سیاست خارجیسیاسی

محدودیت های ترامپ در برابر ایران چیست؟ | دو مسیر پیش روی کاخ سفید در جنگ

پرونده ایران به یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف سیاسی دولت ترامپ تبدیل شده‌است؛ جایی که رئیس‌جمهور آمریکا میان ادعای قدرت‌نمایی در برابر تهران و هراس از هزینه‌های واقعی یک جنگ گسترده گرفتار شده‌است.

همشهری آنلاین – گروه سیاسی: نشریه آمریکایی «نیوزویک» در یکی از تازه‌ترین گزارش‌های خود درباره «جنگ ایران»، به تناقض‌های موجود در رویکردهای واشنگتن در قبال تهران پرداخته و معتقد است نزدیک‌شدن انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، عملاً دامنه مانور کاخ‌سفید در قبال ایران را محدود کرده‌است، چراکه هرگونه تشدید درگیری می‌تواند با افزایش قیمت نفت و سوخت، گسترش ناامنی در منطقه، تلفات نیروهای آمریکایی و تحمیل هزینه‌های اقتصادی، مستقیماً به پای جمهوری‌خواهان نوشته شود.

در چنین شرایطی، ایران به نقطه‌ای تبدیل شده که محاسبات سیاسی آمریکا را تحت تأثیر قرار داده و نشان می‌دهد واشنگتن برای عبور از بحران، بیش از آنکه با یک مسئله صرفاً نظامی مواجه باشد، با یک بن‌بست راهبردی و انتخاباتی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

محدودیت انتخاباتی ترامپ در قبال ایران

  • به‌نظر می‌رسد رئیس‌جمهور آمریکا، دست‌کم تا زمان برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، با محدودیت‌هایی جدی در نحوه برخورد با ایران مواجه است.
  • افکارعمومی آمریکا تمایل چندانی به ورود به یک جنگ گسترده‌تر ندارد و ترامپ نیز به‌خوبی می‌داند تشدید درگیری با ایران، می‌تواند در رقابت‌های نزدیک انتخاباتی ماه نوامبر، هزینه سنگینی برای جمهوری‌خواهان به همراه داشته باشد.
  • تهران نیز از این محدودیت سیاسی آمریکا آگاه است و همین مسئله، یکی از دلایل رفتارهای جسورانه ایران محسوب می‌شود.
  • مسئله اصلی این است که این محدودیت، پس از انتخابات تا حد زیادی از میان خواهد رفت. اگر ترامپ اکنون به دلیل نگرانی از واکنش رأی‌دهندگان از اتخاذ تصمیمی خودداری کند، اما بلافاصله پس از انتخابات همان سیاست را درپیش بگیرد، در واقع از انتخابات برای فرار از قضاوت افکارعمومی درباره تصمیمات خود استفاده کرده‌است. این رویکرد شاید از منظر سیاسی هوشمندانه باشد، اما فاقد ویژگی‌های رهبری مسئولانه است.

بحرانی واقعی، نه یک مناقشه سیاسی

  • مسئله ایران با برخی دیگر از مناقشه‌های سیاست‌خارجی ترامپ، مانند اختلافات او بر سر گرینلند، کانادا یا ناتو، تفاوت اساسی دارد.
  • پرونده ایران یک مسئله واقعی و پیچیده است که حل آن مستلزم پذیرش هزینه و تحمل‌فشار ازسوی جامعه آمریکا خواهد بود.
  • این بحران نیز ممکن است منتظر انتخابات میان‌دوره‌ای نماند.
  • ایران تقویم انتخاباتی آمریکا را به رسمیت نمی‌شناسد و همچنان بر ادعای خود درباره کنترل تنگه هرمز پافشاری می‌کند.
  • ازسوی دیگر، نباید تصور کرد تهران برای همیشه فشارهای اقتصادی آمریکا را بدون واکنش تحمل خواهد کرد.
  • بنابراین، احتمال دارد تحولات مربوط به ایران پیش از آنکه رأی‌دهندگان آمریکایی پای صندوق‌های رأی بروند، واشنگتن را با تصمیم‌های دشواری مواجه کند.

رویکرد مبهم ترامپ در جنگ با ایران

  • انتخاب راهبرد «تغییر حکومت در ایران» ازسوی دولت آمریکا، می‌تواند به معنای ورود آمریکا به یک جنگ طولانی و پرهزینه باشد.
  • این جنگ احتمال افزایش قیمت نفت، تلفات نیروهای آمریکایی و حملات تلافی‌جویانه ایران در سراسر منطقه را به همراه دارد.
  • ترامپ تاکنون همواره به مردم آمریکا وعده پیروزی بدون پرداخت هزینه داده و آنان را برای پذیرش دشواری‌های احتمالی آماده نکرده‌است.
  • دولت آمریکا پیش از هرگونه اقدام نظامی، باید روشن کند که هدفش چیست، پیروزی را چگونه تعریف می‌کند و برای پایان دادن به درگیری چه برنامه‌ای دارد.

محدودیت های ترامپ در برابر ایران چیست؟ | دو مسیر پیش روی کاخ سفید در جنگ

مردم آمریکا باید پیش از انتخابات بدانند

  • رأی‌دهندگان آمریکایی حق دارند پیش از انتخابات بدانند ترامپ در قبال ایران چه برنامه‌ای دارد.
  • اگر رئیس‌جمهور آمریکا معتقد است محاصره یا فشار اقتصادی می‌تواند دوباره به جنگ منجر شود، باید این موضوع را صریحاً به مردم بگوید.
  • اگر هدف نهایی او سقوط جمهوری اسلامی است، باید آن را نیز آشکار اعلام کند.
  • در مقابل، اگر اقدام نظامی در مقطع کنونی ضروری نیست، توضیح اینکه چرا دقیقاً پس از شمارش آرا ضروری می‌شود نیز دشوار خواهد بود.

مقایسه ترامپ با جانسون و نیکسون

  • لیندون جانسون در انتخابات ۱۹۶۴ خود را گزینه‌ای محتاط‌تر در قبال جنگ ویتنام معرفی کرد، در حالی که دولت او از پیش درحال بررسی افزایش قابل‌توجه تعهد نظامی آمریکا بود.
  • جانسون در انتخابات پیروز شد و پس از آن، تشدید گسترده جنگ اتفاق افتاد.
  • نمونه روشن‌تر، ریچارد نیکسون است؛ در سپتامبر ۱۹۷۲، هنری کیسینجر در گفت‌وگویی با نیکسون درباره شکست مذاکرات ویتنام گفت که اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، آمریکا باید پس از انتخابات «تمام‌قد» وارد عمل شود.
  • نیکسون نیز این موضوع را پذیرفت؛ او در نوامبر همان سال دوباره انتخاب شد و مدت کوتاهی بعد، بمباران موسوم به «بمباران کریسمس» آغاز شد.
  • آبراهام لینکلن نمونه متفاوتی از رهبری سیاسی است.
  • لینکلن در سال ۱۸۶۴ باور داشت جنگ داخلی ممکن است سبب شکست انتخاباتی او شود، اما همچنان سیاستی را که برای حفظ اتحاد آمریکا ضروری می‌دانست، دنبال کرد و حاضر شد نتیجه سیاست خود را مستقیماً در معرض قضاوت رأی‌دهندگان قرار دهد.

ضرورت یک راهبرد بین‌المللی

  • بحران ایران، تنها یک مسله دوجانبه میان تهران و واشنگتن نیست. هرگونه عملیات نظامی طولانی‌مدت می‌تواند بر بازار نفت، کشتیرانی، اسرائیل، خاورمیانه، روسیه و چین تأثیر بگذارد.
  • به همین دلیل، آمریکا برای مدیریت چنین بحرانی به یک ائتلاف بین‌المللی جدی نیاز دارد.
  • ترامپ، باید از همان ابتدا برای ایجاد چنین ائتلافی مشخص می‌کرد که آمریکا دقیقاً چه هدفی را دنبال می‌کند، پیروزی چه معنایی دارد و راه خروج از جنگ چیست.
  • همچنین باید از قبل برای واکنش‌های احتمالی ایران، از جمله حمله به کشتی‌ها، تلاش برای بستن تنگه هرمز، حمله به نیروها و متحدان آمریکا، اقدامات تروریستی و فشار بر بازار نفت، برنامه مشخصی ارائه می‌کرد.

انتخاب ترامپ چیست؟

  • آنچه تاکنون از ترامپ دیده شده، بیشتر شامل تهدید، لفاظی و اعلام پیروزی‌هایی بوده که تحولات بعدی آنها را زیرسئوال برده‌است.
  • رهبری واقعی، مستلزم ایجاد ائتلاف، تعیین هدف روشن، آمادگی برای سناریوهای احتمالی و صادق بودن با مردم درباره هزینه‌های سیاست‌خارجی است.
  • ترامپ همچنان فرصت دارد این مسیر را انتخاب کند و مانند لینکلن، سیاست خود را با تمام پیامدهایش در معرض قضاوت رأی‌دهندگان قرار دهد؛ یا اینکه به الگوی جانسون و نیکسون نزدیک شود، انتخابات را پشت‌سر بگذارد و سپس سیاستی را دنبال کند که پیش از انتخابات حاضر به پذیرش هزینه سیاسی آن نبوده‌است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا