سهم سینما از بلیتفروشی چگونه تغییر میکند؟ | طرحی برای شفافتر شدن مسیر پول در اکران

در طرح «تسهیم از مبدأ فروش بلیت سینماهای کشور» قرار است درآمد حاصل از فروش هر بلیت به صورت دقیقتر و بر اساس سهم تعیینشده میان صاحبان اثر و بخشهای مختلف چرخه اکران محاسبه شود.
همشهری آنلاین: در اقتصاد سینما، فروش بلیت فقط یک عدد روی جدول گیشه نیست؛ پشت هر بلیت فروختهشده، زنجیرهای از عوامل قرار دارند که هرکدام سهمی از درآمد آن دارند؛ از تهیهکننده و پخشکننده گرفته تا سینمادار. اما مسئله همواره این بوده که این درآمد چگونه و با چه سرعتی میان این بخشها تقسیم شود.
تا پیش از اجرای طرح «تسهیم از مبدأ فروش بلیت سینماهای کشور»، روند تقسیم درآمد اکران به شکل دیگری انجام میشد. فروش بلیت ابتدا در سامانههای فروش ثبت میشد و پس از طی مراحل محاسباتی و اداری، سهم هر بخش از درآمد مشخص و پرداخت میشد. این شیوه اگرچه سالها مورد استفاده بود، اما گاهی با مشکلاتی مانند طولانی شدن فرآیند تسویه، ابهام در محاسبه سهمها و دشواری دسترسی سریع تهیهکنندگان به اطلاعات دقیق فروش همراه بود. حالا طرح جدید قرار است این مسیر را تغییر دهد. در مدل «تسهیم»، تقسیم سهمها از همان نقطه فروش بلیت انجام میشود؛ یعنی درآمد حاصل از فروش هر بلیت، به صورت دقیقتر و بر اساس سهم تعیینشده میان صاحبان اثر و بخشهای مختلف چرخه اکران محاسبه خواهد شد.
به زبان ساده، هدف این است که دیگر پول فروش فیلم ابتدا وارد یک مسیر طولانی برای محاسبه و تفکیک نشود، بلکه سهم هر بخش از همان ابتدا مشخص باشد. این تغییر میتواند باعث شود تهیهکنندگان و سرمایهگذاران سینما سریعتر از وضعیت مالی فیلم خود مطلع شوند و بدانند یک اثر تا چه اندازه توانسته هزینههای خود را جبران کند. اهمیت این موضوع برای سینماگران از آنجا بیشتر میشود که تولید فیلم، بهویژه در شرایط اقتصادی امروز، نیازمند برنامهریزی دقیق مالی است. وقتی بازگشت سرمایه یک فیلم شفافتر باشد، تصمیمگیری برای تولید آثار بعدی نیز آسانتر خواهد شد. همچنین پخشکنندگان و سینماداران هم تصویر روشنتری از گردش مالی اکران خواهند داشت.
در مراسم رونمایی از اجرای این طرح در موزه سینما، مدیران سینمایی و فعالان این حوزه بر نقش شفافیت مالی در بهبود اقتصاد سینما تأکید کردند. نگاه موافقان این است که تسهیم میتواند یکی از مشکلات قدیمی اکران، یعنی فاصله میان فروش واقعی فیلم و دریافت سهم عوامل مختلف، را کاهش دهد.
البته اجرای هر طرح اقتصادی تازه، تنها با طراحی یک سامانه یا تغییر یک فرآیند اداری به نتیجه نمیرسد. موفقیت «تسهیم» به میزان هماهنگی میان سینماها، سامانههای فروش، شرکتهای پخش و صاحبان فیلمها بستگی دارد. اگر این سیستم بتواند اطلاعات دقیق و پرداخت منظم را تضمین کند، میتواند گامی مهم در جهت شفافتر شدن اقتصاد اکران باشد.
برای تماشاگر سینما شاید این تغییر در ظاهر یک موضوع فنی و مدیریتی باشد، اما نتیجه نهایی آن میتواند به شکل غیرمستقیم روی آینده سینما اثر بگذارد؛ زیرا هرچه مسیر درآمدزایی فیلمها روشنتر باشد، امکان سرمایهگذاری و تولید آثار تازه نیز بیشتر خواهد شد.


