
مادر مقتول پس از دیدن خوابی عجیب از کربلا و دیدن پرچم متبرک حرم روی مزار پسرش، از قصاص قاتل فرزند ورزشکار خود گذشت.
همشهری آنلاین – حوادث: شانزدهم آبان سال ۱۴۰۰ در یکی از خیابانهای شیراز، گزارشی از یک درگیری به پلیس اعلام شد. در جریان این درگیری جوان ۳۷ ساله ای به نام حسین بر اثر اصابت چند ضربه چاقو به شدت زخمی و به بیمارستان منتقل شد، اما تلاش پزشکان برای نجات جان او نتیجه نداد و وی جان باخت.
با مرگ حسین، ماجرا رنگ و بوی جنایی به خود گرفت و تیم جنایی و بازپرس ویژه قتل وارد عمل شدند. بررسیها نشان داد مقتول و ضارب پیش از حادثه در خیابان با هم بحث کرده بودند. طبق شواهد، حسین قصد داشته سوار ماشینش شود که متهم به دنبالش رفته، در خودرو را باز کرده و با چاقو به او حمله کرده است. آنطور که شاهدان می گفتند، ضارب پس از حمله مرگبار از محل گریخته بود.
اعتراف به قتل
با انجام تحقیقات میدانی، هویت متهم به دست آمد و مدتی بعد با شناسایی مخفیگاهش به دام پلیس افتاد. پسر جوان در بازجوییها به قتل اعتراف کرد و گفت: حسین(مقتول) را از قبل میشناختم. ما با هم شوخی و کلکل داشتیم، اما همین شوخیها باعث اختلاف بین ما شده بود. به طوریکه آتش کینه در دلم روشن شده بود تا اینکه روز حادثه به صورت اتفاقی حسین را در خیابان دیدم، بحث مان بالا گرفت و نتوانستم خشمم را کنترل کنم.
وی در ادامه افزود: سه روز بود که نخوابیده بودم و به شدت عصبی بودم. وقتی او با بی اعتنایی به سمت ماشینش رفت تا آنجا را ترک کند، خشم من بیشتر شد. بی اختیار به سمتش هجوم بردم و ناخواسته جانش را گرفتم. الان از کاری که کردهام خیلی پشیمانم و از خانواده مقتول حلالیت میطلبم.
حکم قصاص و انتظار برای اجرا
با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده به دادگاه کیفری استان فارس فرستاده شد. قضات دادگاه پس از بررسی محتویات پرونده، برای عامل این درگیری مرگبار حکم قصاص صادر کردند و این حکم در مراحل بعدی نیز تایید شد. در این شرایط پرونده برای اجرای حکم به مرحله نهایی رسید و شمارش معکوس برای قصاص قاتل آغاز شد اما درست در روزهایی که همه چیز به سمت اجرای قصاص پیش میرفت، تصمیمی غیرمنتظره از سوی مادر مقتول، سرنوشت پرونده را تغییر داد.
خواب عجیب و نشانهای از بخشش
همه چیز برای اجرای حکم قصاص آماده و قرار بود قاتل به زودی پای چوبه دار برود اما مادر مقتول خواب عجیبی دید که به باور او، نشانه ای برای گذشت از قصاص بود. او در گفت و گو با همشهری با همشهری درباره جزییات سخت ترین تصمیم زندگیش می گوید: وقتی پسرم از دنیا رفت، شادی از زندگی ما رخت بربست. تا مدت ها رخت سیاه عزا تنم بود. پسرم حسین ورزشکار بود و همه او را دوست داشتند. رفتن ناگهانی او، برای ما بسیار غیرمنتظره بود. انگار نور خانه ام خاموش شده بود و خشم داشتم از فردی که با بی رحمی جان پسرم حسین را گرفته و ما را سیاه پوش جگرگوشه ام کرده بود تا اینکه چند وقت قبل خواب عجیبی دیدم؛ درست همزمان با قطعی شدن حکم قصاص قاتل حسینم و آغاز شمارش معکوس برای اجرای حکم.
وی ادامه می دهد: خواب دیدم کربلا هستم. امام حسین(ع) را به شکل نوری دیدم و ایشان به پسرم هدیهای دادند. پسرم هم جعبه هدیه را به من داد. وقتی از خواب بیدار شدم، هنوز آفتاب طلوع نکرده بودم، نمازم را خواندم و فورا رفتم سر خاک پسرم.
وی در ادامه میگوید:همانجا دیدم روی مزارش پرچم متبرک کربلا قرار دارد. شوکه شدم وخیلی تحت تأثیر قرار گرفتم. حس کردم این خواب و این صحنه، نشانهای است برای اینکه قاتل پسرم را ببخشم. همان لحظه تصمیم گرفتم از قصاص بگذرم.
معامله با خدا سر مزار فرزند
این مادر داغدار در بخش دیگری از صحبتهایش تأکید میکند که تصمیمش از روی احساس لحظهای نبوده و پس از فکر و تامل به این نتیجه رسیده است. وی میگوید: من نمیخواهم جان بگیرم و خانوادهای دیگر را عزادار کنم. اگر قاتل پسرم قصاص شود، پسرم زنده نمیشود، فقط یک خانواده دیگر داغدار میشود. یک مادر دیگر به عزای پسرش می نشیند و من واقعا این موضوع را نمی توانم تحمل کنم. من همان روز بر سر مزار پسرم با خدای خودم معامله کردم. هرچند سخت ترین تصمیم زندگی ام بود اما به حرمت سیدالشهدا، قاتلش را بخشیدم و به او فرصت زندگی دوباره داد.
توبه قاتل و پایان یک پرونده سنگین
مادر حسین همچنین میگوید متهم در زندان پشیمان شده و قول داده مسیر زندگیاش را تغییر دهد. وی در ادامه میگوید:گفتند توبه کرده و قول داده آدم درستی شود. من امیدوارم از این بخشش درس بگیرد و دیگر هیچوقت دست به کوچکترین خلافی نزند.
اعلام این گذشت، خانواده قاتل را در اشک شوق فرو برد و پرونده از جنبه قصاص مختومه شد. با این حال، قاتل همچنان باید از لحاظ جنبه عمومی جرم پای میزمحاکمه برود.




