اضطراب اجتماعی قابل درمان است

تحصیل، شغل، روابط اجتماعی و حتی تصمیمهای مهم زندگی فرد، ممکن است تحتتأثیر اضطراب اجتماعی قرار گیرد.
رامتین مرتضوی: «اضطراب اجتماعی» فقط خجالتی بودن یا کمی استرس هنگام صحبت با دیگران نیست؛ ترسی عمیق و مداوم از قضاوت، تمسخر یا تحقیر شدن است که میتواند فرد را از شرکت کردن در مهمانی، حضور در جمع، ارائه مطلب در محیط کار یا دانشگاه و حتی برقراری ارتباطات ساده روزمره و گفتگو دور کند. فرد مبتلا ممکن است آنقدر نگران نگاهِ دیگران باشد که تحصیل، شغل، روابط اجتماعی و حتی تصمیمهای مهم زندگی خود را تحتتأثیر این ترس قرار دهد؛ اما خبر خوب این است که اضطراب اجتماعی، برخلاف تصور بسیاری، اختلالی قابل درمان است.
وقتی ترس از قضاوت، زندگی را اداره میکند
دکتر فریده بشیری گودرزی، روانشناس، مشاور خانواده و مدیر یک مرکز روانشناسی به خبرنگار «اطلاعات» میگوید: اضطراب اجتماعی یا
« social anxiety» به ترس و نگرانی شدید و مداوم از قضاوت، تمسخر یا تحقیر شدن در موقعیتهای اجتماعی گفته میشود. فرد مبتلا معمولا در چنین شرایطی دائما با خود فکر میکند «اگر اشتباه کنم، همه به من میخندند»، «اگر جلوی جمع صحبت کنم، صدایم میلرزد و دیگران متوجه اضطرابم میشوند» یا «اگر به مهمانی بروم، همه به ظاهر و رفتار من توجه میکنند و ممکن است مرا مسخره کنند».
وی ادامه میدهد: این نگرانیها ممکن است در ظاهر ساده به نظر برسند، اما برای فرد مبتلا بسیار جدی و ناتوانکننده هستند. او ممکن است از حضور در مهمانی، آشنا شدن با افراد جدید، تماس تلفنی، پاسخ دادن به پرسش دیگران، پرسیدن سئوال، غذا خوردن در جمع، ارائه کار یا سخنرانی اجتناب کند. در واقع، مسأله فقط ترس از قرار گرفتن در جمع نیست؛ بلکه نگرانی از این است که دیگران درباره او چه فکری خواهند کرد.
اضطراب اجتماعی با خجالتی بودن متفاوت است
بشیری گودرزی میگوید: یکی از نکات مهم در شناخت اضطراب اجتماعی، تفاوت آن با خجالتی بودن معمولی است. خجالتی بودن معمولا حالتی خفیف و گذراست که ممکن است در برخی موقعیتها ایجاد شود و پس از مدتی از بین برود اما در اضطراب اجتماعی، ترس و نگرانی شدت و تداوم بیشتری دارد و میتواند عملکرد فرد را در بخشهای مختلف زندگی مختل کند.
وی میافزاید: فرد مبتلا ممکن است به دلیل ترس از ارتباط با دیگران، فرصتهای تحصیلی یا شغلی خود را از دست بدهد، روابط اجتماعی محدودی داشته باشد یا از موقعیتهایی که نیازمند تعامل با دیگران هستند، دوری کند. بنابراین، زمانی که اضطراب اجتماعی بر زندگی روزمره، تحصیل، شغل، روابط و رفتوآمدهای فرد تأثیر جدی میگذارد، دیگر نمیتوان آن را صرفا خجالتی بودن دانست.
ترس از حضور در برابر دیگران
به گفته این مشاور خانواده، براساس معیارهای تشخیصی اختلالات روانی، از جمله آنچه در DSM-۵ (راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی) مطرح شده است، فرد مبتلا به اضطراب اجتماعی، در یک یا چند موقعیت اجتماعی که ممکن است در آنها در معرض توجه یا ارزیابی دیگران قرار بگیرد، ترس یا اضطراب شدیدی را تجربه میکند. صحبت کردن با افراد غریبه، حضور در مهمانی، شرکت در کلاس یا جلسه، صحبت کردن در جمع و پاسخ دادن به پرسش دیگران از جمله این موقعیتها هستند. نکته اصلی این است که فرد بیش از خود موقعیت اجتماعی، از ارزیابی و قضاوت دیگران میترسد. ممکن است دائما نگران باشد که اصطلاحا «ضایع شود»، دیگران حرفش را مسخره کنند یا متوجه شوند که مضطرب است.
بشیری گودرزی میگوید: هنگامی که فرد وارد چنین موقعیتی میشود، علائم جسمی اضطراب نیز ممکن است ظاهر شوند؛ تپش قلب، تعریق، لرزش بدن، خشکی دهان، قفل شدن ذهن یا دشواری در صحبت کردن از جمله این علائم هستند. در نتیجه، فرد ممکن است از موقعیت، فرار یا اساسا از حضور در آن خودداری کند. برای مثال مهمانی را لغو کند، از ارائه دادن کار خود صرفنظر کند یا حتی شغلی را که نیازمند ارتباط مداوم با دیگران است، نپذیرد. در برخی موارد، فرد ناچار است وارد این موقعیتها شود اما حضور او با فشار و اضطراب زیادی همراه است. این ترس معمولا بسیار بیشتر از خطری است که واقعا در آن موقعیت وجود دارد. برای تشخیص اضطراب اجتماعی، این وضعیت معمولا باید دستکم شش ماه ادامه داشته باشد و آنقدر شدید باشد که در زندگی روزمره، تحصیل، کار، روابط اجتماعی یا سایر حوزههای مهم زندگی اختلال ایجاد کند. همچنین این علائم نباید عمدتا ناشی از مصرف دارو یا مواد، بیماری جسمی یا اختلال روانی دیگری باشند.
روایت یک تجربه بالینی
وی با اشاره به اینکه در طول حدود ۳۰سال فعالیت بالینی و کار با مراجعان مبتلا به اضطراب اجتماعی، نمونههای مختلفی از تأثیر این اختلال بر زندگی افراد دیدهاست میافزاید: یکی از این موارد، مردی ۳۵ساله، مجرد و دارای مدرک کارشناسی ارشد بود که برای درمان اضطراب اجتماعی مراجعه کرده او از حضور در مهمانی، شرکت در جمع، صحبت کردن با دیگران، پاسخ دادن به پرسشها و حتی پرسیدن سئوال از افراد دیگر، ترس شدیدی داشت. با وجود تحصیلات دانشگاهی، اضطراب اجتماعی باعث شده بود به عنوان نگهبان شب در یک شرکت مشغول به کار شود؛ شغلی که ارتباط اجتماعی بسیار محدودی داشت. این فرد همچنین در روابط شخصی خود با مشکلات جدی مواجه شده و تجربه یک ازدواج ناموفق و طلاق را پشتسر گذاشته بود. بخش قابلتوجهی از مسیر تحصیلی او نیز به دلیل مجازی بودن آموزشها و کاهش موقعیتهای تعامل مستقیم با دیگران، امکانپذیر شده بود.
وی تشریح میکند: پس از ارزیابی اولیه و آغاز فرایند درمان، او بهتدریج توانست در موقعیتهای اجتماعی حضور پیدا کند، صحبت کند، به پرسشهای دیگران پاسخ دهد و بدون اضطراب شدید از دیگران سئوال بپرسد. کاهش اجتناب از موقعیتهای اجتماعی و مواجهه تدریجی با شرایطی که پیش از این از آنها فرار میکرد، به افزایش اعتماد به نفس او کمک کرد.
روشهای درمان
بشیری گودرزی میگوید: اضطراب اجتماعی اگرچه میتواند زندگی فرد را بهشدت محدود کند اما اختلالی قابل درمان است. یکی از مؤثرترین روشهای درمانی، رواندرمانی و بهویژه درمان شناختی- رفتاری است. در این روش، فرد یاد میگیرد افکار ترسناک و غیرواقعبینانه خود را شناسایی و بررسی کند؛ افکاری مانند این که «همه دارند مرا قضاوت میکنند» یا «اگر اشتباه کنم، همه مرا مسخره خواهند کرد».
این روانشناس میافزاید: یکی از بخشهای مهم درمان، مواجهه تدریجی با موقعیتهای اضطرابآور است. فرد به جای این که همیشه از شرایط اجتماعی فرار کند، مرحلهبهمرحله با آنها مواجه میشود تا مغز یاد بگیرد حضور در این موقعیتها الزاما به اتفاق خطرناکی منجر نمیشود. در مواردی که اضطراب شدید باشد، ممکن است روانپزشک نیز دارودرمانی را در کنار رواندرمانی توصیه کند. مصرف دارو باید حتما با نظر پزشک متخصص انجام شود. در کنار درمان اصلی، کاهش مصرف کافئین، داشتن خواب منظم و فعالیت بدنی نیز میتواند در کاهش سطح اضطراب مؤثر باشد، هرچند این اقدامات بهتنهایی جایگزین درمان تخصصی نیستند. همچنین برای افرادی که مدت زیادی از موقعیتهای اجتماعی دور بودهاند، تقویت مهارتهای ارتباطی میتواند نقش مهمی در بازسازی اعتمادبهنفس داشته باشد.
وی توضیح میدهد: در نهایت، هدف درمان اضطراب اجتماعی این نیست که فرد دیگر هرگز خجالت نکشد یا هیچوقت هنگام صحبت با دیگران مضطرب نشود؛ اضطراب بخشی طبیعی از تجربه انسانی است. هدف اصلی این است که اضطراب دیگر فرمانده زندگی فرد نباشد؛ یعنی حتی زمانی که کمی مضطرب است، بتواند در جمع حاضر شود، کارش را انجام دهد، ارتباط برقرار کند و از فرصتهای زندگی صرفا به دلیل ترس از قضاوت دیگران چشمپوشی نکند.
هدف اصلی
گاهی فاصله میان «خجالتی بودن» و «از دست دادن بخشی از زندگی» فقط در شدت یک ترس، خلاصه میشود. اضطراب اجتماعی میتواند فرد را وادارد تا از موقعیتهایی دور شود که برای دیگران کاملا عادی به نظر میرسند؛ از یک مهمانی ساده گرفته تا یک گفتگوی کاری یا پاسخ دادن به یک سئوال. اما مسأله اصلی، حذف کامل اضطراب نیست. قرار نیست فرد به موجودی تبدیل شود که هرگز دستپاچه نمیشود، بلکه هدف این است که ترس از قضاوت دیگران، تصمیمگیرنده زندگی او نباشد و وی بتواند با وجود اضطراب، همچنان زندگی کند، ارتباط برقرار کند و فرصتهایش را از دست ندهد.



