فرهنگفرهنگ عمومی

ستایش «انسان معمولی» در دنیای نمایش‌های دروغین | وقتی قرار نیست قهرمان زندگی خودمان باشیم

روایت‌های کتاب «دوستان اجتماعی و سایر دروغ‌ها» نوشته مارال توکلی کازرونی می‌گوید در جهانی که همه می‌خواهند موفق، جذاب و تحسین‌برانگیز به نظر برسند، گاهی صادقانه‌ترین روایت همان داستانی است که در آن هیچ پیروزی بزرگی اتفاق نمی‌افتد.

همشهری‌آنلاین- علی‌الله سلیمی: در روزگاری که همه می‌کوشند بهترین نسخه خودشان را به نمایش بگذارند، اعتراف به شکست‌ها، اشتباهات و تصمیم‌های عجیب گذشته می‌تواند نوعی جسارت باشد. کافی است سری به شبکه‌های اجتماعی بزنیم تا با انبوهی از زندگی‌های ظاهراً موفق روبه‌رو شویم؛ آدم‌هایی که انتخاب‌هایشان درست از آب درآمده، رابطه‌هایشان به سامان است و حتی لحظه‌های معمولی زندگی‌شان هم شبیه صحنه‌ای از یک فیلم خوش‌ساخت به نظر می‌رسد. در این میان، کمتر کسی حاضر است از سوتی‌ها، بدشانسی‌ها و خاطراتی حرف بزند که ترجیح می‌دهد برای همیشه فراموش‌شان کند. کتاب «دوستان اجتماعی و سایر دروغ‌ها» نوشته مارال توکلی کازرونی که نشر خزه آن را منتشر کرده، از همان ابتدا مسیر دیگری را انتخاب می‌کند. نویسنده در مقدمه تأکید می‌کند که قرار نیست با قهرمان‌هایی روبه‌رو شویم که بر دشمنان و مشکلاتشان پیروز می‌شوند. آنچه او وعده می‌دهد، گزارشی از شکست‌ها، سوتی‌ها و بدشانسی‌های زندگی است؛ روایتی که به‌جای ستایش بی‌وقفه موفقیت، مخاطب را به پذیرفتن نقص‌ها و خندیدن به آنها دعوت می‌کند. این انتخاب، در نگاه اول، شاید فقط تصمیمی برای نوشتن خاطراتی خنده‌دار به نظر برسد؛ اما در پس آن پرسشی اجتماعی وجود دارد: چرا این‌قدر اصرار داریم تصویری بی‌نقص از خودمان ارائه کنیم؟ چرا اشتباهات‌مان را پنهان می‌کنیم و حتی وقتی از گذشته حرف می‌زنیم، می‌کوشیم از دل ناکامی‌هایمان داستانی قهرمانانه بیرون بکشیم؟

  • طنز از جایی شروع می‌شود که خودمان را جدی نمی‌گیریم

یکی از ویژگی‌های روایت‌های کتاب، قرار گرفتن نویسنده در مرکز موقعیت‌های کمیک است. او فقط دیگران را دست نمی‌اندازد؛ خودش هم با میل‌ها، اشتباه‌ها و تصمیم‌های گاه عجیبش به میدان می‌آید. این ویژگی را می‌توان در یکی از روایت‌ها، «دوستان اجتماعی و سایر دروغ‌ها» که عنوان کتاب هم از آن برگرفته شده دید. روایتی که در آن، خجالتی بودن نامزد و واکنش راوی به رفتار او، موقعیتی خنده‌دار می‌سازد. در این روایت، نامزد محجوب راوی هنگام مواجهه با ورود ناگهانی یکی از دوستان، چنان دستپاچه می‌شود که پشت مبل پناه می‌گیرد. راوی اعتراف می‌کند که این رفتار، با وجود فراهم کردن زمینه خنده و غیبت دوستان، برای او لذت‌بخش بوده است. بعدها هم وقتی نامزدش را به جمع دوستان می‌برد، همان دوست با دیدن تغییر ظاهر او کنایه‌ای می‌زند: «نه به اون تسبیح درازت، به این یقه بازت!» طنز این صحنه فقط در رفتار خجالت‌آور نامزد خلاصه نمی‌شود. آنچه موقعیت را جذاب‌تر می‌کند، فاصله میان تصویر اولیه شخصیت‌ها و رفتار واقعی آنهاست؛ فاصله‌ای که در بسیاری از روابط انسانی وجود دارد. آدم‌ها همیشه مطابق تصوری که از آنها ساخته‌ایم رفتار نمی‌کنند و خود ما هم گاهی در موقعیت‌هایی قرار می‌گیریم که با تصویری که از شخصیت خودمان داریم، سازگار نیست. در چنین روایتی، نویسنده نیازی ندارد برای هر رفتار توضیحی اخلاقی ارائه کند یا از خاطره‌اش نتیجه‌ای بزرگ بگیرد. کافی است موقعیت را با جزئیات و لحنی صمیمی تعریف کند تا تناقض‌های زندگی روزمره خودشان را نشان دهند.

  • فاصله میان آنچه نشان می‌دهیم و آنچه واقعاً هستیم

در نمونه دیگری از روایت‌های کتاب، «پر و بالی که در کلینیک جا ماند»، راوی برای چکاپ حیوانات خانگی‌اش با پزشک تماس می‌گیرد، اما اصرار دارد نوبت به‌گونه‌ای تنظیم شود که پزشک دیگری هم در کلینیک حضور داشته باشد؛ مردی که به او علاقه دارد، هرچند متخصص پرندگان است و ارتباطی با حیوانات خانگی راوی ندارد! راوی با صراحت از علاقه‌اش می‌گوید و ظاهر مرد را با جزئیاتی توصیف می‌کند که نشان می‌دهد او در ذهنش به شخصیتی جذاب تبدیل شده است. سپس از آماده شدن برای رفتن به کلینیک و همراه کردن مادرش حرف می‌زند. در اینجا، مراجعه پزشکی بهانه‌ای برای دیدار با مرد موردعلاقه است؛ موقعیتی آشنا که از تضاد میان دلیل ظاهری یک رفتار و انگیزه واقعی آن، طنز می‌سازد. اهمیت این روایت در آن است که راوی برای موجه جلوه دادن رفتار خود تلاش نمی‌کند. او نقشه کوچک و عاشقانه‌اش را آشکارا تعریف می‌کند و اجازه می‌دهد خواننده به موقعیت بخندد. این صداقت، طنز را از تمسخر دیگران متمایز می‌کند. ما نه‌فقط به رفتار آدم‌های داستان، بلکه به شیوه‌ای که خودمان هم ممکن است در موقعیت‌های مشابه عمل کنیم، می‌خندیم. زبان نویسنده هم در شکل‌گیری این فضا نقش دارد. استفاده از واژه امروزی «کراش» در کنار تعبیرهای عامیانه، تشبیه‌های اغراق‌آمیز و لحن بی‌تکلف، به روایت‌ها حال‌وهوایی خودمانی می‌دهد. زبان در اینجا قرار نیست فاصله‌ای میان نویسنده و مخاطب ایجاد کند؛ برعکس، خواننده را به جمعی دعوت می‌کند که در آن می‌توان از خاطرات شخصی حرف زد، از رفتارهای عجیب خود خندید و از جدیت بیش از اندازه فاصله گرفت. البته طنز خودزندگی‌نامه‌ای زمانی جذاب می‌شود که نویسنده فقط دیگران را سوژه خنده نکند. اعتراف به ساده‌لوحی، هیجان‌زدگی یا تصمیم‌های اشتباه خود، نوعی آسیب‌پذیری را وارد روایت می‌کند؛ همان چیزی که در بسیاری از تصویرهای بی‌نقص امروزی غایب است.

ستایش «انسان معمولی» در دنیای نمایش‌های دروغین | وقتی قرار نیست قهرمان زندگی خودمان باشیم

  • جامعه‌ای که شکست را تحمل نمی‌کند

فرهنگ موفقیت، در شکل افراطی خود، از آدم‌ها می‌خواهد همیشه در حال پیشرفت باشند. شکست باید به تجربه‌ای آموزنده تبدیل شود، رابطه ناموفق باید مقدمه شناخت بهتر خود باشد و هر اشتباه باید در نهایت به تصمیمی درست منتهی شود. حتی ناکامی هم وقتی پذیرفتنی است که بتوانیم آن را به داستانی انگیزه‌بخش تبدیل کنیم. اما زندگی همیشه چنین نظم مرتبی ندارد. گاهی تصمیمی می‌گیریم که نتیجه‌اش فقط دردسر است؛ گاهی در موقعیتی خجالت‌آور قرار می‌گیریم و گاهی هم سال‌ها بعد، با یادآوری رفتار خودمان، نمی‌دانیم باید شرمنده باشیم یا بخندیم. همه این تجربه‌ها لزوماً معنای بزرگی ندارند و قرار نیست هرکدام به پیروزی ختم شوند. از این منظر، دعوت کتاب به پذیرفتن نقص‌ها و خندیدن به آنها را می‌توان نوعی فاصله گرفتن از الزام دائمی موفق بودن دانست. این نگاه نه شکست را انکار می‌کند و نه ادعا دارد که هر تجربه تلخی با طنز حل می‌شود. بلکه یادآوری می‌کند که اشتباه کردن، دستپاچه شدن و حتی رفتارهای متناقض داشتن، بخشی از تجربه انسانی است. در شبکه‌های اجتماعی، مدیریت تصویر شخصی به یکی از دغدغه‌های دائمی تبدیل شده است. آدم‌ها می‌کوشند نه‌فقط زندگی بهتری داشته باشند، بلکه زندگی‌شان را بهتر از آنچه هست نشان دهند. در چنین شرایطی، روایت صادقانه یک خاطره خجالت‌آور می‌تواند بیش از آنکه صرفاً سرگرم‌کننده باشد، راهی برای کنار گذاشتن موقت این نقاب‌ها باشد. عنوان «دوستان اجتماعی و سایر دروغ‌ها» هم از همین منظر کنجکاوی‌برانگیز است. این عنوان ما را به فکر درباره فاصله میان مناسبات ظاهری و احساسات واقعی می‌اندازد؛ درباره نقش‌هایی که در جمع بازی می‌کنیم و تصویرهایی که از خود و دیگران می‌سازیم. البته برای داوری کامل درباره همه ابعاد کتاب، باید روایت‌های بیشتری از آن را در نظر گرفت؛ اما نمونه‌های موجود نشان می‌دهند که طنز شخصی می‌تواند بستری برای دیدن تناقض‌های آشنای روابط انسانی باشد.

  • حق معمولی بودن

شاید ارزش چنین روایت‌هایی در این باشد که به ما اجازه می‌دهند همیشه قهرمان داستان زندگی خودمان نباشیم. گاهی می‌توانیم اشتباه کرده باشیم، از سر هیجان تصمیم گرفته باشیم، برای دیدن کسی بهانه‌ای بتراشیم یا رفتاری از خود نشان داده باشیم که بعدها به خاطره‌ای خنده‌دار تبدیل شود. لازم نیست همه این لحظه‌ها را با توضیح و توجیه از زندگی‌نامه‌مان حذف کنیم. «دوستان اجتماعی و سایر دروغ‌ها» با تکیه بر طنز شخصی و بازگویی موقعیت‌های روزمره، به چنین امکانی نزدیک می‌شود: اینکه به‌جای پنهان کردن نقص‌ها، آنها را بخشی از داستان خود بدانیم. شاید خندیدن به خود، همیشه نشانه بلوغ یا راه‌حل همه مشکلات نباشد؛ اما می‌تواند فاصله‌ای میان ما و شرمندگی‌های گذشته ایجاد کند و کمک کند خودمان را با سخت‌گیری کمتری ببینیم. در جهانی که همه می‌خواهند موفق، جذاب و تحسین‌برانگیز به نظر برسند، گاهی صادقانه‌ترین روایت همان داستانی است که در آن هیچ پیروزی بزرگی اتفاق نمی‌افتد. فقط آدمی وجود دارد با تصمیم‌های عجیب، خاطرات خجالت‌آور و توانایی خندیدن به خودش. شاید برای دوست‌داشتنی بودن، لازم نباشد همیشه بهترین نسخه خودمان باشیم؛ گاهی کافی است بپذیریم که انسانیم، اشتباه می‌کنیم و زندگی، حتی وقتی مطابق برنامه پیش نمی‌رود، هنوز می‌تواند داستانی برای تعریف کردن داشته باشد.

چاپ اول(۱۴۰۵) کتاب «دوستان اجتماعی و سایر دروغ‌ها» نوشته مارال توکلی کازرونی در ۱۱۰ صفحه، با شمارگان ۳۰۰ نسخه از سوی انتشارات خزه چاپ و منتشر شده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا