سیاست خارجیسیاسی

تحریم، جنگ و مرزهای ایران؛ آیا همسایه‌ها در حال فاصله گرفتن از تهران هستند؟

با وجود تشدید تحریم‌های آمریکا و اختلالات ناشی از جنگ، تجارت ایران و قزاقستان نه‌تنها متوقف نشده، بلکه در سال ۲۰۲۵ رشد قابل توجهی داشته است؛ هرچند افزایش فشارهای تحریمی، ریسک استفاده از مسیرهای تجاری ایران را برای طرف‌های منطقه‌ای بیشتر کرده است.

همشهری آنلاین – گروه سیاسی: تشدید تحریم‌های آمریکا و اختلال ناشی از جنگ، تجارت خارجی ایران را بیش از آنکه به سمت «قطع رابطه با همسایگان» ببرد، به سمت تجارت پرهزینه‌تر، محدودتر و محتاطانه‌تر سوق داده است. ارمنستان، ترکمنستان، قزاقستان و پاکستان هنوز به بازار، انرژی و مسیرهای ترانزیتی ایران نیاز دارند، اما ریسک تحریم ثانویه و ناامنی مسیرهای دریایی باعث شده شرکت‌ها و بانک‌های این کشورها با احتیاط بیشتری با ایران کار کنند. در این میان، بندر شهید رجایی و مسیرهای دریایی آسیب‌پذیرتر از مرزهای زمینی شمال و شرق ایران به نظر می‌رسند.

شاخص مهمتر، وضعیت کامیون‌ها، قطارها، بنادر، گمرک‌ها، بانک‌ها و شرکت‌های تجاری است. این داده‌ها تصویر پیچیده‌تری ارائه می‌کنند: همسایه‌های ایران هنوز تجارت با تهران را کنار نگذاشته‌اند، اما حاضر نیستند هزینه سنگین تحریم‌های آمریکا را برای این تجارت بپردازند.

بندرعباس؛ نقطه اصلی فشار

مهمترین نشانه فشار را باید در جنوب ایران جست‌وجو کرد. آسوشیتدپرس در گزارشی از بندرعباس در روز سه‌شنبه نوشت فعالیت اقتصادی بندر شهید رجایی، که ظرفیت جابه‌جایی حدود ۱۰۰ میلیون تن کالا در سال دارد، به شدت کاهش یافته است. بنا به ادعای آسوشیتدپرس فعالیت گمرکی مربوط به واردات مواد غذایی از هند و پاکستان در اثر محاصره و اختلالات دریایی تا ۹۰ درصد کاهش یافته و صدها شغل نیز تحت تاثیر قرار گرفته است.

این داده مهمتر از بسیاری از اظهارات رسمی درباره «ادامه تجارت» است. زیرا بخش قابل توجهی از واردات ایران از مسیر دریا انجام می‌شود و کالاهایی مانند غلات، نهاده‌های دامی، روغن، مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای نمی‌توانند به سادگی از مرزهای زمینی جایگزین شوند.

روی دیگر این مسئله، وضعیت تنگه هرمز است. رویترز نیز سه‌شنبه گزارش داد عبور کشتی‌های حامل کالا از هرمز کاهش یافته و در روز دوشنبه تنها ۷ کشتی کالایی از این آبراه عبور کرده‌اند؛ در مقابل، تردد کشتی‌ها از باب‌المندب افزایش یافته است. بنابراین اولین و مهمترین ضربه به تجارت ایران در حال حاضر دریایی است، نه زمینی.

اما مرزهای شمالی هنوز باز هستند. این نکته با فرضیه «همسایه‌ها دیگر با ایران همکاری نمی‌کنند» سازگار نیست. در مورد قزاقستان، شواهد حتی خلاف این برداشت را نشان می‌دهد. قزاقستان در تابستان امسال برای احداث یک پایانه لجستیکی اختصاصی در بندر شهید رجایی توافقی ۲۷ ساله با ایران امضا کرد. این پایانه قرار است دسترسی قزاقستان محصور در خشکی را به خلیج فارس و بازارهای جنوبی و فراتر از آن تسهیل کند.

بر اساس گزارشی که تایمز آسیای میانه منتشر کرده، تجارت قزاقستان و ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۶.۴ درصد افزایش یافته و به ۴۳۰.۲ میلیون دلار رسیده است. همچنین حجم بار در مسیر کریدور شمال ـ جنوب حدود ۳.۵ میلیون تن گزارش شده و حمل‌ونقل ریلی دوجانبه نیز ۶۹ درصد افزایش داشته است.

این آمار یک واقعیت مهم را نشان می‌دهد: آستانه هنوز ایران را یک مسیر استراتژیک می‌داند. اما این به معنای بی‌اعتنایی قزاقستان به تحریم‌های آمریکا نیست.

روز سه‌شنبه، آمریکا شرکت‌هایی در قزاقستان، ترکیه، امارات و مالزی را در ارتباط با شبکه تامین قطعات و خدمات برای ماهان ایر تحریم کرد. وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز هشدار داده همکاری با نهادهای تحریم‌شده ایرانی می‌تواند دسترسی شرکت‌ها به نظام مالی جهانی را به خطر بیندازد.

بنابراین قزاقستان با یک تناقض روبه‌رو است: به مسیر ایران نیاز دارد، اما نمی‌تواند هر نوع معامله‌ای با ایران را بپذیرد.

ارمنستان؛ تجارت ادامه دارد، اما ریسک بالاتر رفته است

در مورد ارمنستان نیز تعبیر «قطع همکاری» دقیق نیست. بر اساس آمار رسمی ارمنستان که رویترز گزارش کرده، تجارت ۲ کشور در نیمه نخست ۲۰۲۶ به حدود ۳۷۱.۴ میلیون دلار رسیده که ۸.۴ درصد بیشتر از مدت مشابه سال قبل است. واردات ارمنستان از ایران حدود ۳۳۶.۹ میلیون دلار بوده و صادرات ارمنستان به ایران حدود ۴۲.۸ میلیون دلار گزارش شده است.

اما این اعداد یک نکته دیگر را هم نشان می‌دهند: تجارت ایران و ارمنستان بسیار بیشتر به نفع صادرات ایران است. بنابراین اگر تحریم‌ها باعث افزایش هزینه پرداخت، حمل‌ونقل یا بیمه شوند، ارمنستان همچنان به کالا و انرژی ایران نیاز دارد، ولی قدرت مانور آن برای گسترش تجارت محدود می‌شود.

از سوی دیگر، ایروان همزمان در حال توسعه مسیرهای جدید قفقازی است. به گزارش سمافور (Semafor) در ۳ سپتامبر، ارمنستان در حال نزدیک شدن به پروژه ترانزیتی مورد حمایت آمریکا است، در حالی که تلاش می‌کند روابط خود با ایران و روسیه را نیز حفظ کند.

بنابراین ارمنستان نمونه خوبی از سیاست «۲ مسیر» است: ایران را کنار نمی‌گذارد، اما نمی‌خواهد آینده اقتصادی خود را به ایران وابسته کند.

ترکمنستان؛ وابستگی متقابل، اما محتاطانه

ترکمنستان وضعیت متفاوتی دارد. این کشور به دلیل ساختار اقتصادی و سیاست خارجی بسته خود معمولا کمتر از ارمنستان در معرض شبکه‌های مالی غرب قرار دارد. از طرف دیگر، مسیر ریلی و جاده‌ای ایران برای دسترسی ترکمنستان به بازارهای جنوبی اهمیت دارد.

در نتیجه در مورد ترکمنستان نیز شواهد موجود بیشتر از کاهش ریسک‌پذیری حکایت دارد تا قطع تجارت.

مشکل اصلی این است که جنگ و ناامنی می‌تواند حجم تجارت را کاهش دهد حتی بدون اینکه هیچ دولتی تصمیم سیاسی به توقف تجارت گرفته باشد. وقتی کامیون، قطار، بیمه‌گر یا شرکت حمل‌ونقل ریسک یک مسیر را بالا ببیند، تجارت به تدریج به مسیر دیگری منتقل می‌شود.

پاکستان؛ شاید روشن‌ترین نمونه

پاکستان تصویر ملموس‌تری ارائه می‌کند. از یک سو اسلام‌آباد هنوز تجارت با ایران را به عنوان یک مسیر مهم حفظ کرده است. حتی پیش از تشدید جنگ، پاکستان مقررات بانکی و صادراتی خود را برای امکان ارسال کالا به ایران و از طریق ایران به آسیای مرکزی تسهیل کرده بود.

از سوی دیگر، تجارت در مرز ایران و پاکستان همچنان تحت فشارهای امنیتی، مالی و لجستیکی قرار دارد.

اما یک گزارش از رسانه منطقه‌ای دنیانیوز در روز سه‌شنبه نکته مهمی را نشان می‌دهد: با وجود جنگ ایران و آمریکا و تنش‌های منطقه‌ای، تجارت ایران و پاکستان ادامه داشته و حدود ۲ هزار و ۳۳۰ کامیون صادراتی از مرزهای ۲ کشور عبور کرده‌اند.

این شاید بهترین مثال برای رد یک برداشت افراطی باشد: جنگ و تحریم تجارت را سخت‌تر کرده‌اند، اما هنوز نتوانسته‌اند تجارت زمینی ایران و پاکستان را متوقف کنند.

پس تحریم آمریکا دقیقا چه تغییری ایجاد کرده است؟

مسئله اصلی دیگر «همراهی یا عدم همراهی» دولت‌های همسایه نیست. مسئله، هزینه همکاری است.

یک شرکت ارمنستانی ممکن است بخواهد از ایران کالا بخرد؛ یک شرکت قزاق ممکن است بخواهد از بندرعباس استفاده کند؛ یک تاجر پاکستانی ممکن است بخواهد کالا را از ایران وارد کند. اما اگر بانک، شرکت بیمه، شرکت کشتیرانی یا تامین‌کننده مالی آنها بترسد که به دلیل این معامله تحریم شود، معامله یا انجام نمی‌شود یا با هزینه بیشتری انجام می‌شود.

اینجا تحریم ثانویه آمریکا اثر خود را نشان می‌دهد. واشنگتن سه‌شنبه ۱۷ شهریور تحریم جدید مرتبط با ایران وضع کرد و علاوه بر شرکت‌های ایرانی، واسطه‌ها و شبکه‌های خارجی مرتبط با آنها را نیز هدف گرفت.

بنابراین اثر تحریم لزوما این نیست که گمرک مرزی را ببندد. اثر مهمتر می‌تواند این باشد که بانک پرداخت نمی‌کند، بیمه‌گر پوشش نمی‌دهد، شرکت حمل‌ونقل ریسک نمی‌کند و شریک تجاری قیمت بیشتری مطالبه می‌کند. نتیجه این است که همسایه‌ها از ایران جدا نشده‌اند، اما فاصله ریسک را بیشتر کرده‌اند.

قزاقستان همچنان به بندرعباس می‌اندیشد؛ ارمنستان تجارتش با ایران را افزایش داده؛ پاکستان همچنان از مرز ایران برای تجارت استفاده می‌کند؛ و مسیرهای ترکمنستان همچنان برای اتصال ایران به آسیای مرکزی اهمیت دارند. در عین حال، تحریم‌های آمریکا هزینه استفاده از این شبکه را بالا برده و جنگ نیز مهمترین مسیر، یعنی مسیر دریایی جنوب، را تحت فشار قرار داده است.

در نتیجه، آسیب‌پذیری اصلی ایران در کوتاه‌مدت در بندرها، کشتیرانی، بیمه و نظام پرداخت است؛ نه در اصل روابط تجاری با همسایگان.

اما اگر محاصره و تحریم‌های ثانویه طولانی شوند، داستان می‌تواند تغییر کند. در آن صورت کشورهایی مانند قزاقستان، ارمنستان و ترکمنستان ممکن است به تدریج سرمایه‌گذاری و زنجیره‌های تامین خود را به مسیرهای جایگزین منتقل کنند. این برای ایران خطرناک‌تر از کاهش موقت چند میلیارد دلار تجارت است؛ زیرا می‌تواند وابستگی ساختاری همسایگان به مسیرهای ایرانی را کاهش دهد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا