چین چگونه شوک نفتی جنگ ایران را جذب کرد؟

۶ ماه پس از آغاز جنگ ایران و اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز، بازار جهانی نفت هنوز با سناریوی انفجار قیمتها که در ابتدای جنگ مطرح میشد، مواجه نشده است؛ بخشی از این وضعیت به سیاستی بازمیگردد که چین طی سالهای گذشته برای کاهش آسیبپذیری خود در برابر بحرانهای انرژی دنبال کرده است.
همشهری آنلاین – گروه سیاسی: تنگه هرمز برای چین یک نقطه آسیبپذیری راهبردی است؛ اما واکنش پکن به بحران نشان داده است که این کشور پیش از آغاز جنگ برای چنین شوکی آماده شده بود. برداشت از ذخایر نفت، تغییر مسیر واردات، کاهش مصرف نفت و گسترش انرژیهای جایگزین به چین امکان داده است بخشی از فشار ناشی از اختلال در بازار جهانی را جذب کند؛ سیاستی که اکنون به یکی از عوامل مهم در جلوگیری از تشدید بحران انرژی تبدیل شده است.
۶ ماه پس از آغاز جنگ ایران، بازار جهانی نفت با وجود تداوم اختلال در تردد از تنگه هرمز هنوز به بدترین سناریوهای پیشبینیشده در ابتدای جنگ نرسیده است. خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی که ۱۹ سپتامبر (۲۸ شهریور) منتشر کرد، یکی از عوامل مهم این وضعیت را نحوه مدیریت بازار انرژی توسط چین دانست؛ کشوری که بزرگترین خریدار نفت ایران و یکی از بزرگترین مصرفکنندگان نفت جهان است و در سالهای گذشته ذخایر نفتی گستردهای ایجاد کرده است. به نوشته آسوشیتدپرس، چین با تکیه بر این ذخایر و کاهش واردات نفت خام، بخشی از شوک ایجادشده در بازار جهانی را جذب کرده است.
اهمیت این موضوع فقط در حجم ذخایر چین نیست، بلکه در نحوه استفاده پکن از آنهاست. چین پیش از آغاز جنگ، حدود ۱.۴ میلیارد بشکه نفت در ذخایر دولتی و تجاری خود انباشته کرده بود؛ ذخیرهای که به نوشته چتمهاوس، برای پوشش چند ماه واردات این کشور کافی بود. این موسسه در تحلیلی که ۱۷ سپتامبر (۲۶ شهریور) منتشر کرد، نوشت چین پس از اختلال در هرمز، واردات نفت خود را کاهش داد، بخشی از نفت مورد نیازش را از منابعی خارج از خلیج فارس تامین کرد و بخش دیگری از کاهش واردات را از ذخایر خود جبران کرد.
اما بخش مهمتر ماجرا این است که پکن صرفا نفت ذخیرهشده را جایگزین نفت وارداتی نکرده است. چتمهاوس مینویسد کاهش واردات چین در ماههای نخست جنگ، در کنار برداشت از ذخایر، با کاهش واقعی مصرف نفت نیز همراه شد. کاهش فعالیت پالایشگاهها و محدودیت صادرات سوخت باعث شد بخشی از نفتی که در شرایط عادی باید وارد چرخه مصرف میشد، در داخل چین باقی بماند. به این ترتیب، پکن توانست فشار ناشی از کاهش عرضه جهانی را بدون آنکه تمام آن را به بازار بینالمللی منتقل کند، مدیریت کند.
گزارش جمعه ۱۸ سپتامبر (۲۷ شهریور) آژانس بینالمللی انرژی نیز تصویر مشابهی ارائه میدهد. این نهاد اعلام کرد ذخایر قابل مشاهده نفت جهان در ۶ ماه گذشته حدود ۵۰۷ میلیون بشکه کاهش یافته و از کاهش ذخایر نفت خام کشورهای خارج از سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، حدود ۶۵ درصد مربوط به مخازن روی زمین در چین بوده است. این داده نشان میدهد چین در جریان بحران تنها یک ذخیره احتیاطی در اختیار نداشته، بلکه عملا بخشی از ذخایر خود را برای عبور از شوک انرژی به کار گرفته است.
در عین حال، واکنش چین فقط به ذخیرهسازی نفت محدود نمانده است. چتمهاوس در تحلیل خود استدلال میکند که توسعه خودروهای برقی و برقیسازی اقتصاد چین نیز به پکن کمک کرده است تا در برابر کاهش دسترسی به نفت مقاومت بیشتری داشته باشد. بر اساس این تحلیل، بیش از ۶۰ درصد فروش ماهانه خودروهای داخلی چین در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ مربوط به خودروهای برقی بوده است. بنابراین بخشی از حملونقل چین در برابر شوک نفتی، وابستگی کمتری به مصرف مستقیم نفت دارد.
این روند در روزهای اخیر حتی نشانههایی از بازگشت چین به نقش تامینکننده بازار منطقهای نیز داشته است. رویترز در گزارش روز جمعه نوشت صادرات فرآوردههای نفتی چین در ماه آگوست ۱۲.۷ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافته و صادرات سوخت جت به رکورد جدیدی رسیده است. این اتفاق پس از آن رخ داد که پکن محدودیتهایی را که در آغاز جنگ برای حفظ امنیت عرضه داخلی اعمال کرده بود، تا حدی کاهش داد. در واقع چین در شرایطی که بسیاری از کشورها برای تامین انرژی خود با مشکل مواجهاند، توانسته بخشی از ظرفیت پالایشی خود را نیز دوباره به بازار خارجی اختصاص دهد.
با این حال، این وضعیت به معنای مصونیت چین از بحران نیست. آژانس بینالمللی انرژی هشدار داده است که ذخایر جهانی با سرعت بالایی در حال کاهش است و ادامه اختلال در عرضه خاورمیانه میتواند فشار بیشتری بر بازار وارد کند. از سوی دیگر، حملات اخیر به زیرساختهای عربستان و کاهش ظرفیت برخی مسیرهای جایگزین هرمز، نشان داده است که بحران دیگر محدود به خود تنگه نیست و شبکه گستردهتری از مسیرهای انتقال انرژی را تحت فشار قرار داده است.
از همین زاویه، تجربه چین را باید فراتر از یک موفقیت در مدیریت ذخایر نفت دید. چتمهاوس این سیاست را بخشی از راهبرد بلندمدت پکن برای کاهش آسیبپذیری در برابر نقاط انسداد انرژی میداند؛ راهبردی که از ذخیرهسازی نفت تا توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و خودروهای برقی امتداد پیدا کرده است. تنگه هرمز برای چین همچنان یک نقطه آسیبپذیر جدی است، اما واکنش پکن به جنگ ایران نشان میدهد که این کشور تلاش کرده است وابستگی خود به یک مسیر یا یک منبع انرژی را به یک نقطه شکست تبدیل نکند.
از این منظر، جنگ ایران برای چین صرفا یک بحران انرژی نیست؛ آزمونی برای راهبرد «خودکفایی و امنیت انرژی» پکن است. چین با استفاده از ذخایر خود توانسته بخشی از شوک نفتی را جذب کند، اما ادامه بحران میتواند این ذخایر را فرسوده و هزینه حفظ این تابآوری را بیشتر کند. به همین دلیل، آنچه در ماههای آینده اهمیت خواهد داشت فقط قیمت نفت نیست، بلکه این پرسش است که پکن تا چه اندازه میتواند میان حفظ امنیت انرژی داخلی، ادامه حمایت از اقتصاد خود و جلوگیری از تشدید بحران جهانی نفت تعادل ایجاد کند.



