تهدیدهای ترامپ درباره «محوکردن» ایران از روی نقشه؛ گزارش مهم گاردین را بخوانید

هفته گذشته، همزمان با درگیری آمریکا و ایران در اطراف تنگه هرمز، دونالد ترامپ یکی از تهدیدهای معمول خود را مطرح کرد و در گفتوگویی با خبرنگار شبکه فاکسنیوز گفت اگر تهران در واکنش به تازهترین موج حملات هوایی واشنگتن دست به اقدام تلافیجویانه بزند، این کشور «بهطور کامل از روی نقشه محو خواهد شد».
به گزارش همشهریآنلاین، این تهدید رئیسجمهور آمریکا برای محو کردن یک کشور دیگر، حتی در هفتهای که طبق معیارهای معمول دولت ترامپ هفتهای نسبتاً کمخبر محسوب میشد، چندان مورد توجه رسانهها قرار نگرفت.
ترامپ طی شش ماه گذشته از جنگ خود علیه ایران، بارها و بارها چنین هشدارهایی داده است؛ به همین دلیل این اظهارات دیگر تقریباً توجهی جلب نمیکنند. اما مهم است که تهدیدهای ترامپ را عادی نکنیم؛ تهدیدهایی که معمولاً با وعدههایی برای ویران کردن زیرساختهای ایران همراه هستند؛ از جمله وعده برای نابودی پلها و نیروگاهها. چنین حملاتی بر اساس قوانین بینالمللی، جنایت جنگی محسوب خواهند شد.
رئیسجمهور آمریکا بارها وعده داده است ایران را نابود کند. دیگر رهبران غربی و رسانههای خبری معمولاً این اظهارات را به حساب لافزنی و غیرقابلپیشبینی بودن ترامپ میگذارند، اما این تهدیدها پیامدهای واقعی در جهان دارند. با عادی تلقی کردن ادبیات ترامپ، جوامع آمریکا و غرب نسبت به ایده خشونت گسترده، از جمله هدف قرار دادن غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی، بهعنوان هدفی مشروع در جنگ، هرچه بیشتر بیحس و بیتفاوت میشوند. و البته جنگ اسرائیل در غزه نیز بسیاری از مردم جهان غرب را نسبت به جنایتهای گسترده، از جمله بمباران شدید که به تلفات و آوارگی گسترده غیرنظامیان منجر میشود، حساسیتزدایی کرده است.
ترامپ چند هفته پس از آغاز جنگ، زمینه را برای تهدیدهای آخرالزمانی علیه ایران فراهم کرد؛ زمانی که مشخص شد آمریکا به پیروزی سریع نظامیای که او امیدوار بود به دست آورد، نخواهد رسید. ترامپ در ۷ آوریل، در حالی که میان موافقت با آتشبس و دستور برای انجام بمبارانهای حتی شدیدتر در نوسان بود، در پیامی در شبکههای اجتماعی به شکلی شوم اعلام کرد: امشب یک تمدن بهطور کامل نابود خواهد شد و دیگر هرگز بازگردانده نخواهد شد.
در روزهای منتهی به این اظهارنظر، ترامپ مجموعهای از هشدارها را مبنی بر اینکه اگر ایران تنگه هرمز را بازگشایی نکند، آمریکا زیرساختهای این کشور را نابود خواهد کرد، مطرح کرده بود. پیش از آنکه تهران در آغاز جنگ عملاً این آبراه را ببندد، حدود یکپنجم عرضه جهانی نفت و گاز مایع از طریق تنگه هرمز عبور میکرد. ترامپ در اول آوریل، در یک سخنرانی در ساعات پربیننده از کاخ سفید، تهدید کرد ایران را «به عصر حجر بازخواهد گرداند». ترامپ در ۶ آوریل مدعی شد ایران «میتواند در یک شب از بین برده شود» و گفت آمریکا برنامهای برای نابودی تمام پلها و نیروگاههای این کشور دارد؛ بهگونهای که این زیرساختها «دیگر هرگز قابل استفاده نباشند»؛ اظهاراتی که در واقع اعلام قصد او برای ارتکاب جنایتهای جنگی بود.
ترامپ ساعت ۸ شب به وقت آمریکا در روز ۷ آوریل را بهعنوان ضربالاجل برای پذیرش خواستههایش از سوی ایران تعیین کرده بود. با نزدیک شدن این ضربالاجل، ترامپ پست مشهور و اکنون بدنام خود را در شبکه اجتماعی تروث سوشال منتشر کرد و وعده داد تمدن ایران را محو کند. این تهدید به ارتکاب جنایتهای جنگی گسترده علیه کشوری با ۹۰ میلیون نفر جمعیت، خشم و اعتراض جهانی را برانگیخت و دبیرکل سازمان ملل متحد و پاپ نیز آن را محکوم کردند. برخی کارشناسان حقوق بشر استدلال کردند که اظهارات ترامپ ممکن است مصداق تهدید به ارتکاب نسلکشی باشد؛ جنایتی که کنوانسیون نسلکشی سازمان ملل آن را اقداماتی تعریف میکند که «با هدف نابودی کلی یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی» انجام شوند.
اندکی پیش از آنکه ضربالاجل ترامپ به پایان برسد، نخستوزیر پاکستان اعلام کرد که آمریکا و ایران با برقراری فوری آتشبس موافقت کردهاند. اما ترامپ هرگز بابت اظهارات خود عذرخواهی نکرد و آن را پس نگرفت. و چرا باید با وجود خشم و اعتراضی که سخنانش ایجاد کرد، برای چنین کاری تحت فشار قرار بگیرد؟ در جهان امروز، تهدید به نسلکشی یا حتی اجرای آن، پیامد چندانی در پی ندارد.
تهدید ترامپ برای نابودی ایران تا حدی بازتاب نظم بینالمللی جدیدی است که طی سه سال گذشته شکل گرفته است؛ نظمی که در آن آمریکا میلیاردها دلار سلاح در اختیار اسرائیل قرار داده و از این رژیم حمایت کرده است، در حالی که تل آویو جنگی نسلکشانه را در غزه به راه انداخته است. ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری خود رفتاری بیثباتتر و شبیه یک خودکامه مست قدرت از خود نشان داده است. اما او همچنین از یک نظم جهانی نوظهور بهره برده است؛ نظمی که در آن رهبران غربی دههها هنجار بینالمللی و ظاهر حاکمیت قانون را از بین بردهاند؛ همه برای آنکه به اسرائیل اجازه دهند به خونریزی خود در غزه و لبنان ادامه دهد.
همانگونه که در مورد غزه رخ داد، بیشتر قدرتها و رهبران غربی نسبت به مرگ و رنج فلسطینیها، ایرانیها، لبنانیها و دیگر مردم خاورمیانه بیحس شدهاند. و تا زمانی که این بیحسی و مصونیت از مجازات ادامه داشته باشد، تهدید رئیسجمهور آمریکا به نابودی گسترده جوامع و تمدنها—همانگونه که ترامپ در مورد ایران انجام داده است—به امری عادی تبدیل خواهد شد.
اگرچه میتوان ترامپ را بهعنوان رهبر جهانی غیرقابلپیشبینی یا حتی غیرمنطقی که نهادها و هنجارهای جهانی را به سخره میگیرد، کنار گذاشت ــ نمونه کامل «نظریه مرد دیوانه» در سیاست خارجی آمریکا ــ اما جو بایدن، رئیسجمهوری پیشین آمریکا، نیز به هموار شدن مسیر برای عصر کنونی مصونیت از مجازاتی که در آن زندگی میکنیم کمک کرد. بایدن، همراه با دیگر رهبران غربی که پس از اکتبر ۲۰۲۳ حمایت بیقیدوشرطی از اسرائیل ارائه کردند—مدتها پیش از بازگشت ترامپ به کاخ سفید در اوایل سال ۲۰۲۵—برای محافظت از تل آویو در برابر پیامدهای اقداماتش، قوانین بینالمللی را نادیده گرفتند و تضعیف نمودند.
دولت بایدن طی ۱۵ ماه، نهادهای جهانی ــ از جمله دیوان بینالمللی دادگستری و دیوان کیفری بینالمللی ــ را تضعیف کرد تا به اسرائیل و نخستوزیرش، بنیامین نتانیاهو، کمک کند از مواجهه با پیامدهای جنایات جنگی خود در غزه اجتناب کنند. بایدن و دیگر رهبران غربی، پس از بیعملی و مانعتراشی در قبال این باریکه محصور، قوانین بینالمللی را بیمعنا کردند و تنها مسئله زمان بود تا ترامپ نیز هرگونه تظاهر به پایبندی به ادبیات والای حقوق بشر و حاکمیت قانون را کنار بگذارد. ترامپ ترجیح میدهد قدرت نظامی آمریکا و توانایی خود برای وارد کردن ویرانی گسترده به دشمنان ایالات متحده را به رخ بکشد.
عادیسازی جنایتهای اسرائیل در غزه در سراسر جهان بازتاب پیدا کرده است؛ از جمله در جنگ منطقهای در حال گسترشی که ایران و آمریکا را نیز درگیر خود کرده است. این روند همچنین خشم و اعتراض بینالمللی نسبت به تهدیدهای مکرر ترامپ برای نابودی ایران را، حتی در فاصلهای تنها چند ماه، کاهش داده است. در حالی که هشدار آخرالزمانی ترامپ در ماه آوریل مبنی بر اینکه «یک تمدن نابود خواهد شد» با محکومیت جهانی روبهرو شد، اظهارات بعدی او تقریباً هیچ بازتابی پیدا نکرد.
ترامپ در ماه جولای مدعی شد آمریکا در ازای هر بار که تهران به یک کشتی در تنگه هرمز شلیک کند، یک پل یا نیروگاه در ایران را بمباران خواهد کرد. چنین اقدامی در واکنش به حمله به یک کشتی و هدف قرار دادن اهداف غیرنظامی، جنایت جنگی محسوب میشود، اما ترامپ کاری کرده است که چنین تهدیدهایی عادی و بخشی معمول از جنگ به نظر برسند. دستکم آمریکاییها و دیگر مردم جهان باید او را بهخاطر چنین اظهاراتی مورد بازخواست قرار دهند و به او اعتراض نمایند.


