حال، ذهنشان فقط درگیر کارهای اجرایی نیست؛ علاقه بیشتری هم به فیلم، کتاب، مجموعههای تلویزیونی و روایتهای داستانی دارند.
در میان واژههای پرتکرار این گروه، مفاهیمی مانند «حل مسئله»، «فرآیند»، «بحث» و «سند» بیشتر دیده میشود.
۳. ذهن و بدن
این گروه بیش از همه به احساسات، وضعیت جسمانی و تجربههای درونی خود توجه دارد. میانگین سنی آنها حدود ۳۲ سال بود و نزدیک به دوسوم اعضای این گروه را زنان تشکیل میدادند.
آنها بیشترین میزان افکار مزاحم و ناخواسته را نیز تجربه میکردند. واژههایی مانند «رواندرمانگر»، «درد» و «احساس درماندگی» در افکارشان فراوانتر بود.
پژوهشگران معتقدند این الگو ممکن است بازتاب افرادی باشد که در زمان انجام مطالعه با مشکلات جسمی یا روانی روبهرو بودهاند یا ذهنشان به دلایل مختلف بیشتر متوجه بدن و سلامت خود بوده است.
۴. سختکوش و اهل تفریح
ذهن این گروه میان کار و تفریح تقسیم شده است. آنها بیش از دیگران به شغل، پروژهها و مسئولیتهای کاری فکر میکنند، اما در عین حال سهم بیشتری از افکارشان به سرگرمی، هنر، ورزش و اوقات فراغت اختصاص دارد.
اعضای این گروه در مقایسه با سایر شرکتکنندگان درآمد بالاتری داشتند و بالاترین میزان شادی را نیز گزارش کردند.
در میان واژههای پرتکرار آنها میتوان به «استراحت»، «ارائه»، «سفر هوایی»، «پروژه» و «باشگاه ورزشی» اشاره کرد.
آنچه در ذهن میگذرد، فقط یک فکر ساده نیست
این پژوهش بیش از آنکه بخواهد انسانها را در چهار گروه ثابت قرار دهد، یادآوری میکند که ذهن ما الگوهایی دارد؛ الگوهایی که میتوانند در طول زمان تغییر کنند و حتی بر احساس رضایت از زندگی اثر بگذارند.
شاید مهمترین پیام این مطالعه همان جملهای باشد که نزدیک به دو هزار سال پیش مارکوس اورلیوس گفته بود؛ اینکه کیفیت زندگی، تا حد زیادی از کیفیت افکاری میآید که هر روز بیوقفه از ذهن ما عبور میکنند.



