سرگرمی

ماجرای خرید جنگنده اف-۱۴ آمریکایی توسط ایران

تقریباً بلافاصله پس از فروکش کردن آتش جنگ جهانی دوم و هم‌زمان با آغاز تلاش‌ها برای بازسازی اروپا، بی‌اعتمادی و سوءظن متقابل میان ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفت. هر دو کشور در پی تقویت حوزه‌های نفوذ خود و دولت‌های وابسته به آن بودند.

برای جلوگیری از گسترش نفوذ شوروی در سطح منطقه‌ای و جهانی، سیاست «مهار» در کاخ سفید آغاز شد و برای دهه‌ها به‌عنوان یکی از اصول راهنمای سیاست خارجی آمریکا عمل کرد. داستان اینکه چگونه ایران به قدرتمندترین نیروی هوایی منطقه تبدیل شد، از جمله با در اختیار داشتن حدود سه بال از جنگنده‌های F-۱۴ Tomcat ساخت کمپانی Northrop Grumman، کاملاً در چارچوب همین سیاست مهار در دوران جنگ سرد قرار می‌گیرد.

شاه ایران، جنگ سرد و تسلیحات آمریکایی

محمدرضا پهلوی در جریان جنگ جهانی دوم و پس از آنکه متفقین پدر متمایل به آلمانِ او را وادار به کناره‌گیری کردند، به مقام پادشاهی رسید. پس از تثبیت قدرت، او بلافاصله روند تقویت نیروهای مسلح ایران را آغاز کرد.

این اقدام تا حد زیادی ناشی از حضور نیروهای شوروی در بخش‌های شمالی ایران، به‌ویژه در آذربایجان بود. همین مسئله باعث شد شاه احتمال حمله، اشغال و حتی الحاق ایران توسط شوروی را یک تهدید واقعی بداند.

در این دوره، خرید تسلیحات آمریکایی توسط تهران هفت برابر افزایش یافت…

تهدید شوروی موجب شکل‌گیری یک مشارکت میان آمریکا و ایران شد و تا سال ۱۹۴۲، یک مأموریت مشاوره نظامی آمریکا در ایران آغاز به کار کرد. هدف این برنامه آموزشی، افزایش توانایی ژاندارمری ایران بود. در سال ۱۹۴۳ نیز مأموریت مشابهی برای آموزش ارتش ایران آغاز شد.

تا سال ۱۹۴۷، آمریکا شروع به اعطای اعتبار مالی به ایران کرد، در شرایطی که منابع مالی آن تقریباً به ته رسیده بود. این اعتبار برای خرید تجهیزات نظامی مازاد استفاده شد.

جنگنده اف-۱۴ ایرانی در فرودگاه مهرآباد

در مجموع تنها ۷۱۲ فروند جنگنده F-۱۴ Tomcat ساخته شد. این موضوع نشان می‌دهد که چگونه راهبردهای جنگ سرد، هزینه‌ها و نقش ایران، بر تولید محدود این جنگنده نمادین تأثیر گذاشتند.

یکی از بخش‌های کلیدی این نوسازی نظامی، نیروی هوایی شاهنشاهی ایران (IIAF) بود. همان‌طور که سرگرد رونالد ای. برگکوئیست اشاره می‌کند، شاه پهلوی در کتاب خود در سال ۱۹۶۱ با عنوان ماموریت برای وطنم نوشته است:

«نیروهای مسلح ما، و به‌ویژه نیروی هوایی ما، ضعیف هستند و از کمبود مدرن‌ترین تجهیزات رنج می‌برند.» او همچنین تصریح می‌کند که نیروی هوایی در آن زمان «یک نیروی کوچک بود که عمدتاً برای پشتیبانی از نیروهای زمینی در عملیات‌های محدود طراحی شده بود.»

نیروی هوایی ایران به هواپیمایی نیاز داشت که هم یک جنگنده برتری هوایی چندمنظوره بوده و هم راداری قدرتمند داشته باشد تا خلأهای موجود در شبکه راداری زمینی آسیب‌پذیر را پوشش دهد. این نیازها خیلی زود توسط دولت آمریکا پاسخ داده شد؛ دولتی که به‌خوبی می‌دانست ایران حلقه‌ای مهم در راهبرد مهار شوروی توسط این کشور است.

پنتاگون

ورود رئیس‌جمهور نیکسون و مجتمع نظامی-صنعتی

تا سال ۱۹۷۱، بریتانیا به تعهدات سنتی امنیتی خود در منطقه خلیج فارس پایان داد. برای پر کردن این خلأ، ریچارد نیکسون، عربستان سعودی و ایران را به‌عنوان دو ستون قابل اعتماد برای راهبرد منطقه‌ای آمریکا در نظر گرفت. همان‌طور که جیمز والتر مولر و اریک بیسلی نای توضیح می‌دهند:

«بزرگ‌ترین تعهد تسلیحاتی بعدی آمریکا در دیداری کوتاه اما بسیار مهم در ۲۱ مه ۱۹۷۲ شکل گرفت. رئیس‌جمهور نیکسون در مسیر بازگشت از مسکو به آمریکا، یک شب در تهران توقف کرد. گفته می‌شود در همین توقف کوتاه، او به شاه گفت که می‌تواند هر نوع تسلیحات متعارفی را که می‌خواهد از ایالات متحده خریداری کند.»

پروژه‌ای با نام «پادشاه پارسی» عنوان رسمی برنامه‌ای ۳۰۰ میلیون دلاری بود که نیروی هوایی ایران را به جنگنده F-۱۴ مجهز کرد…

در این دوره، خرید تسلیحات آمریکایی توسط تهران هفت برابر افزایش یافت و طبق گزارش آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا (DIA)، خریدهای ایران شامل «جنگنده‌های F-۴، F-۵ و F-۱۴، هلیکوپترهای تهاجمی AH-۱ Cobra، تانک‌های M60، موشک‌های زمین‌به‌هوای HAWK و SM-۱ و همچنین موشک‌های ضدتانک هدایت‌شونده TOW» بود.

در حالی که جنگنده F-۴ با ۱۶۶ فروند، ستون فقرات ناوگان نیروی هوایی را تشکیل می‌داد، F-۱۴ به جواهر تاج نیروی هوایی در حال رشد ایران تبدیل شد و اهداف تعیین‌شده توسط شاه را برآورده کرد یا حتی از آن فراتر رفت.

اف-۱۴ نیروی هوایی ایران

F-۱۴ Tomcat راهی ایران می‌شود

بین سال‌های ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۷، نیروی هوایی شاهنشاهی ایران (IIAF) رشد چشمگیری را تجربه کرد و تعداد نیروهای آن از حدود ۱۷ هزار نفر به نزدیک ۱۰۰ هزار نفر رسید. این افزایش نیرو با رشد تعداد هواپیماهای رزمی نیز همراه بود، به‌طوری که شمار آن‌ها از ۱۷۵ به ۳۴۱ فروند افزایش یافت. در میان این هواپیماها، جنگنده F-۱۴ Tomcat ساخت نورثروپ گرومن نیز حضور داشت.

پروژه‌ای با نام «پادشاه پارسی» عنوان رسمی برنامه ۳۰۰ میلیون دلاری بود که نیروی هوایی ایران را به جنگنده F-۱۴ مجهز کرد و آن را به یک سد دفاعی قدرتمند در برابر هرگونه ماجراجویی احتمالی شوروی در منطقه تبدیل ساخت.

قرارداد «پادشاه پارسی» در ۷ ژانویه ۱۹۷۴ امضا شد و شامل تحویل نخستین ۳۰ فروند F-۱۴ به‌همراه مقدار زیادی قطعات یدکی، موتورهای اضافی و یک بسته تسلیحاتی پیشرفته بود که شامل ۴۲۴ فروند موشک AIM-۵۴ Phoenix می‌شد. این موشک هدایت‌شونده راداری هوا‌به‌هوا به تامکت امکان می‌داد هم‌زمان با چندین هدف در ارتفاع بالا، حتی فراتر از میدان دید، درگیر شود.

ویژگی‌های کلی

مشخصه داده
خدمه ۲ نفر (خلبان و افسر رهگیری راداری)
طول ۱۹.۱ متر
دهانه بال باز: ۱۹.۵۵ متر / جمع‌شده: ۱۱.۵۸ متر
ارتفاع ۴.۸۸ متر
مساحت بال ۵۴.۵ متر مربع
وزن خالی ۱۹,۸۳۸ کیلوگرم
وزن با بار ۲۷,۷۰۰ کیلوگرم
حداکثر وزن برخاست ۳۳,۷۲۰ کیلوگرم
پیشرانه ۲ موتور توربوفن پس‌سوزدار General Electric F110-GE-۴۰۰
رانش خشک هرکدام ۶۱.۴ کیلونیوتن
حداکثر ظرفیت سوخت ۷,۳۴۸ کیلوگرم داخلی؛ ۹,۰۷۲ کیلوگرم با دو مخزن خارجی ۲۶۷ گالنی

اطلاعات ارائه‌شده توسط: MAPS Air Museum

شرکت گرومن که در آستانه ورشکستگی قرار داشت… زمانی که شاه به بانک ملی ایران دستور داد منابع مالی لازم را برای اجرای سفارش نیروی هوایی ایران در اختیار این شرکت قرار دهد، عملاً از فروپاشی نجات یافت.

ویژگی‌های کلی

مشخصه داده
حداکثر سرعت ۲.۳۴ ماخ (۲,۴۸۵ کیلومتر بر ساعت) در ارتفاع بالا
شعاع عملیاتی ۹۲۶ کیلومتر
برد انتقالی ۲,۹۶۰ کیلومتر
سقف پرواز ۱۵,۲۰۰ متر
نرخ اوج‌گیری بیش از ۱۳,۷۰۰ متر در دقیقه
بارگذاری بال ۵۵۳.۹ کیلوگرم بر متر مربع
نسبت رانش به وزن ۰.۹۱

اطلاعات ارائه‌شده توسط: MAPS Air Museum

شش ماه بعد، در ژوئن ۱۹۷۴، ۵۰ فروند دیگر از مدل F-14A خریداری شد که شامل ۲۹۰ موشک Phoenix نیز بود. در مجموع، هزینه این بسته عظیم تسلیحاتی به ۲ میلیارد دلار رسید که در آن زمان بزرگ‌ترین فروش نظامی خارجی در تاریخ آمریکا محسوب می‌شد.

با توجه به ابعاد و پیچیدگی این برنامه تسلیحاتی و سایر قراردادهای فروش و آموزش نظامی، جای تعجب نیست که ایران در دهه ۱۹۷۰ بزرگ‌ترین مشتری تجهیزات نظامی آمریکا بود.

قرارداد «پادشاه پارسی» احتمالاً نورثروپ گرومن را نجات داد

این سفارش عظیم و تمایل شاه برای عملیاتی شدن F-۱۴ در نیروی هوایی ایران، در نهایت پروژه تامکت را که به‌شدت در آستانه شکست قرار داشت، نجات داد. دلیل این وضعیت، افزایش هزینه‌ها و تأخیرهای مکرر در پروژه‌های پیچیده تسلیحاتی آمریکا بود.

تا سال ۱۹۷۴، زمانی که نورثروپ گرومن در حال تولید نخستین سری از تامکت‌ها برای نیروی دریایی آمریکا و ایران بود، کنگره آمریکا به‌دلیل همین مشکلات، بودجه برنامه را مسدود کرده بود. این شرکت که در آستانه ورشکستگی قرار داشت، زمانی جان تازه گرفت که شاه به بانک ملی ایران دستور داد منابع مالی لازم را برای اجرای این سفارش تأمین کند.

در مه ۱۹۷۴، نخستین گروه از خلبانان ایرانی F-۴ وارد پایگاه هوایی NAS Miramar در کالیفرنیا شدند تا آموزش خود برای پرواز با F-۱۴ را آغاز کنند…

اگر این تزریق به‌موقع و حیاتی منابع مالی از سوی ایران نبود، شاید کل برنامه F-۱۴ به‌راحتی متوقف می‌شد و نیروی دریایی آمریکا جنگنده اصلی ناوگانی خود را از دست می‌داد.

جنگنده‌های اف-۱۴ ایرانی

آغاز آموزش: خلبانان ایرانی برای آموزش به آمریکا اعزام می‌شوند

ابعاد این قرارداد تسلیحاتی شامل آموزش خدمه پروازی نیروی هوایی ایران برای کار با F-۱۴ و همچنین نیروهای فنی برای نگهداری آن بود.

پیش از ورود نخستین F-14ها به ایران، یک پایگاه هوایی جدید در بیابان‌های نزدیک اصفهان و در فاصله کمی بیش از ۳۳۹ کیلومتری جنوب تهران ساخته شد. این پایگاه در آن زمان «پایگاه شکاری تاکتیکی ۸» (TFB-۸) نام داشت. برای تأمین نیروی انسانی این پایگاه، نخستین گروه منتخب برای این برنامه به آمریکا اعزام شدند.

بر اساس گفته‌های تام کوپر و فرزاد بیشاپ:

«در مه ۱۹۷۴، نخستین گروه شامل چهار خلبان بسیار باتجربه F-۴ ایرانی وارد پایگاه NAS Miramar در کالیفرنیا شدند تا آموزش خود را با واحد آموزشی F-۱۴ نیروی دریایی آمریکا در ساحل غربی، یعنی VF-۱۲۴ موسوم به Gunfighters آغاز کنند. این افراد شامل ژنرال عبدالحسین مینوسپهـر، سرگردها مجتبی زنگنه و محمد فروَهار و سروان کارن حیدرزاده بودند.»

پس از این گروه اولیه، در ماه ژوئن، گروهی ۸۰ نفره از افسران وارد پایگاه NAS Oceana در ویرجینیا شدند تا آموزش خود را در واحد VF-۱۰۱ با لقب Grim Reapers آغاز کنند.

در حالی که خلبانان در حال یادگیری جزئیات پیچیده F-۱۴ بودند، نیروهای فنی ایرانی به شرکت Pratt & Whitney اعزام شدند تا جنبه‌های فنی موتور پیشرفته TF30 را فرا بگیرند. همچنین ۲۶ مهندس به بخش تسلیحات شرکت Hughes Aircraft Corporation دسترسی پیدا کردند تا دانش خود درباره رادار AWG-۹، سامانه‌های مرتبط و موشک AIM-54A Phoenix را توسعه دهند.

تا سال ۱۹۷۸، نیروی هوایی ایران از نظر تعداد و کیفیت هواپیماها، تسلیحات و سطح آموزش، به قدرتمندترین نیروی هوایی منطقه تبدیل شده بود.

حمله دانشجویان خط امام به سفارت آمریکا در تهران

از متحد تا تهدید

تا ژانویه ۱۹۷۹، شرایط به‌طور چشمگیری تغییر کرده بود. شاه در پی یک انقلاب مردمی از ایران خارج شد؛ انقلابی که دلایل متعددی داشت، از جمله نارضایتی از حکومت او، رکود اقتصادی و این دیدگاه که او به‌نوعی وابسته به آمریکا است.

وضعیت در ۴ نوامبر ۱۹۷۹ به‌طور قابل‌توجهی وخیم‌تر شد، زمانی که دانشجویان ایرانی به سفارت آمریکا در تهران یورش بردند و ۵۲ آمریکایی را به گروگان گرفتند. این بحران ۴۴۴ روز به طول انجامید و در این مدت، آمریکا روابط دیپلماتیک خود با ایران را قطع کرد.

اکنون مسئله این بود که ایران به عنوان متحد دیروز و دشمن امروز، برخی از پیشرفته‌ترین سامانه‌های تسلیحاتی آمریکا را در اختیار داشت و هیچ تضمینی وجود نداشت که این تجهیزات به سایر بازیگران دشمن یا نیمه دشمن فروخته یا منتقل نشوند.

این نگرانی در جریان جنگ هشت‌ساله ایران و عراق، به‌ویژه در سال ۱۹۸۲، به اوج رسید. در آن زمان، چین به بزرگ‌ترین تأمین‌کننده تسلیحات ایران تبدیل شد و این همکاری برای چین بسیار سودمند بود. به ادعای مقامات آمریکایی، ایران به مهمات و تجهیزات زرهی مورد نیاز خود دست می‌یافت و در مقابل، چین به تجهیزات نظامی پیشرفته آمریکایی و روسی دسترسی پیدا می‌کرد.

بر اساس گزارش مؤسسه روابط بین‌الملل هلند:

«چین بیشتر توپخانه سنگین و تانک‌های ایران را تأمین کرد و ایران نیز در مقابل، سلاح‌های ساخت شوروی به‌دست‌آمده از عراق و همچنین هواپیماهای پیشرفته ساخت آمریکا که در دوران شاه به ایران تحویل داده شده بودند، از جمله جنگنده/بمب‌افکن F-۴ Phantom و فناوری سوخت‌گیری هوایی را در اختیار چین قرار داد.»

با توجه به گستردگی تجهیزات آمریکایی در زرادخانه ایران و وضعیت آسیب‌پذیر این کشور در جریان جنگ، برای برنامه‌ریزان نظامی آمریکا منطقی بود که F-۱۴ می‌تواند به یک ابزار چانه‌زنی مهم تبدیل شود. بنابراین، ضروری بود که هیچ تجهیزاتی، چه برای پشتیبانی از ناوگان F-۱۴ و چه برای مبادله، به ایران نرسد.

دو جنگنده اف-۱۴

تصمیم به نابودی

چیزی که شرایط را پیچیده‌تر کرد این بود که ایران در نهایت نیاز داشت ناوگان آسیب‌دیده خود را بازسازی کند. از همان سال ۱۹۸۲، نیروی هوایی ایران به‌شدت تضعیف شده بود.

بر اساس برآورد اطلاعاتی سیا در همان سال، نیروی هوایی ایران از سال ۱۹۸۰ حدود ۲۰۰ جنگنده را از دست داده بود، در حالی که پیش از جنگ بیش از ۴۰۰ فروند جنگنده در اختیار داشت. در آن زمان، هواپیماهای عملیاتی شامل ۳۵ تا ۴۰ فروند F-۴، حدود ۲۰ تا ۲۵ فروند F-۵ و ۱۰ تا ۱۵ فروند F-۱۴ بود.

همان گزارش نشان می‌دهد که حدود ۱۵۰ هواپیمای از رده خارج‌شده برای تأمین قطعات یدکی سایر هواپیماها مورد استفاده قرار گرفته بودند. کمبود قطعات تقریباً همه بخش‌ها را در بر می‌گرفت؛ از لاستیک گرفته تا آویونیک پیشرفته، تسلیحات و قطعات موتور. در این میان، قطعات مرتبط با کنترل پرواز، سامانه‌های راداری و موشک‌های هوا‌به‌هوا از حیاتی‌ترین نیازها بودند.

با توجه به تضعیف شدید نیروی هوایی ایران و تبدیل سریع این کشور به دشمن ایالات متحده، ضروری بود که هیچ قطعه‌ای از F-۱۴ به دست ایران نرسد.

در نتیجه، تصمیم گرفته شد ۱۶۵ فروند باقی‌مانده F-۱۴ در پایگاه نیروی هوایی Davis-Monthan منهدم شوند. این تصمیم پس از آن اتخاذ شد که مشخص شد خریدارانی از ایران، چین و سایر کشورها از خلأهای برنامه فروش تجهیزات مازاد استفاده کرده و به تجهیزات حساس، از جمله قطعات مرتبط با F-۱۴، دست یافته‌اند.

F-۱۴؛ جنگنده‌ای که سرنوشتش با ایران گره خورد

از سال ۱۹۷۴ تا زمان بازنشستگی در سال ۲۰۰۶، جنگنده F-۱۴ Tomcat به‌عنوان رهگیر اصلی ناوگان، نقش مهمی در نیروی دریایی آمریکا ایفا کرد. رادار قدرتمند آن نیز این هواپیما را به یک دارایی ارزشمند برای نیروی هوایی ایران تبدیل کرده بود و به آن امکان می‌داد خلأهای سامانه دفاع هوایی زمینی خود را پوشش دهد. علاوه‌براین، حضور F-14ها در ایران، انجام اقدامات تهاجمی از سوی شوروی علیه این کشور را دشوارتر می‌کرد.

برای آمریکا، داشتن ایران به‌عنوان یک شریک امنیتی منطقه‌ای این امکان را فراهم می‌کرد که تمرکز بیشتری بر نیروها و تجهیزات خود در اروپا و تا حدی در آسیا داشته باشد.

با این حال، همان‌طور که در بسیاری از سیاست‌های آمریکا رخ داده، تقویت ایران در نهایت به یک پیامد معکوس منجر شد؛ زیرا آمریکا کشوری را تقویت کرد که بعدها به دشمن آن تبدیل شد. در نهایت، سرنوشت F-۱۴ نیز به همین ماجرا گره خورد.



نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا